<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خبرگزاري بيداري اسلامي در جمهوري آذربايجان</title>
	<atom:link href="http://www.bidari.info/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidari.info</link>
	<description>خبرگزاري بيداري اسلامي در جمهوري آذربايجان</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 Feb 2012 12:01:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>علمای دینی جمهوری آذربایجان بعد از جدایی از ایران (۲)</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7-2/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7-2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 12:01:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=361</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده : ولی جباری    چکیده:حکومت دیکتاتوری کمونیستی شوروی باوجود بیش از ۷۰ سال تسلط بر جان و مال ملت مسلمان آذربایجان، سیاست های ضد دینی و ضدبشری روس ها در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده : ولی جباری   </p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Times New Roman, Times, serif; font-size: small;">چکیده:</span><span style="font-family: Times New Roman, Times, serif;">حکومت دیکتاتوری کمونیستی شوروی باوجود </span>بیش از ۷۰ سال تسلط بر جان و مال ملت مسلمان آذربایجان، سیاست های ضد دینی و ضدبشری روس ها در تمامی ابعاد زندگی مردم، سرکوب سازمان یافته اسلام در تمامی ادوار حکومت تزار بخصوص شوروی و به ظن خود تربیت دو نسل از مردم با ایدئولوژی خود، هیچ وقت نتوانسته است اهداف دلخواه خود را بدست آورد. زنده ماندن دین اسلام و تعلق مردم به تشیع، اگرچه با انحرافاتی در طول ۷۰ سال حکومت کمونیستی، همراه بوده است، اما این خود یکی از معجزات دین آسمانی اسلام می باشد که در این راه باید خدمات علمای آذربایجان، مؤمنینی که با جان و دل در احیاء دین اسلام قدم برمی داشتند و نقش مراسمات دینی مرسوم و سنتی ازجمله عزاداریها، احسانات و سفره های منتسب به ائمه (ع) مدنظر قرار گیرد و یکی از اصلیترین عوامل زنده ماندن دین اسلام در آذربایحان، نقش علمای دینی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">    عالم پروری سرزمین آذربایجان در طول سالیان متمادی بعد از ورود اسلام زبانزد عموم مراجع و علما حوزه های علمیه دینی شیعه ازجمله نجف، کربلا، مشهد و اصفهان بوده است، بطوریکه این خطه مسلمان نشین عالمان دینی بسیاری به جهان اسلام بخصوص عالم تشیع معرفی کرده است. علما معاصر معتقدند که در گذشته علوم فلسفه و کلام همیشه در انحصار آذربایجانی ها بوده و اساتید بزرگ و شاگردان بسیاری را و کلام همیشه در انحصار آذربایجانی ها بوده و اساتید بزرگ و شاگردان بسیاری را تربیت نموده اند.<br />
    تعصبات دینی مردمان این سرزمین در قرون متمادی شهرت داشته است و علماء دینی، مجتهدین و مراجع تقلید از موقعیت و احترام خاصی در میان مردم برخوردار بوده اند. اما، «تاریخ خون گرفته و حوادث بهت انگیز قفقاز و داغستان و چچن اینگوش، مخصوصاً آن قسمت که رنگ و هویت سیاسی، عقیدتی دارد و خاستگاهی جز اسلام ندارد، با نقشه های سراسر شرورانه به بوته فراموشی و حتی نیستی سپرده شده اند که اگر آثار کوچک و باقیمانده آنها پیدا نمی شد، هرگز با چهره روحانیون جهادگر و &#8230; آشنا نمی شدیم.»(۲۵)<br />
    در مقاله حاضر تلاش خواهیم کرد باوجود کمبود منابع و با استناد به منابع موجود و بررسی های میدانی و مصاحبه های نگارنده با ریش سفیدان و مومنین آذربایجان در طول یک دهه گذشته که به سختی توانستیم به آنها دست یابیم به توصیف نقش علما در طول چند قرن گذشته بپردازیم. اگرچه نگارنده از هم اکنون معترف به بضاعت اندک معلومات و اطلاعات خود در این موضوع می باشد که این امر نیز به محدودیت منابع تحقیقاتی در دسترس و یا عدم بازگویی این موضوع از سوی نویسندگان آذری و محو آثار آن توسط کمونیستها و &#8230; برمی گردد.<br />
    با هدف جلوگیری از پراکنده بودن مطالب وخسته نشدن خواننده، دوره های زمانی حضور علما دینی در آذربایجان را در این فصل تقسیم بندی کرده ایم.<br />
ب ) علما و دانشمندان مشهور آذربایجان<br />
* قبل از جدایی از ترکیب ایران<br />
    علما، دانشمندان و شعرای بسیاری در عصر قبل از جدایی قفقاز از ایران وجود داشته است که متاسفانه در طول تاریخ صدساله گذشته حتی اسامی آنها نیز حذف شده که حاکمیت ۷۰ ساله کمونیستی بر این سرزمین با ایده محو تمامی آثار اسلامی، یکی از عوامل آن می باشد. در ذیل باتوجه به اسناد قابل دسترس به اسامی، دیدگاههای مذهبی و بعضاً بیوگرافی این دانشمندان اشاراتی خواهیم داشت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آیت الله فاضل ایروانی</strong><br />
    «آیت الله ملا محمدباقر ایروانی نجفی، فقیه بزرگوار و استاد فقه و ادب یکی از بزرگان فقهی این سامان می باشد. او ازجمله مجتهدین طراز اول در معقول و منقول، استادی محرز و مورد اتفاق فضل بود.<br />
    او در حدود سال ۱۲۳۲ ه.ق در ایروان به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایی و تکمیلی و طی دوره های علوم دینی در شهرهای کربلا، نجف و تدریس و تربیت شاگردان بسیار، به فاضل ایروانی شهرت یافت. ایشان پس از رحلت آیت الله کوه کمره ای به عنوان مرجع تقلید وقت مطرح گردید و جمعی از مسلمانان قفقاز در مسایل شرعی به او مراجعه نمودند.<br />
     او از محضر علمایی چون صاحب ضوابط صاحب جواهر، شیخ انصاری کسب علم کرده و از شیخ انصاری اجازه اجتهاد داشته است. آیت الله فاضل ایروانی در روز پنجشنبه سوم ربیع الاول ۱۳۰۶ ه.ق دار فانی را وداع گفته است.  کتابهای البیع الاستدلالی، احکام فی الصلاة، المکاسب المحرمه، حجیت ظن، رساله در اجتماع امر و نهی،حاشیه برقواعدعلامهحاشیه بر تفسیر بیضاوی ورساله علمیه ازآثاراو می باشند.»(۲۶)<br />
<strong>بابا</strong><strong> </strong><strong>نغمة الله نخجوانی</strong><br />
  ایشان خلف شیخ محمود و ازعلما و مشایخ قرن ۹ ه.ق بوده است. تفسیر معتبر الفواتح الالهیه و مفاتیح الغیبه، شرح بر گلشن راز و حاشی ها ازجمله تالیفات او می باشد.<br />
 <strong>ملا میرزا محمد شیروانی</strong><br />
     او ستاره پرفروغ آسمان فقاهت و اجتهاد، ضرب المثل قداست و تقوی، از اعاظم علمای شیعه در قرن ۱۱ می باشد که در سال ۱۰۳۳ (ه.ق) در شهر شیروان متولد و سپس برای کسب علوم دینی راهی اصفهان شد. محمد تقی مجلسی و محقق خوانساری از اساتید وی می‌باشند. کتابهای اجتهاد و اخبار، اصاله البرائه، الصول دین، جبر و اختیار، شرحها و حواشی بسیار بر کتب علمای بزرگ در بیش از ۵۰ اثر از تألیفات او می‌باشد. این فقیه بزرگوار در سال ۱۰۹۸ (ه‌.ق) در اصفهان وفات یافته و مقبره وی در مشهد می‌باشد.<br />
<strong>حاج محمد علی شیروانی</strong><br />
    او در سال ۱۷۸۳ میلادی در شهر شاماخی دیده به جهان گشود. تعلیمات ابتدایی دینی را در نزد خانواده خود تحصیل نمود. حاج محمد علی شیروانی ۲۰ سال در کربلای معلا اقامت داشته است. سیاست به شهرهای مختلف ایران، هندوستان قدیم، آسیای مرکزی و گفتگو با دانشمندان و شعرای مشهور از خصوصیات بارز نامبرده بوده است. حقیقه‌الحقائق که شرافه‌الانسان نام گرفته است، از اصلی‌ترین تالیفات ایشان بوده است.<br />
 <strong>آخوند حاج</strong><strong> </strong><strong>میرزا فیض الله مجتهد دربندی</strong><br />
    بعد از جدایی قفقاز از ترکیب ایران و بدلیل استبداد تزار و دخالت ایشان در سیاست و مبارزه در جهت بیگانه ستیزی و مقاومت در برابر نظریه‌‌جدایی دین از سیاست، این خطه را به قصد ایران ترک و به شهر تبریز مهاجرت نمود. این مبارز در سال ۱۳۱۲ ه‌.ق به رحمت ایزدی پیوست.<br />
<strong>ابویعقوب، یوسف</strong><strong> </strong><strong>قره‌باغی</strong><br />
   نام کامل وی یوسف بن محمدخان القره‌باغی باکنیه ابویعقوب می‌باشد.استاد وی میرزاجان شیرازی معروف زمان شاه طهماسب است که بعدها به سمرقند مهاجرت کرده است. یوسف از شاگردان با استعداد وی به شمار می‌رفته است. شهرت وی به عنوان عالم و حکیمی برجسته در دوران امامقلی خان (۴۲ـ۱۶۱۱ م) بویژه در آسیای مرکزی سر و صدای زیادی براه‌انداخت. او از سمرقند به بخارا نقل مکان کرد و با عنایات امامقلی‌خان به بسط و توسعه فعالیتهای آموزشی و علمی پرداخت.<br />
<strong>ملا شریف</strong><strong> </strong><strong>شیروانی</strong><br />
    از اکابر علمای اواسط قرن ۱۳ و از مروجین شریعت عزا و مبانی دین مقدس اسلام می‌باشد. کتابهای تحفهه‌بهیه در حساب، دوحه ‌الاخبار، مصباح‌القباب و الاصول، مقایسه الاخبار و نوارالانوار از تالیفات ایشان می‌باشد.<br />
<strong>عزالدین</strong><strong> </strong><strong>شروانی</strong><br />
     از اجله علمای قرن ۶ ه.ق و از یاران بسیار صمیمی و نزدیک خاقانی شروانی است.<br />
 حاج میرزا عبد‌الکریم ایروانی<br />
     متولد ۱۱۸۷ که از فضلای مشهور آن زمان کسب علم کرده است.<br />
<strong>احمد بابائی دربندی</strong><br />
    متولد ۸۴۰ ه.ق<br />
<strong>ترابی خاکی قره‌باغی</strong><br />
    متولد اواسط قرن ۱۳ ه.ق که تحصیلات ابتدایی دینی را در سالیان گذرانده است.<br />
<strong>میرزا نصیر قره‌باغی</strong><br />
    نامبرده در سال ۱۳۱۸ ه.ق وارد تبریز شده است.<br />
 <strong>کمال‌الدین مسعود شیروانی</strong><br />
    ایشان در اواخر سده ۹ و اوایل سده ۱۰ ه.ق می‌زیسته است.<br />
<strong>میرزا علی لنکرانی</strong><br />
    او از روحانیون بانفوذ تبریز بوده است.<br />
<strong>آیت‌الله آخوند محمد علی نخجوانی</strong><br />
    آخوند نخجوانی به اسطوره‌ای زهد وتقوی شهرت داشته است.<br />
<strong>آیت‌الله العظمی حاج</strong><strong> </strong><strong>میرزا علی ایروانی</strong><strong><br />
</strong>     حاج میرزا علی از مجتهدین مشهوری بوده که در سال ۱۳۵۴ ه.ق وفات یافته است.<br />
<strong>میرزا نصیر قره‌باغی ابن صدر‌الدین شیروانی</strong><br />
    در سال ۱۰۳۶ ه.ق متولد شده است. کتاب الفوائد‌الخاقانیه از تألیفات وی می‌باشد.<br />
<strong>آخوند ملا اسماعیل قره‌باغی</strong><br />
    از اعاظم علماء عصر خود و از شاگردان میرزای شیرازی، که در سال ۱۳۲۳ وفات کرده است.<br />
<strong>میرزا احمد شیروانی</strong><br />
     از ادبای اواسط قرن ۱۳ که الجواهر الوقاد و صدیقه الاقراح از تألیفات او می‌باشد.<br />
<strong>عبدالرحیم علیل قره‌باغی</strong><br />
<strong>ملا علی خلیفه قره‌باغی</strong><br />
<strong>حاج میرزا عبدالعلی</strong><strong> </strong><strong>قره‌باغی</strong><br />
<strong>حاج میرزا علیقلی قره‌باغی</strong>***(۲۷)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
ت) علماء و دانشمندان مشهور آذربایجان؛ بعد از جدایی از ایران (دوره تزار)<br />
مراودات وسیع علمی و مهاجرت علما و دانشمندان قفقاز به حوزه‌های علمیه دینی ایران و عراق در صفحات گذشته به تفصیل بیان شده است. در این قسمت به معرفی علماء و دانشمندانی می‌پردازیم که در دوره تزار در این دیار متولد شده، تحصیل علم نموده و به تبلیغ دین پرداخته‌اند.<br />
 <strong>آیت‌الله سیدحسین بادکوبه‌ای</strong><br />
    حکیم‌الهی، فرزانه صمدانی و دارای ابعاد مختلف زندگی می‌باشد.در سال ۱۲۹۳ ه.ق<br />
    در یکی از روستاهای باکو متولد و پس تحصیل نزد بیت علم و فضیلت و کسب علم در نجف اشرف از محضر اساتیدی چون ملاکاظم خراسانی، آیت‌الله ممقانی و شهرت بسیار در تدریس و تحصیل در عراق در ۲۸ شوال ۱۳۵۸ هـ.ق دار فانی را وداع گفت.(۲۹)<br />
<strong>آیت‌الله شیخ غلامحسین محامی بادکوبه‌ای</strong><br />
    از علماء جامع، حامیان دین خدا، متعبدان زاهد، از بیداران، مجاهدان و تعهدشناسان خطه آذربایجان می‌باشد. شیخ غلامحسین پیش از انقلاب کمونیستی در یکی از روستاهای باکو به دنیا آمد. پدرش اباصلت عالم برجسته آن زمان بود. پیش از تحصیلات ابتدایی به بادکوبه (باکو) رفت و بعد از آن رهسپار مشهد مقدس گردید تا تحصیلات خود را تکمیل نماید. از محضر اساتید مشهوری چون میرزا محمدآقازاده خراسانی، آیت‌الله حسین طباطبایی قمیف میرزامهدی اصفهانی بهره‌ها جست. شیخ غلامحسین محامی در دفاع از مقدسات دینی و ارزشهای اسلامی بسیار سرسخت بود. بسیار قرآن می‌خواند. شب زنده‌دار و متوسل به ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) بود. ایشان در سال ۱۳۳۳ در مشهد مقدس به دیار باقی شتافت.(۳۰)<br />
<strong>آخوند میرزا ابوتراب آخوندزاده باکویی</strong><br />
    از علمای خوشنام آذربایجان که همیشه به مردم مهر و محبت می‌ورزید. نام اصلی او دقیقاً مشخص نیست ولی لقب ابوتراب را که اغلب تحصیلات را در عربستان سپری نموده، از آنجا کسب کرده است که به افراد متواضع داده می‌شود. موطن او آبشرون یکی از بخشهای باکو می‌باشد که در سال ۱۸۱۷ میلادی دیده به جهان گشوده است. پس از تحصیلات ابتدایی دینی در این شهر، برای تکمیل آن راهی عربستان و مدینه منوره شد. او از اندک طالبان علم آذربایجانی است که در مدینه منوره تحصیل نموده است. ایشان پس از تکمیل تحصیلات خود به باکو بازگشته و از نظر علم و تقوی در راس علمای آذربایجان قرار می‌گیرد. مرتباً به تبلیغ و ترویج احکام شریعت پرداخته و مردم را به صلاح و فلاح فرامی‌خوانده است. بیشتر اوقات در مسجد امیرجان به منبر می‌رفته است. در دوران فعالیت خود با تفرقه‌افکنان در دین، با جدیت مبارزه می‌کرد و با علماء و بزرگان علمی و فکری بسیاری مباحثات علمی داشته است. اولین کتاب او در سال۱۹۰۷ در روزنامه حیات تفلیس به چاپ رسید. این عالم فرزانه در سال ۱۹۱۰ م دیده از جهان      <br />
فروبست.(۳۱)<br />
<strong> </strong><strong>آخوند ملافاضل</strong><strong> </strong><strong>دربندی</strong><br />
    فقیهی ژرف‌اندیش حکیمی پاکیزه‌خوی، مجتهدی باریک‌نگر و معادباور دنیاگریز، آخوندملاآقا فاضل دربندی، از علمای مشهور عصر خود که مقام علمیت را با حسن تقریر و طاقت زبان، شهامت، شجاعت، تیزهوشی و دقت در خود جمع کرده بود. متولد داغستان است که پس از طی مقدمات علوم دینی برای تکمیل تحصیلات عازم نجف شده بود. مقابله با فرقه بابیگری و فرق مهدویت علاقه شدید به اهل بیت(ع) از خصوصیات بارز او بوده است. کتابهای اکسیرالعبادات، جواهرالایقان، الجوهره، خزائن‌الاحکام، خزائن‌الاصول، و رسالات مختلف از تالیفات ایشان می‌باشد. ملافاضل در سال ۱۲۸۶ هـ.ق در تهران وفات یافته و جنازه وی به عراق منتقل شده است.(۳۲)<br />
<strong>آیت‌الله میرزا</strong><strong> </strong><strong>ابوالقاسم اردوبادی</strong><br />
   عالمی فاضل و از اکابر فقهای نامدار شیعه اوائل قرن ۱۴ هجری قمری می‌باشد. حضور او منشاء خیر و برکت در منطقه بوده که هنوز هم از آثار آن در مساجد و اماکن متبرکه به چشم می‌خورد. آیت‌الله غروی اردوبادی در سال ۱۲۷۴ هجری قمری (۱۸۵۷م) متولد شده و پس از مهاجرت به نجف و کربلا از محضر فضلای بزرگی چون اردکانیف محمدحسین کاظمی، نهاوندی اصول فقه آموخته است. ایشان بعد از آیات عظام ممقانی و شربیانی، از مراجع تقلید در سطح آذربایجان و قفقاز بوده است.<br />
حواشی بر رساله انصاری جامع عباسیف تصریف زنجانی، کتاب منهاج یقین که بر علیه مسیونری نوشته شده است، کتاب الشهاب‌البین، رسالات مختلف و &#8230; از آثار او می‌باشد. رحلت ایشان در سال ۱۳۳۳ هـ.ق (۱۹۱۵م) رخ داده و بیشتر عمرش را در تبلیغ دین (۷ سال در شهر تبریز) سپری کرده است. مبارزات خستگی‌ناپذیر علیه تبلیغات مسیحی و استعمار نوپا، تقریر دهها مقالات سیاسی علمی، دینی اشعار ادبی از جمله خصوصیات میرزا ابوالقاسم بوده است. نامبرده در سال ۱۳۸۰هـ. ق در نجف اشرف دار فانی را وداع گفته است.(۳۳)<br />
<strong>آیت‌الله حاج میرزا محمدعلی غروی اردوبادی</strong><br />
    ادیب وارسته، عالم فاضل، دانشمند فرزانه، جامع کمالات نفسانی و فضایل اخلاقی، دارای قریحه شعر عالی و سخنوری کم‌نظیر، یاور علامه امینی در تالیف کتاب الغدیر که می‌گویند بخش ادبی این کتاب مرهون قلم آن ادیب فرزانه آزاداندیش می‌باشد. از ۴ سالگی راهی نجف و به تحصیل علوم دینی پرداخته و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نموده و به درجه اجتهاد نائل شده است. کتابهای الانوار‌الساطعه، منظومه‌ای در وقایع روز عاشورا و استقبال الفیه، زهرالربی و رسالات دیگر از تالیفات ایشان است.(۳۴)<br />
<strong>آیت‌الله شیخ عبدالغفار</strong><strong> </strong><strong>قفقازی</strong><br />
    از علمای با استعداد و متعصب دیار بادکوبه می‌باشد که به خاطر استبداد تزاری و کمونیستی ترک دیار کرده و در شهر مقدس قم ساکن شده است.<br />
<strong>آیت‌الله شیخ عبدالحسین لنکرانی</strong><br />
 از چهره‌های ممتاز روحانیت عصر حاضر که در روستای بلاقاجی لنکران دیده به جهان گشوده است. بعد از حاکمیت کمونیست ها و استبدادهای فراوان ترک دیار کرده است و<br />
در زمان شاه خائن ایران نیز تبعید شده است.<br />
<strong>آیت‌الله حاج میرزا جعفر لنکرانی</strong><br />
    دانشمند فاضل حاج میرزا جعفر متولد ۱۳۲۲ هـ.ق می‌باشد. تحصیلات دینی را در ایران سپری کرده وازمحضر مرجع تقلیدبزرگ و موسس حوزه علمیه قم آیت‌الله‌العظمی<br />
حائری یزدی کسب علم کرده است.<br />
<strong>آیت‌الله شیخ صدرالدین لنکرانی</strong>  <br />
     از فضلا و دانشمندان حوزه قم که در سال ۱۳۲۰ هـ.ق در یکی از روستاهای لنکران<br />
متولد شده است. در سال ۱۳۳۰ هـ.ق به قم آمده و نزد آیت‌الله حائری کسب فیض نموده است.<br />
 <strong>حاج شیخ جعفر</strong><strong> </strong><strong>لنکرانی</strong><br />
    حاج شیخ جعفر در سال ۱۳۲۲ هـ.ق در لنکران دیده به جهان گشود و تا ۱۵ سالگی در این شهر به یادگیری علوم دینی پرداخت. در سال ۱۳۳۷هـ.ق به تهران و در سالهای بعد به شهر مقدس قم و نجف اشرف مهاجرت و از محضر اساتید فاضل بهره‌های فراوان برده است.<br />
    علماء و دانشمندان زیاد دیگری از شهر عالم‌پرور لنکران پا به عرصه دیانت و فقاهت گذاشته‌اند، که در اینجا صرفاً به اسامی آنها بسنده می‌کنیم.(۳۵)<br />
<strong>آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله فاضل موحدی</strong><strong> </strong><strong>لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله شیخ آقا لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله شیخ سیدرضا لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله شیخ عبدالعزیز لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله محمد لنکرانی</strong><strong><br />
 </strong><strong>آیت‌الله شیخ</strong><strong> </strong><strong>ابراهیم لنکرانی</strong><strong><br />
</strong><strong>آیت‌الله شیخ عبدالغفار لنکرانی</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یادآوری:<br />
   با توجه به اینکه مبحث حاضر صرفاً به علمای آذربایجان پرداخته است، فلذا از ذکر تعداد زیادی از دانشمندان و فقهاء ایروانی که روزگاری در ترکیب ایران و از شهرهای آذربایجان به شمار می‌رفته است، صرف‌نظر کرده‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">د) علمای شهید آذربایجان<br />
طرح مطلب<br />
    تاریخ خون گرفته و حوادث بهت‌انگیز و شهادت‌طلبانه سالهای خفقان، الحادی و سرکوب علما و دانشمندان دینی آذربایجان که اهداف آن عقیدتی بوده است، خاستگاهی جز مسلمانی و اسلام خواهی نداشته است که با نقشه‌های سراسر شرورانه به بوته فراموشی و حتی نیستی سپرده شده‌اند که اگر آثار کوچک و باقیمانده آنها نیز پیدا نمی‌شد، هرگز با چهره روحانیون جهادگری که جان خویش را در طبق اخلاص و ایثار گذاشته بودند، آشنا نمی‌شدیم، علمای دینی که هم شهادت آنها مظلومانه بوده است و تاریخ نیز آنها را با ظلمی افزون‌تر به فراموشی سپرده است. عالمان شهیدی که همچون کبوتران آسمانی، سنگ بر پاها و کمرهایشان بسته و به دریا انداخته شده بودند و نظاره‌گران از فواصل دور، عمامه‌های مفروش بر دریا را، دستجات پرندگان سفید نشسته بر روی دریا، تصور می‌کردند. بعد از گذشت نزدیک به ۷۰ سال از شهادت مظلومانه این علما، وقتی دنبال نوشته‌هایی که باید این وقایع را به ثبت می‌رسانده‌اند، می‌گردیم، بجز اندک جملات ناقص و صفحات تحریف شده، چیزی را نمی‌یابیم!؟<br />
    اخیراً کتابی تحت عنوان تاریخ آذربایجان (که در ۷ جلد توسط مرکز آکادمی علوم آذربایجان نوشته و منتشر شده است) به دست نگارنده رسید اما هزاران دریغ و تاسف که از تاریخ خون بار این عالمان شهید و کیفیت شهادت آنها حتی جمله‌ای نوشته نشده بود و فقط چند صفحه‌ای به تضییقات دینی کمونیستها پرداخته شده است که اکثر مطالب آن نیز به بیان تخریب کلیساها؟!، مساجد و اعدامهای سراسری نخبگان علمی     اختصاص دارد و فقط از اعدام یک عالم و مفسر قرآن یاد نموده است؟!<br />
    در قسمت اول مقاله بنابه ضرورت بحث (خفقان‌های دینی و کشتار علماء) تعدادی از علمای شهید را عنوان نمودیم. در این قسمت با توجه به اسناد موجود که اغلب آن‌ها از مومنین و اسلامگرایان آذربایجانی نقل قول شده است،  به شرح زندگی  آنها  خواهیم پرداخت.<br />
<strong>شهید آیت‌الله شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای (باکویی)</strong><br />
    شهید راه دین، قربانی راه ذلت ناپذیری، جان باخته راه شرف، قهرمان حق و راستی، آموزگار صدیق و دلباخته کلام الهی که هوش بالایی داشته است. او به جرم دفاع از حریم اسلام، قرآن و تلاش در راه پیاده کردن ایدئولوژی حق و حکومت الهی زندانی و بعد از ۴ ماه حبس، با متانت و دیانت در سال ۱۳۵۰هـ.ق به شهادت رسید(۳۶)<br />
    شخصیتی چنین والا و عالی‌مقام، در شهر خود با عمق جان و با زبان و بیانی آتشین و نافذ، همه روزه مردم را از بالای منبر و یا حتی در کوچه و خیابان به دین دعوت می‌کرد تا همواره و در همه حال به تعالیم قرآن کریم عمل کنند و خویشتن را به مکارم اخلاقی آراسته گردانند.(۳۷)او شهره عام و خاص بود و از شهرهای مختلف قفقاز برای فراگیری علوم به نزد او می‌آمدند. به دلیل اخلاق نیکو و علم کافی به شیخ ملقب شده بود و با وجود اینکه همسرش عرب بود، ولی خدمت در وطن را ترجیح داده و در باکو سکنی گزیده بود. او صاحب کرامات بسیاری بوده، که نماز استسقاء و باریدن باران از آن جمله می‌باشد.(۳۸) آیت‌الله شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای فردی جسور و به عنوان نماینده<br />
اسلام در آذربایجان مطرح بوده است. او را در نزدیک شهر تیرباران نموده‌اند.(۳۹)<br />
    آیت‌الله سیدعبدالغنی بادکوبه‌ای از جمله علماء مسلط به کلام،فلسفه و فقه بوده است که می‌گویند، گفته است؛ اگر لازم باشد، نماز نمی‌خوانم ولی منبر می‌روم. منظور وی امر به معروف و نهی از منکر بوده است که به عقیده او اساس دین می‌باشد.(۴۰)<br />
    شهید سیدعبدالغنی بادکوبه‌ای در یکی از قصبات مشهور و مومن‌پرور باکو که به مشهدآقا مشهور است، متولد شد. تحصیلات اولیه دینی را در نزد روحانیون این شهر طی نموده و برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد. در نجف از محضر اساتیدی چو صاحب جواهر، صاحب انوارالفقاهه، شیخ بزرگ انصاری کسب علم و فیض نمود. بعد از مدت زیادی و تربیت شاگردان بسیار و پس از ۲۶ سال به درجه اجتهاد نائل گردید.<br />
پس از تکمیل معلومات و با احساس وظیفه خطیر اشاعه و ترویج مبانی و اصول دینی راهی زادگاهش گردید. منابر دینی و خطابه‌های آتشین او در دفاع از حریم دیانت ضرب‌المثل علماء جسور می‌باشد. با وجود ممانعتها، تضییقات و مشکلات حکومت تزار و کمونیستها، این عالم فرزانه هیچ وقت دست از فعالیتهای دینی خود برنداشت و به عنوان نماینده حوزه‌های دینی جامعه تشیع، با بی‌باکی و آزادگی خاصی جان بر کف می‌گرفت و به مقابله با الحاد و فرهنگ کفرآمیز کمونیستی می‌شتافت که در این راه روحانیون و شاگردان بسیاری را تربیت و همراه خود ساخته بود.<br />
    حاکمیت کمونیستی تحمل افشاگریها و مبارزات دینی این عالم متدین و توانا را نداشت و به همین دلیل پس از ۱۳ سال انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۳۰ (۱۳۵۰ هـ.ق) مامورین استالینی او را به همراه چند نفر دیگر از روحانیون این خطه، دستگیر و پس از ۴ ماه حبس و شکنجه، حتی تحمل ماندن او در زندان را نیز تحمل نکرده و به شهادت می‌رسانند. بعد از شهادت ایشان، جنازه مطهر او را در مسجد جمعه مشهدآقا دفن می‌کنند. بعدها مومنان برای جلوگیری از تعرض ملحدین کمونیستی، قبر او را به مسجد عاقل بابا همین قصبه انتقال می‌دهند.(۴۱)<br />
<strong>شهید سیدمحمد و شیخ حنیفه بادکوبه‌ای</strong><br />
   در کنار شهید آیت‌الله سیدعبدالغنی بادکوبه‌ای،‌۲ شخصیت دانشمند و روحانی دیگری نیز بودند که همراه با آن بزرگوار، شهدای دیانت و مبارزه با استبداد کمونیستی گردیدند. آنها به همراه سیدعبدالغنی زندانی، شکنجه و به جوخه‌های اعدام سپرده شدند.<br />
&#8220;علامه امنینی نقل می‌کنند؛ از خدمات علامه سیدمحمد بادکوبه‌ای تاسیس دانشسرای دینی در باکو بود که طلاب دینی زیادی را ترتیب و خود نیز در آن مدرسه تدریس می‌نمود. این مدرسه علی‌رغم حملات ضددینی بلشویکها رونق روزافزونی یافته بود&#8221;(۴۲) شیخ حنیفه بادکوبه‌ای نیز از علمای مبارز شیعه باکو بود که به دلیل همراهی شهید سید عبدالغنی و مخالفت با دولت کمونیستی شوروی و دفاع از حریم دیانت و دعوت به اسلام مبین بازداشت و شهید گردید. شهادت این دو شخصیت والامقام همزمان با استاد خود در سال ۱۹۳۰م (۱۳۵۰ هـ.ق) اتفاق افتاده است.<br />
<strong>شهید شیخ عبدالغفار اردوبادی</strong><br />
     یکی دیگر از اعدام شدگان این دوره، دانشمند مبرز، روحانی فاضل و مولف ارجمند، میرزا عبدالغفار اردوبادی می‌باشد. او فاضلی تیزهوش با ذهنی پاک و مقامی نمایان بوده است که در نجف اشرف تحصیل کرده و پس از بازگشت به اردوباد، تبلیغ دین مبین اسلام را سرلوحه امور خود قرار می‌دهد. حاکمان کمونیستی بعد از شروع دستگیریها، او را نیز محبوس کرده و به جوخه اعدام می‌سپارند و او نیز به فیض شهادت نائل می‌شود.<br />
<strong>شهید شیخ کامیاب و شهید شیخ حسن</strong><strong> </strong><strong>رمانائی</strong><br />
    شیخ حسن رمانائی در دهکده بزونای باکو که در ساحل دریای خزر قرار دارد و هم اکنون نیز محل مقدسی منتسب به قدمگاه حضرت علی(ع) در آنجا قرار دارد، فعالیت دینی می‌کرده است. او نیز به همراه شهداء دیگر و استاد خود آیت‌الله سید عبدالغنی به جوخه اعدام سپرده شده و به شهادت می‌رسد. خطیب توانا شیخ کامیاب نیز همچون شیخ حسن شربت شهادت می‌نوشد و دست از تبلیغ دیانت برنمی‌دارد.<br />
<strong>شهید</strong><strong> </strong><strong>آخوند حاج روح‌الله محمدزاده</strong><br />
     شخصیتی که پایبندی به اصول مکتب اسلام را با روشنفکری و اصلاح‌طلبی جمع نموده بود. وی حرکتی را بر علیه استعمار و استبداد در عرصه خفقان و تاریکی در قفقاز و آذربایجان بنیان نهاد که در تاریخ مبارزات و مجاهدات ملت مسلمان آذربایجان کم‌نظیر می‌باشد. متاسفانه خدمات، نام و فضیلتهای او نیز در هاله‌ای از ابهام مورد تکریم قرار نگرفته است.<br />
     شهید آخوندزاده با بهره‌مندی از قوه تفکر، تدبیر و استفاده از سرچشمه زلال معنویت، توانست در تنویر افکار توده مردم و ارشاد آنان به سرمنزل توفیق و سعادت و مبارزه با استعمارگران در آذربایجان، نقش اساسی ایفا کند.<br />
     ایشان در سال ۱۲۷۰ هـ.ق در روستای نوخان و در یک خانواده روحانی متولد و برای تکمیل تحصیلات خود راهی ایران شد و در شهرهای ایران به فراگیری علوم دینی پرداخت. بعد از بازگشت به آذربایجان در شهر نوخان سمت قاضی‌گری را اختیار کرد و نقش زیادی در وحدت فرق ایجاد نمود. کتابهای سرگذشت یتیمان، انگلیسی خانم، عروه‌الوثقی، تحفه نسوان، رساله رضویه، هدایه الفالین و مقالات مختلف در تنویر افکار مردم، اشعار اجتماعی در تصویر عقب‌ماندگی و مشکلات مردم از جمله تالیفات نامبرده می‌باشد(۴۳)<br />
<strong>شهید شیخ قدرت‌الله</strong><strong> </strong><strong>ابراهیمی</strong><br />
     شیخ قدرت‌الله از دیگر علما مشهور و نماینده مرجع تقلید آن زمان آیت‌الله اصفهانی و صاحب کرامات بسیاری بوده است. او مردم را جمع می‌کرده و می‌گفته است: تا به حکومت تزار و کمونیستها یاری نرسانند. با شخصیتهای مختلف دیدار و ماهیت حکومت الحادی را برای آنها بازگو می‌نمود. او یک بار در صدد مهاجرت به ایران بود ولی در استخاره‌اش سوره یونس(ع) آمد و این موضوع موجب بازگشت وی شد. کمونیستها اول بار او را ۱ سال زندانی کردند و بعداً آزاد گردید ولی دست از فعالیت دینی خود برنداشت و حتی کمونیستها را موعظه کرده و آنها را از آخرت و عذاب الهی می‌ترساند.<br />
     فرزند او سفارش تقیه را می‌کرد ولی او تاکید بر مبارزه داشت. کمونیستها او را با ماشین زیر گرفته و به شهادت رساندند. می‌گویند در حال اغماء و احتضار سفارش تبلیغ دین خدا را می‌کرده است که باید دین خدا را دفاع کنیم. می‌گفت؛ دین خدا به خطر افتاده است و باید مبارزه کنیم.<br />
<strong>شهید آخوند حبیب‌الله</strong><strong> </strong><strong>علیزاده</strong><br />
از چهره‌های تابناک و مظلوم روحانیت که علم و عمل را در شناساندن اهداف عالیه اسلامی با مبارزه و ستیزه‌جوئی به جان خریده بود. او فرزند ملاتیمور از مبلغمان شریعت اسلامی است که در روستای ریزه باکو متولد شده بود.<br />
     در سال ۱۹۰۵ م برای تکمیل علوم دینی راهی نجف شد و سپس با احساس مسئولیت خطیر تبلیغ و ترویج دینی در سال ۱۹۲۰ راهی کشورش گردید. فعالیتهای او تا سال ۱۹۳۰ م تداوم داشت و چهره ملحدین کمونیستی را به مردم افشا می‌کرد. او با رشادتی ستودنی جهت مبارزه و بسط کلام الهی، مکان کوچک خود را به تلیغ بزرگی تبدیل و در محله آسیاب در مسجد محمدلو ندای هل من ناصر ینصرنی خود را با ندای سیدمظلومان هم آواز کرد. او ابتدا تهدید گردید ولی بی‌اعتنا به تشبثات آنان راه خود را ادامه داد. در ماه اکتبر سال ۱۹۳۷ دشمن سیاه بخت به علت نفوذ کلام شیخ حبیب‌الله، شبانه به خانه او هجوم برده و بعد از مصادره اموال و کتب ایشان و حبس در زندانهای باکو و تبیعید به سیبری و قبول شکنجه‌های بسیار، شربت شهادت نوشید. او شهید با رسالت، در حال هجرت، تبلیغ دین خدا و مبارزه با تباهیها و زشتیها بود.(۴۴)<br />
<strong>شهید میرفاضل آقا</strong><br />
    اجداد ما نقل می‌کنند که ایشان مرد فاضل و روحانی بزرگی بوده است. تحصیلات خود را در نجف به پایان رسانده و در گویچای مشغول تبلیغات دینی بوده است. بعد از حاکمیت  کمونیسته ا به  زندان  می‌افتد و بعداً بطور مشکوکی ناپدید می‌گردد. در حال حاضر خانه او به زیارتگاه تبدیل شده است.<br />
    مسجدی در گویچای وجود دارد که عامل اصلی ایجاد آن، سیدفاضل بوده است و ما این روزها در تدارک جشن صدمین سال احداث آن می‌باشیم.(۴۵)<br />
<strong>شهیدان میراشرف آقا، میرباقر آقا، محمدآقا، ملاعبدالله</strong>  <br />
   در سال ۱۹۳۷، ۱۱ عالم بزرگ در سالیان وجود داشته است. این علما قبل و بعد از<br />
 سالهای ۱۸۹۰ در حوزه‌های دینی قم، خراسان و نجف تعلیم علوم دینی مشغول بوده‌اند که بسیاری از آنها شهید شده‌اند. سیدمحمدآقا و میراشرف از قربانیان این حوادث در سال ۱۹۲۳ بوده‌اند. این علما را افرادی که در زبان آذری به قرمزی ملالار مشهور هستند، در جهت منافع خود و پیدا کردن جایگاه اجتماعی و اقتصادی لو داده‌اند.<br />
     عالمی مثل میرباقرآقا حتی در زندان عزاداری ماه محرم را زنده نگه داشته و تفسیر قرآن نگاشته بود. نقل کرده‌اند که ایشان در زندان بعضی از مسیحیان را مسلمان کرده بود. او از سال ۱۹۳۷ الی ۱۹۴۱ در زندان بوده است. در این منطقه در یک شب ۱۰۰۰ نفر از علمای دینی تاریخ‌شناس، موسیقی‌دان و&#8230; را به قتل رسانده‌اند. به دار آویختن، گذاشتن زیر درها و مخصوصاً انداختن در دریا، از شیوه‌های قتل آنها بوده است.(۴۶)<br />
     سالیان از گذشته به دارالمومنین مشهور بوده است که علما و مومنین زیادی از این منطقه برخاسته‌اند. ملاعبدالله و ملااشرف از قربانیان سالهای ۳۷-۱۳۳۴، که از مشهورترین و معروفترین علمای زمان خود بوده‌اند. ملاعبدالله به مردم درس اسلام و دینداری می‌داد و بطالت حکومت کمونیستها را بیان می‌کرد. او در سیبری به شهادت می‌رسد. ملااشرف نیز با جاسوسی بعضی از دین‌فروشان دستگیر شده و به شهادت می‌رسد. از دیگر عالمان این منطقه، ملامختار بوده است. در حالیکه به او امر به سوزاندن قرآن داده می‌شود، او سر باز می‌زند و به این دلیل او نیز به شهادت رسانده می‌شود.<br />
     از شیوه‌های قتل علما و روحانیون در سال ۱۹۳۷ بستن سنگ بر کمر و پای علما وانداختن آن ها در دریا بوده است. می‌گویند که مردم از دور سفیدی بزرگی را مشاهده می‌کرده‌اند که تصور توده‌ای از کبوتران سفید در اذهانشان تداعی می‌گردید ولی بعد از نزدیکی به محل حادثه، عمامه‌های روحانیونی را مشاهده می‌نمودند که سنگ بر پایشان بسته شده و به قعر دریا فرورفته بودند.(۴۷)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>منابع و مآخذ</strong><strong>:</strong><strong><br />
</strong>یاد‌آوری: منابعی که بصورت اظهارت اعلام شده، تحقیقات میدانی نگارنده در طول یک دهه گذشته است که در مصاحبه با مومنین جمهوری آذربایجان جمع آوری شده و نام آنها در نزد نگارنده محفوظ می‌باشد و در ذیل به محل سکونت آنها اشاره شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۵ ـ جزوه علمای قفقاز ـ جلد اول ـ تألیف هادی هاشمیان ـ انتشارات مرکز تحقیقات وبرنامه‌ریزی رادیو برون‌مرزی ـ زمستان سال ۱۳۷۵ـ صفحه ۸ـ۱۰۷<br />
۲۶ ـ کتاب مفاخر آذربایجان، جلد اول، تألیف دکتر عقیقی بخشایشی، نشر آذربایجان، تبریز، سال ۷۵ـ۷۴ صفحه ۱۷۰<br />
*** ۲۷ـ کلیه عالمانی که از صفحه ۳۰ الی ۳۲ معرفی شده‌اند، از جزوه علمای قفقاز اکتساب شده است.<br />
۲۸ ـ کتاب دانشمندان آذربایجان ـ تألیف محمدعلی تربیت ـ انتشارات فخر سال ۱۳۷۳<br />
۲۹ ـ جزوه علمای قفقاز ـ جلد اول ـ صفحه ۹۴ـ۸۵<br />
۳۰ ـ همان منبع صفحه ۳۳ـ۱۳۱<br />
۳۱ ـ کتاب مفاخر آذربایجان، دکتر عقیقی بخشایشی، جلد۵، دفتر نشر نوید اسلام، قم،  سال ۱۳۷۹، ص ۲۸۹۹<br />
۳۲ ¬ ـ جزوه علمای قفقاز، صفحه ۳۷ـ ۲۷<br />
۳۳  ـ روزنامه نبض، جمهوری آذربایجان، شماره (۶۹)۲۰، تاریخ ۲۵ـ۱۹/۰۵/۲۰۰۱، ص۹<br />
۳۴ ـ مفاخر آذربایجان جلد اول، صفحه ۳۴۲<br />
**** ۳۵ـ بجز منابع ذکر شده، سایر منابع از جزوه علمای قفقاز اکتساب شده است.<br />
۳۶ـ جزوه علمای قفقاز، جلد ۱ صفحه ۱۲۲<br />
۳۷ـ مفاخر آذربایجان، جلد ۴، صفحه ۹۸ـ۱۹۹۴<br />
۳۸ـ روزنامه نبض، شماره(۵۹)۱۰، تاریخ:۱۶ـ۱۰/۰۳/۲۰۰۱، صفحه ۹ (جمهوری آذربایجان)  <br />
۳۹ـ اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
۴۰ ـ مصاحبه با یکی از مومنین شهر جلیل آباد جمهوری آذربایجان<br />
۴۱ـ روزنامه نبض، شماره (۵۹)۱۰ تاریخ: ۱۶ـ۱۰/۰۳/۲۰۰۱، صفحه ۹<br />
۴۲ ـ کتاب مفاخر آذربایجان، جلد ۴، صفحه ۹۹ـ ۱۹۹۸<br />
۴۳ـ مصاحبه با یکی از مؤمنین منطقه جنوب جمهوری آذربایجان<br />
۴۴ـ جزوه علمای قفقاز جلد.۱ صفحه ۱۴۲ـ ۱۳۵<br />
۴۵ـ اظهارات یکی از مومنین شهر گویچای جمهوری آذربایجان<br />
۴۶ـ اظهارات یکی از مومنین شهر سالیان جمهوری آذربایجان<br />
۴۷ـ اظهارات یکی از مومنین شهر نفت چالا جمهوری آذربایجان</p>
<p style="text-align: center;" align="right">arannews.ir </p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علمای دینی جمهوری آذربایجان بعد از جدایی از ایران (۱)</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 11:56:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=356</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده : ولی جباری   چکیده: حکومت دیکتاتوری کمونیستی شوروی باوجود بیش از ۷۰ سال تسلط بر جان و مال ملت مسلمان آذربایجان، سیاست های ضد دینی و ضد بشری روس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نویسنده : ولی جباری  </p>
<p style="text-align: justify;">چکیده: حکومت دیکتاتوری کمونیستی شوروی باوجود بیش از ۷۰ سال تسلط بر جان و مال ملت مسلمان آذربایجان، سیاست های ضد دینی و ضد بشری روس ها در تمامی ابعاد زندگی مردم، سرکوب سازمان یافته اسلام در تمامی ادوار حکومت تزار بخصوص شوروی و به ظن خود تربیت دو نسل از مردم با ایدئولوژی خود، هیچ وقت نتوانسته است اهداف دلخواه خود را بدست آورد. زنده ماندن دین اسلام و تعلق مردم به تشیع، اگرچه با انحرافاتی در طول ۷۰ سال حکومت کمونیستی، همراه بوده است، اما این خود یکی از معجزات دین آسمانی اسلام می باشد که در این راه باید خدمات علمای آذربایجان، مؤمنینی که با جان و دل در احیاء دین اسلام قدم برمی داشتند و نقش مراسمات دینی مرسوم و سنتی ازجمله عزاداریها، احسانات و سفره های منتسب به ائمه (ع) مدنظر قرار گیرد و یکی از اصلیترین عوامل زنده ماندن دین اسلام در آذربایحان، نقش علمای دینی بوده است. حکومت دیکتاتوری کمونیستی شوروی باوجود بیش از ۷۰ سال تسلط بر جان و مال ملت مسلمان آذربایجان، سیاستهای ضددینی و ضدبشری روسها در تمامی ابعاد زندگی مردم، سرکوب سازمان یافته اسلام در تمامی ادوار حکومت تزار بخصوص شوروی و به ظن خود تربیت دو نسل از مردم با ایدئولوژی خود، هیچ وقت نتوانسته است اهداف دلخواه خود را بدست آورد.<br />
«مردم مسلمان آذربایجان از ریشه های اسلامی خویش با افتخار یاد می کنند و خود را فرزندان امت اسلامی می‌خوانند. آنان که با شدت با روسی شدن جامعه خود مقابله و در اندیشه ارتباط با دنیای اسلام هستند. بطور کلی مبارزه با دین برای دولت شوروی کار آسانی نبود، زیرا مسلمانان در برابر این ایده به سختی مقاومت می کردند. به رغم تمام کوششهایی که کمونیست ها برای مقابله با دین و نابودی مذهب به عمل آوردند، مسلمانان دست از دین خود برنداشتند و کمونیستها به خوبی این مطلب را درک کرده بودند که دین از بزرگترین نیروهایی است که تبلیغات آنها را خنثی کرده و سد راه نقشه های آنان در جهت آرام ساختن ملتهای تحت حکومت کمونیسم بوده است.*<br />
با وجود ۷۰ سال حکومت الحادی کمونیستی و گذشت چند دوره زمانی، دین اسلام همیشه در خاطرة مسلمانان حفظ شده است و حتی در حرکات استقلال خواهانه مردمی این کشور شعارهای اسلامی مطرح شده بود و مردم این کشور، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان کشوری که در روزگاری نه چندان دور جزو آن بوده اند، اولین پایگاه آرمانی خود قلمداد کرده‌اند، اما متاسفانه با تدبیر حاکمان غرب زده این کشور و با تبلیغات زهرآگین نسبت به ایران اسلامی، تلاشهای بسیاری صورت گرفته و می گیرد تا روزبروز مردم آذربایجان از خاستگاه اصلی خود یعنی ج. ا. ایران دور شوند.<br />
زنده ماندن دین اسلام و تعلق مردم به تشیع، اگرچه با انحرافاتی در طول ۷۰ سال حکومت کمونیستی، همراه بوده است، اما این خود یکی از معجزات دین آسمانی اسلام می باشد که در این راه باید خدمات علمای آذربایجان، مؤمنینی که با جان و دل در احیاء دین اسلام قدم برمی داشتند و نقش مراسمات دینی مرسوم و سنتی ازجمله عزاداریها، احسانات و سفره های منتسب به ائمه (ع) مدنظر قرار گیرد و یکی از اصلیترین عوامل زنده ماندن دین اسلام در آذربایحان، نقش علمای دینی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">سیاستهای نظری – تبلیغی، ممنوعیت ها، فعالیت های ضددینی و خفقان های صورت گرفته برعلیه مسلمانان بعد از جدایی مناطق قفقاز از ترکیب ایران، حکومت تزار بیشتر برجنبه‌های تعلق فیزیکی و رسمی این مناطق حساس بود و اگرچه در جهت تغییر هویت فرهنگی مسلمانان تلاشهایی انجام می پذیرفت، اما حکومت تزار به دلیل مشکلات داخلی و بین المللی خود، مانع مراودات اجتماعی، تحصیلی، فرهنگی، اقتصادی مردمان قفقاز با همسایگان خود خصوصاً ایران نمی شد. رفت و آمدهای مردمان دو سوی ارس عادی جلوه می نمود و تغییرات بنیادینی در اوضاع اقتصادی – فرهنگی مردم بوجود نیامده بود. در این دوره علما بسیاری در جهت تحصیل علوم دینی و غیردینی به حوزه های علمیه و مراکز دانشگاهی جهان اسلام سفر می کرده اند و تجارت نیز به راحتی انجام می شده است.<br />
«در این دوره صرفنظر از اینکه پیروان اسلام دارای همه گونه آزادی در ابراز عقاید دینی و مذهبی خود بودند، دولت وقت نیز اجازه هرگونه فعالیت علمی را در حدود قوانین موجود آن دوره به مسلمانان می داد و این شامل گرجستان که مسیحی بود نیز می شد و مسلمانان مراسمات دینی را به راحتی بجا می آوردند&#8230; نه تنها در شهرهای بزرگ، بلکه در شهرهای کوچک و حتی در روستاها نیز مساجد و معابد اسلامی دایر بود اهالی مسلمان این نواحی با تشکیل انجمنهای خیریه برای بسط و نشر فرهنگ و تمدن اسلامی کوشش می کردند. &#8230;<br />
مسلمانان می توانستند صرفنظر از فعالیت های داخلی، با برادران اسلامی خود در سایر<br />
نقاط جهان ارتباط برقرار نمایندو قافله های زیادی از مسلمانان روسیه برای زیارت و عبادت راهی مشهد و حج می شدند و از ایران و تزار نیز تسهیلاتی ایجاد می گردید. آمار منتشره نشان می دهد که در زمان تزار قریب به ۶۰ هزار نفر از مسلمانان به قصد زیارت حج از طریق ایران و یا راههای دیگر به مکه مسافرت کرده بودند.»(۱)<br />
با حاکمیت کمونیست ها، حکومت شوروی جهت تقویت حزب کمونیست آذربایجان، در راستای کسب دو هدف زیر برنامه ریزی نمودند:</p>
<p style="text-align: justify;">۱- قطع پیوندهای دینی و تاریخی مردم این خطه، از گذشته اسلامی و همچنین محیط مسلمان ایرانی و آذربایجانی آن</p>
<p style="text-align: justify;">۲-  گسترش و صدور انقلاب کمونیستی در خاور نزدیک که جمهوری آذربایجان بهترین پایگاه محسوب می شد.</p>
<p style="text-align: justify;">استالین در آغاز زمامداری خود می کوشید تا مسلمانان را از اعتقاد به اسلام باز دارد و به همین منظور فشارهای فراوانی بر نواحی مسلمان نشین وارد می کرد. مرزهای جامعه اسلامی شوروی را با کشورهای اسلامی و مجاور به شدت کنترل می نمود و مسلمانان را از زیارت حج و اماکن دینی در کشورهای اسلامی بازمی‌داشت. یکی دیگر از نقشه های روسیه در جایگزینی مذهبی و قومی با هدف قطع پیوند مسلمانان از تاریخ و مذهب خود، جایگزینی ارامنه و روسها بجای مسلمانان در مناطق مسلمان نشین بخصوص آذربایجان بود. حاکمان دولت شوروی سابق برای خفه کردن مسلمانان سعی می نمودند تا اهالی سایر نقاط روسیه را تحت عنوان اینکه شهر بادکوبه (باکو) شهری صنعتی و معدنی می باشد و لزوم افزایش کارگر و &#8230; وجود دارد، به این شهر کوچ داده و به این طریق جنبه مسلمان بودن این شهر را از بین برده و آنرا به یک شهر تمام‌عیار روسی دربیاورند، بطوریکه در راس تمام دوائر، بنگاهها و شرکتهای حساس، بجز چند نفری که بنام کمیسر یعنی وزیر محسوب می شدند و در بین آنها نیز پستهای حساس به ارامنة روسها و یا یهودیها تعلق داشت، به غیر مسلمانان و غیر آذریها واگذار می گردید و در بخش های داخلی نیز شهرها را به اسامی بزرگان و سرلشگرهای روسیه، موسوم و بخشهای نفت خیز را هم به نام لنین نفت، استالین نفت، مولو نفت و &#8230; اسم می گذاشتند.»(۲)<br />
دولت شوروی نام یکی از مشهورترین و تاریخی ترین شهرهای آذربایجان یعنی گنجه را به کیروف آباد و خان کندی را به استپاناکرت تغییر نام داده و تعداد زیادی از ارامنه و روسها را در آنجا ساکن کرده بود. آنها همچنین در منطقه قره باغ سیاست فوق را اجرا نمودند. بطوریکه در حال حاضر این منطقه مورد اختلاف آذربایجان و ارمنستان، به یکی از مناطق بحرانی دنیا تبدیل شده است و قدرتهای بزرگ با استفاده از اهرم های اختلاف آوری که تخم آن سالها پیش پاشیده شده است، منافع خود را در آن پیگیری می کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">بطور خلاصه استراتژی روس ها برای مطیع ساختن مسلمانان به صورت های زیر انجام می گرفت:<br />
۱-  تاسیس مهاجرنشین های روستایی روسی.<br />
۲-  ترویج مسیحیت ارتدکس با حفظ سیمای ملی و بدون تحمیل زبان و فرهنگ روسی.<br />
۳- تغییر دین و جذب مسلمانان در محیط اجتماعی و فرهنگی روسی.<br />
۴- جذب نخبگان.<br />
۵- اسلام ستیزی و اقدام جدی برای محور اسلام بصورت نظری و تئوری.<br />
۶- بیرون راندن، کوچانیدن، کشتار جمعی و تحقیر مسلمانان(۳)</p>
<p style="text-align: justify;">شدت ممنوعیت ها و خفقان بر علیه دینداران به حدی بوده است که مسلمانان و مؤمنین در انجام فرایض دینی خود حتی به دیوار خانه هایشان نیز اعتماد نداشته اند. کوچکترین زمزمه دینی سرکوب شده و به مجازاتهای مصیبت باری محکوم می گردیده اند که در راه گسترش مبانی دینی و مبارزه با ملحدین، شاهد مجاهدت علما و مجاهدین بسیاری بوده ایم که نباید از تلاشها و مبارزات آنان غافل ماند. انسانهایی که در این راه شربت<br />
شهادت نیز نوشیده اند.<br />
شدت و نوع برخورد حاکمان کمونیستی با مسلمانان در سال های اول (تا سال ۱۹۲۹) نسبت به سال های بعد تا سال(۱۹۴۲) متفاوت بوده است. برای توضیح بهتر این وقایع چند دوره زمانی را یادآور خواهیم شد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱- دوره اول حکومت کمونیست ها (۱۹۳۰ – ۱۹۲۰)</p>
<p style="text-align: justify;">در اوایل دهه ۱۹۲۰٫م نظارتهای شدیدی بر مسایل دینی و دینداران ترتیب داده می شود. دیانت تحقیر و بتدریج، دینداران فعال دستگیر و محبوس می گردند. تیغه شمشیرها و دستبندهای آهنین در ابتدا روحانیون را نشانه می رود چرا که بعد از اشغال آذربایجان، مبارزه ایدئولوژیک این روحانیون و علماء دینی مانع پیشرفت کاری و ایده های الحادی روسها می گردید و آنها نمی توانستند از اعمال خود نتیجه بگیرند.<br />
«در دانشگاهها، مدارس، جلوی مساجد و&#8230; جریانهای مختلفی را برعلیه دین بوجود می آوردند. تبلیغات منفی و سیاستهای ضددینی بصورت کوتاه مدت جواب نمی داد چرا که دیانت در ذات مردم نقش بسته بود. معارف دینی و همچنین تمدن قبل از سالهای قرن ۲۰ در آذربایجان خوب رشد کرده بود. علماء دینی روزبروز در حال افزایش و پیدا کردن جایگاه علمی و دینی در جامعه مسلمانان بودند. علمایی که مجتهد بوده و از حوزه های علمیه مشهد، قم، نجف و &#8230; آن دوره کسب علم کرده بودند و بعضی ها نیز به مرجعیت دست یافته بودند.<br />
با دستور لنین محو روحانیون و روند تبعید و زندانی نمودن آنها آغاز می گردد. عده ای به جاهای دیگر شوروی منتقل و در میان روسهای وحشی به کارهای دون از شأن گمارده می شوند. در مرحله ای دیگر تعداد زیادی از آنها کشته می شوند. ۸۰۰ روحانی به قتل می رسد که از این تعداد، ۱۷ روحانی مجتهدی بوده اند که در حوزه های نجف، قم، مشهد و&#8230; تحصیل کرده بودند. بقول علمای حاضر فلسفه و کلام همیشه در انحصار علمای دینی آذری بوده است که آیت الله سید غنی بادکوبه‌ای و آیت‌الله شیخ قدرت‌الله ابراهیمی نماینده مرجع تقلید آن زمان (آیت‌الله اصفهانی)، از آن جمله هستند که بطرز فجیعی به شهادت رسیده اند. مبارزه در راه دین خدا اصیلترین شعار آنها بوده است»(۴)<br />
کشتار و سرکوب مسلمانان اگرچه به دلیل شیعه بودن مردم آذربایجان شدت و وحدت بیشتری داشت ولی سایر مناطق شوروی نیز از این حرکات ضددینی بی نصیب نبودند.<br />
در دهه اول حکومت کمونیستی، بدلیل وابستگی شدید مردم به مبانی دینی و اسلامی و با وجود تبلیغات شدید ضددینی الهام گرفته از لنین که دین را افیون ملتها می انگاشت، در عمل نوعی احتیاط در سرکوب و کشتار مردم رعایت می شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۲-دوره دوم حکومت کمونیستها ( ۱۹۴۲ – ۱۹۲۸)</p>
<p style="text-align: justify;">از اواخر سال های ۱۹۲۸ و با روی کارآمدن استالین که از قدرت مسلمانان به عنوان اسلام انقلابی واهمه و با این قشر عناد ویژه ای داشت، شکل مبارزه با دین همه، افراطی و در قالب قتل عامهای وسیع دینداران، روحانیون، تخریب مساجد و&#8230; شروع می گردد. این دهه را باید یکی از مصیبت بارترین دوره های تاریخ بشری بخصوص تاریخ اسلام قلمداد بکنیم. با مررو این دوره از تاریخ آذربایجان که حتی کمترین مطلبی در کتب نگاشته شده غرب و شرق و حتی در داخل آذربایجان نیز باقی نگذاردند، هیچ انسان دیندار و مسلمانی نمی تواند متاثر نشده و چشمان خود را اشک آگین نسازد.<br />
اگر بخواهیم فعالیتها و حرکات ضددینی و ضد انسانی رژیم دیکتاتوری کمونیستی را در بیانی کوتاه خلاصه بکنیم، نتیجه زیر با واقعیت مطابقت بیشتری خواهد داشت: </p>
<p style="text-align: justify;">الف) حرکت های ضداسلامی<br />
- ویران کردن مساجد، خانقاهها، زیارتگاه ها و &#8230; جهت جلوگیری از تجمع مسلمانان.<br />
- افیون ملتها خواندن دین، کشتارهای وسیع و به خاک و خون کشیدن مسلمانان.<br />
- قطع ارتباط میان جماعتهای اسلامی و جهان.<br />
- ایجاد نفاق میان مسلمانان.</p>
<p style="text-align: justify;">ب) کوششهای ضدارزشی و ضدفرهنگی<br />
- از میان برداشتن خط عربی و فارسی و جایگزینی خط کریل به منظور انقطاع فرهنگی میان نسل حاضر و نسل آینده.<br />
- بریدن هر نوع ارتباط فرهنگی میان مسلمانان قفقاز و آسیای مرکزی با جهان اسلام.<br />
- ایجاد نظام اشتراکی مسلط در امر کشاورزی و از میان برداشتن سنتهای تولیدی.<br />
- کوشش در روسی کردن زبان عمومی و التقاط نژادها بر پایه نژاد برتر روس.<br />
- خدشه وارد کردن به حرمت زنان مسلمان با طرح مبارزه برای آزادی.<br />
- مهاجرت دادن گسترده روسها به سرزمینهای تاریخی مسلمانان.<br />
- برپایی مجالس عیاشی و ضداخلاقی.<br />
- حرکت های سیاسی و اجتماعی</p>
<p style="text-align: justify;">ج) حرکت های ضدملی و ضدقومی<br />
- ملت سازیهای سیاسی، ایجاد احساسهای ملی و محلی برای جلوگیری از اتحاد و وحدت کشورها.<br />
- پیوند دادن سرنوشت حکومتی و اجتماعی و فرهنگی تمام ساکنان و جماعتهای مسکو.<br />
- مبارزه با نهضت های ملی، انحلال حزب مسلمان قفقاز.<br />
- در هم ریختن اندیشه های اصیل.</p>
<p style="text-align: justify;">د) انواع تصفیه ها<br />
- کشتار، اعدامهای وسیع زندانیان و تبعید و ایجاد اردوگاههای کار اجباری در سیبری.<br />
- دژهای برخاسته از تعصب نامیدن آثار تاریخی و حماسی و قهرمانان ملی.<br />
- عزل و انتصاب در هر پست و مقام با راحتی تمام.<br />
- تخریب راحت شهرها(۵)</p>
<p style="text-align: justify;">۳- آزادی های محدود دینی در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آن</p>
<p style="text-align: justify;">با از سرگیری جنگ جهانی دوم و مطرح شدن شوروی به عنوان یکی از طرفهای اصلی جنگ، و با شرایط سخت جنگی که لزوم حضور داوطلبانه نیروها و از جان گذشتگی سربازان را طلب می کرد، آزادیهای محدودی در زمینه دین با هدف فوق و ایجاد روحیه جنگی داده می شود. روحانیون درباری و همچنین ریش سفیدان و دیندارانی که سوابقی از آنها وجود داشت، جهت تحریک سربازان به جنگ با ایده های دینی به مناطق جنگی اعزام می شوند و رسانه ها در این جهت فعال گشته و در ظاهر آزادیهای محدودی برای انجام فرایض دینی داده می شود. اما؛ «این آزادیها ظاهر فریبی و در جهت نشان دادن آزادی دینی در آذربایجان و یا سایر مناطق مسلمان نشین شوروی سابق بود. در واقع آزادی دینی وجود نداشت و بجز چند مسجد که آن هم برای نمایش به سفرای خارجی و خبرنگاران باز بودند، بقیه مساجد و اماکن اسلامی را بسته بودند. تا سال ۱۹۶۰ تمامی فعالیتهای اسلامی و انجام فرائض دینی به صورت مخفیانه انجام می پذیرفت و بعد از آن نیز با تظاهرات شدید عوامل امنیتی و اطلاعاتی شوروی سابق (ک.گ.ب) امکان انجام فرایض دینی بصورت محدودی وجود داشت.»(۶)<br />
البته بعد از مرگ استالین از فشارهای دیکتاتورمنشانه ضددینی و ضدبشری کاسته می شود و حتی برای به اصطلاح ترمیم زخمهای گذشته و حذف خاطرات و جنایات مصیبت بار خانواده ها دادگاههایی را تشکیل و جنایتکاران محکوم می گردند.؟! همچنین زمامداران کمونیست در جهت جلب حمایت دول اسلامی در صحنه های سیاسی، بین المللی و پاک نمودن چهره جنایتکارانه گذشته خود آزادیهای محدودی به مسلمانان می دهند و سفرایی را نیز به کشورهای اسلامی گسیل می دارند، اما این سیاستها نیز با اهداف زیر صورت گرفته بود:<br />
۱- قانع ساختن دنیای سوم به اینکه در شوروی و قفقاز رشد اقتصادی عالی وجود دارد.<br />
۲- قانع ساختن افکار عمومی جهان به اینکه در شوروی و قفقاز حکومت دموکراتیک وجود دارد.<br />
۳ &#8211; قانع ساختن ملل اسلامی به اینکه شوروی دوست آنها می باشد.<br />
حکومت شوروی با دعوت از رجال اسلامی و اعزام مفتی های حکومتی به کشورهای اسلامی درصدد تحکیم روابط خویش با جهان اسلام برآمد، اما این کشور در عمل نتوانست ذهن مسلمانان جهان را نسبت به خود تغییر دهد»(۷)<br />
دولت شوروی برای تحت کنترل درآوردن امورات دینی، سیاستها و اقدامات دیگری ازجمله احیاء اداره روحانیون قفقاز را جزو برنامه های خود قرار داد.</p>
<p style="text-align: justify;">۴-  فلسفه ایجاد اداره روحانیون قفقاز</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از جدایی قفقاز به علت تعلقات شدید مذهبی این نواحی، بخصوص جمهوری آذربایجان فعلی که اغلب شیعه مذهب بودند و همچنین تابعیت مسلمانان به مراجع در تقلید و پرداخت وجوهات شرعی (خمس، زکات و &#8230;)، حکومت تزار با هدف تحت کنترل درآوردن امورات دینی (اعم از عواید مالی و مسائل اعتقاید)، قطع ارتباط مسلمانان با حوزه های دینی و مراجع تقلید خارج از مرزها و همچنین تربیت طلاب و ملاهای معتقد به ایده ها و عقاید خود، اقدام به تاسیس اداره روحانیون نمود. ایجاد اداره روحانیون به سالها قبل از حکومت کمونیستها برمی گردد و این سیاست ابتدا در تاتارستان و آسیای مرکزی و سپس در قفقاز به اجرا درآمده بود. «عموماً قبل از سال ۱۹۲۰، اداره روحانیون با هدف اصلی مبارزه با مرجعیت، قطع ارتباطات دینداران با علمای نجف، قم، خراسان و &#8230; ایجاد شده بود. آنها می خواستند مردم به تقلید صرف کفایت کنند و از اجتهاد و مراجع حدا باشند. در این دوره اداره روحانیون همیشه زیر نظر حکومت بوده و نیات آنها را عملی می ساخته است»(۸)<br />
بعد از انقلاب روسیه و حاکمیت کمونیستها، تمامی برنامه ها و اعمال دینی تعطیل می گردد و حتی فعالیت اداره روحانیون هم که با اهداف روسها تشکیل شده بود، متوقف می شود و بطور کلی همه چیز در عرصه دین قطع گردید. این سیاست، تا اوایل ۱۹۴۰ میلادی تداوم داشت.<br />
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش آزادیها و انتقاد از سیاستمداران کمونیستی در تحت فشار قرار دادن مسلمان – تاحدی که حتی متهم به کفر نیز می شدند – لزوم تظاهر به آزادی دینی در نزد ملل جهان و بخصوص کشورهای اسلامی و همچنین در اختیار گرفتن امورات دینی و جلوگیری از فعالیتهای مخفیانه مسلمانان و اسلامگرایان (مخصوصاً از سال ۱۹۴۲ به بعد) و ضرورت گشایش و گسترش اداره روحانیون، از طرف حاکمان کمونیستی احساس گردید. هدف آنان، به عبارتی گویا تربیت روحانیون درباری بود. بعد از دهه ۱۹۴۰ مرکزیت اداره روحانیون را ابتدا در تاشکند تشکیل دادند. سپس به تفلیس و آخرالامر نیز به باکو انتقال دادند. بعد از آن مرکزیت اداره روحانیون باکو تبلیغ و مطرح گردید و لزوم تابعیت تمام مسلمانان (شیعه و سنی) از این اداره در اعمال و امورات دینی اعلام گردید.<br />
بعد از مرگ استالین و با روی کار آمدن خروشچف این سیاست جنبه آشکار و عملی تری به خود گرفت. هدف اصلی آنها کنترل دین و القاء جدایی دین از سیاست بود.<br />
حاکمان کمونیستی وقتی دیدند که مردم با وجود فشارهای فراوان، دست از دین برنداشته و دینداری خود را به هر شکل ممکن تداوم می دهند، به این نتیجه رسیدند تا سیاستی را اتخاذ کنند که خودشان ملاها و روحانیون دینی؟! را برای مردم انتخاب کنند. ملاها درباری؛ حرفهای ارتجاعی، خرافی و تحریفات دینی را به مردم یاد می دادند سیاست خارجی دولت این بود، تا در برابر انتقادهایی که نسبت به اتحاد جماهیر شوروی درخصوص عدم اجازه فعالیت دینی می شد، ظاهرسازی کنند. کشورهای اسلامی نسبت به شوروی به دیده کفر نگاه می کردند و حکومت شوروی نیز درصدد بود تا با اینکار به حکومت خود مشروعیت داده و اینگونه القاء کند که در این کشور نیز آزادی دین وجود دارد.<br />
آنها برای مبارزه با دین، ملاهای بی عقیده، بی خاصیت، بی اعتقاد، ارتجاعی و طرفدار کمونیست پرورش دادند. ملاهای درباری حتی بعد از بیرون آمدن از مسجد اقدام به شرابخواری نیز می کردند، و در صدد القاء این نگرش به دین بودند که می توان نماز خواند، مسجد رفت و در عین حال شرابخواری، قماربازی و صدها کار خلاف شرع را نیز انجام داد. آنها در کار خود تا حد زیادی موفق بودند و مشکلات فعلیِ دینی بعد از استقلال جمهوری آذربایجان از این مسأله نیز تاثیر پذیرفته است بطوریکه وقتی صحبت دین در بین مردم می شده و می شود فکر مردم به اداره روحانیون معطوف می‌شود.<br />
روحانیون درباری از مشهورترین سرمایه‌داران آذربایجان می باشند. اگر در حال حاضر ترویج دین در فشار انجام می گیرد و شیعیان در مشکل هستند، براساس سیاستهایی است که از سال های قبل تاکنون، توسط این اداره عملی شده است. سیاستهایی که برای حال حاضر و آینده اسلام تدارک دیده شده است.»(۹)<br />
روحانیون این اداره، کسانی می باشند که تحت حمایت و القاء حکومت به ملاهای درباری مشهور هستند. آنها با خط دهی دولت و بخصوص نیروهای امنیتی با مردم حرف می زنند. بیشتر دنبال اهداف دولتی هستند و ایمان و عقیده دینی ندارند و بنا بر ضرورت حکومتی بوجود آمده اند.<br />
اگرچه در ماهیت سیاست کنترل دینی و اهداف سکولاریستی حاکمان کمونیستی در ایجاد اداره روحانیون قفقاز، هیچ شکی وجود ندارد. اما در این میان افرادی بودند که با هدف یادگیری و ترویج اهداف دینی وارد این اداره شده بودند. آنان برای زنده ماندن دین اسلام تقیه کرده و در مقابل حکومت مقاومتی از خود نشان نمی دادند و سعی می کردند به نوعی اسلام را تبلیغ و تعلیم دهند. روحانیونی که در نقاط مختلف آذربایجان پراکنده بودند ولی کاملاً تابع حکومت و اداره روحانیون نشده بودند و عقاید دینی را به مردم آموزش می داده اند.<br />
آخوندعلی بنده که در شهر باکو تعلیمات دینی می داده است، آخوند مصیب در شهر صابر آباد، میرزا خلیل در نفت چالا که ۱۰ سال نیز در زندان های شوروی بوده است، ملا احمد در علی بایراملی، آخوند مظاهر، آخوند بلبل، ملا علی، شیخ محسن از شیخ الاسلام های اداره روحانیون قفقاز بوده اند که غیر از کارهای ظاهری این اداره، بصورت مخفیانه و تاحدودی آشکارا بعد از سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۷۵ به تبلیغ و تعلیمات دینی می پرداختند.<br />
بعد از فروپاشی و استقلال جمهوری آذربایجان، به دلیل اعتقادات غیردینی، سکولار و لائیک بودن حاکمان این کشور، ماهیت اداره روحانیون قفقاز حفظ شده است و با اهداف قبلی ولی درشکل به اصطلاح دموکراتیک تر؟! ادامه فعالیت می دهد. ضمن اینکه حکومت با ایجاد کمیته امور دینی در داخل دولت تلاش می‌کند با سیاستهای مختلف وارد اجتماع شود و این اداره را نیز از حالت تک‌روی دور نگه دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">قتل عام و شهادت وسیع علماء دینی و تخریب گسترده مساجد و اماکن مذهبی در دوره های مختلف فوق فشارهای زیادی بر مسلمانان وارد شد. علما بسیاری شهید و اماکن مذهبی زیادی از بین رفتند. در ذیل با استناد به منابع در دسترس گزیده هایی از آنها را در مناطق مختلف جمهوری آذربایجان توصیف می کنیم.<br />
«از سال ۱۹۲۹ الی ۱۹۳۹، بیش از ۳۰۰ هزار نفر از مردم (علما دینی، روشنفکران، صاحبان سایر علوم و&#8230;) توسط تشکیلاتهای مختلف کمونیستی قتل عام شده اند.»(۱۰)<br />
«از سال های آخر دهه ۱۹۳۰ تعقیب علماء دینی شروع می شود . قرآن مانند یک کتاب زیان آور ممنوع می گردد. در کل آذربایجان حتی یک مسجد باقی نمی ماند. یا به انبار تبدیل شده و یا تخریب می گردند و یا به کلوب، کتابخانه و یا مدرسه تبدیل می گردند. در قصبه قبا در عرض ۲۲ روز (از ۱۵ دسامبر ۱۹۲۸ الی ۶ ژانویه ۱۹۲۹) ۱۸ مسجد تخریب و یا تبدیل به کلوب، انبار و&#8230; می شوند.<br />
در طول سال ۱۹۲۹، حدود ۴۰۰ مسجد در آذربایجان بسته شده و ۱۲۰ مسجد تخریب و یا تبدیل به مدرسه و&#8230; می شود.»(۱۱)</p>
<p style="text-align: justify;">در حالیکه طی یک آمار رسمی قبل از انقلاب بلشویکها، فقط در شهر باکو ۳۴ مسجد وجود داشت، این رقم در سال ۱۹۴۹ به ۱ مسجد کاهش یافته بود که وجود آن مسجد هم یعنی مسجد تازه پیر بیشتر جنبه سیاسی و در جهت نشان دادن آزادی دینی در شوروی به سفیران کشورهای خارجی و خبرنگاران بود. قتل عام و کشتار مسلمانان بخصوص علماء دینی، در بین سالهای ۱۹۳۷ – ۱۹۴۳ از دوره هایی است که هرگز از خاطره ها محو نخواهد شد.<br />
«در فاصله سال های ۳۸ – ۱۹۳۴ تعداد ۲۷۴۵۸ نفر در این جریان کشته شده اند که در میان آنها علماء دینی کم نبوده اند. در میان گلوله باران شده ها مترجمین و مفسرین قرآن نیز بوده اند.»(۱۲)<br />
سال ۱۹۳۷ به سال قتل عام گسترده علماء دینی مشهور است، بطوریکه اسلام گرایان آذربایجان این سال را ضرب المثل بالاترین حد فشار و خفقان بر مؤمنین و روحانیون بیان می دارند. مناطق مرکزی و مکان هایی که مرکزیت تحصیل و تدریس علوم دینی را داشتند و یا شهرهایی که امام‌زاده و یا اماکن مقدسی در آن جای داشتند، بیشترین آسیبها را دیده اند. در ذیل – هرچند کم – به چند محلی که ضربات بیشتری را متحمل شده اند، میپردازیم:</p>
<p style="text-align: justify;">نارداران و مشدآقا<br />
نقش روستاها و قصبات اطراف باکو بیشتر از شهر باکو در تاریخ اسلامی آذربایجان موثر بوده است و آثار تاریخی اسلامی بسیاری در آنها دیده می شود. قدمگاه منتسب به حضرت علی(ع) در روستای چسبیده به باکو (پبوزونا) قرار دارد و روزانه محل زیارت ده ها تن از مردم آذربایجان می باشد.<br />
نارداران و مشدآقا از قدیم الایام محل تدریس و تحصیل طلاب علوم دینی بوده و در سال ۱۹۳۷ مصادف با اوج مبارزه با مذهب و دین ستیزی علماء مومنین و روحانیون دینی با شدیدترین شکنجه ها به شهادت رسانده شده اند. قرآن ها را سوزانده مساجد را تخریب و اماکن مذهبی را تبدیل به موزه‌های باستان شناسی کردند. مسجد نارداران در زمان کمونیستها تبدیل به موزه اسکلتهای تاریخی و انبار تجهیزات کشاورزی گشته بود. اثرات بر جای مانده از شلیک ناجوانمردانه توپه ای جنگی بر روی گلدسته ها و مناره مسجد نمایان است. کتیبه های موجود در مسجد از زمان شیخ بهایی و شاه عباس بر جای مانده است که با الفبای عربی و فارسی نگاشته شده اند. انسانهای بزرگی چون ستار بهلول زاده در این شهر می زیسته است. مسن ترها می گویند. او تا زمان مرگ الفبای کریل را بکار نبرد و معتقد بود؛ با نگاه به آن صدای پای ارتش روسیه در خاطره اش تداعی می شود.» (۱۲)<br />
از قدیم الایام قصبه نارداران در زمینه تربیت علماء دینی شهرت داشته است و همین خصوصیت موجب شده است تا قربانیان زیادی تقدیم حریم دیانت کند. برای شناخت علمای شهید این خطه در سال های ۱۹۳۷، پای صحبت چند نفر از مومنین می‌نشینیم، اگرچه در صحبت‌های آنها بعضاً تفاوتهایی دیده می شود، ولی بدلیل سپری شدن زمان طولانی از این رخدادها، این مسأله طبیعی جلوه می کند:<br />
«درحالیکه قصبه ناداران در سال ۱۹۳۷ حدود ۱۵۰۰ – ۱۰۰۰ نفر جمعیت داشته است، در این دوره کمونیستها ۵ روحانی (و یک نفر معترض دستگیری علماء) را دستگیر و به شهادت رسانده اند. یک سری از علماء را به سایر مناطق سردسیر شوروی ازجمله سیبری تبعید کرده و عده ای را در چاههایی در نزدیکی روستاهای بوزونا، هوسان، قلعه و&#8230; می انداخته اند و کشاورزانی که سحرگاهان برای انجام کار از آن محلها عبور می کرده اند، احتصار و حرکت علمای مدفون در زیر سنگها را مشاهده می کرده اند. در آن سال ها ۷۰ هزار نفر از علمای دینی و غیردینی کشته می شوند که روحانیون، صاحبان قلم، شعراء، هنرمندان و&#8230; از آن جمله بوده اند. عده ای را به شهرهای دورافتاده شوروی ازجمله اوجار و سیبری برده و در آنجا تیرباران می کنند و عده ای را در زندان های آذربایجان به قتل می رسانند.»(۱۳)<br />
آیت الله شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای را که فردی جسور به عنوان نماینده مراجع شیعه در آذربایجان مطرح بوده است، در نزدیک شهر باکو تیرباران کرده بودند: «شهید راه دین، قربانی راه ذلت ناپذیری، جان باخته راه شرف، قهرمان حق و راستی، آموزگار صدیق و دلباخته کلام الهی و هوش بالا از خصوصیات فردی و اجتماعی شهید آیت الله شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای بوده او از مبارزه دست نکشید و به جرم دفاع از حریم دیانت، قرآن و تلاش در راه پیاده کردن ایدئولوژی حق و حکومت الهی زندانی و بعد از ۴ ماه حبس در سال ۱۳۵۰ (ه.ق) به شهادت رسید. در کنار این شخصیت بزرگ، ۲ شخصیت و دانشمند و از قهرمانان جنبش اسلامی یعنی سید محمد و شیخ حنیفه بادکوبه ای نیز شربت شهادت در راه تبلیغ و دفاع از دین را نوشیدند. شیخ حسن رامانائی از دهکده بزونا در ساحل دریای خزر و در منطقه بادکوبه (باکو) و خطیب توانا شیخ کامیاب نیز از قربانیان این سال ها (۱۹۳۷) بودند و عده زیادی نیز به نقاط دیگری تبعید گردیدند. از اعدام شدگان دیگر، دانشمند مبارز میرزا عبدالغفار اردوبادی بوده است که بعد از دستگیری شهید عبدالغنی، او نیز که مردی فاضل، روحانی مؤلف و عالم بزرگی بود، دستگیر و اعدام گردید.*»(۱۴)<br />
از دیگر علمای این دوره شیخ محمد آقایف بود. او اعتقاد داشت؛ حکومت کمونیستی<br />
بیش از ۷۰ سال دوام نمی آورد. همچنین نامبرده فضیلتهایی نیز داشته است که دعاها و طی الارض های شبانگاهی او ضرب المثل مردم می باشد. شیخ احمدآقا بزرگ که عالمی بزرگ در علم حکمت و شیخ باقر آقا که در جسارت شهرت داشته و در مقابل توهین به اسلام هیچ وقت کوتاه نیامده و حکم الهی را اجرا می‌نموده از سایر علمای ساله ای ۱۹۳۷ بوده اند.»(۱۵)<br />
«آیت الله شیخ احمد، آیت الله شیخ عبدالغنی، آیت الله شیخ محمدامین و پسر ایشان، ۵ عالم دینی بزرگ روستای ما هستند که به دریا انداخته شده اند. پدران ما نقل کرده اند در سال های ۳۷ – ۱۹۳۴ بیش از ۷۰ هزار عالم دینی، روشنفکر و &#8230; را به شهادت رسانده اند. سنگ به کمر و پاهای علمای دینی و روحانیون بسته و به دریا می انداختند که بعد از غرق شدن آنها عمامه هایشان روی دریا مفروش می شده است و از دور مانند دسته های پرندگان سفید نمایان می شده اند ولی وقتی نزدیک آن می رسیدند، عمامه شهید را می دیده اند. عده ای دیگر را داخل چاهها انداخته و سنگ بر روی چاهها می گذاشته اند. عده ای را تیرباران و عده ای به مناطق سیبری و &#8230; تبعید کرده اند. دلیل آنها از این همه بیدادگری، ریشه کن کردن دیانت و شیعه گری بوده است.»(۱۶)<br />
در سال ۱۹۳۷ عالمان دینی بسیاری را در روستای ناداران به شهادت رساندند. آنها را در چاهها انداختند تا اثری از آنان باقی نماند. این اعمال در جهت ترساندن مردم از انجام اعمال دینی صورت می گرفت. ۵ عالم بزرگ دینی ازنارداران به شهادت رسید. شیخ احدآقا، شیخ رسول و شیخ آقا از آن جمله هستند. بعد از آنها علمایی چون شیخ اعلاء، آقا محسن و مشهدی مظاهر راه آنها را ادامه می دهند ولی آنها نیز مصون از شکنجه ها و فشارهای حکومت نمی گردند و مشهدی مظاهر بعد از ۱۰ سال تبعید در سیبری جان خود را از دست می دهد. بعدها برادرانش راه او را ادامه می دهند.»(۱۷)</p>
<p style="text-align: justify;">«شنیده ایم که در سال ۱۹۳۷ علمایی که در نجف، قم، مشهد و &#8230; تحصیل کرده بودند، در چاههایی که در نزدیک باکو قرار داشته و نارگین نامیده می شده اند، می انداخته و سپس چاهها را با دینامیت منفجر و آنها را به شهادت می رساندند. ۸ – ۷ عالم بزرگ دینی از نارداران به سیبری تبعید شده اند. شیخ میرزا معلم ملک اف، شیخ محمدامین، شیخ میرغنی بادکوبه ای، از آن جمله اند.. علمای بسیاری نیز خانه نشین شده بودند.»(۱۸)<br />
زیره<br />
از شهدای سالهای ۱۹۳۷، حبیب الله علیزاده فرزند ملا تیمور می باشد که با رشادت تمام در جهت بسط کلام الهی مبارزه می کرد و در راه امر به معروف و نهی از منکر از هیچ کسی واهمه ای نداشت و بی باک و بی اعتنا به تشبثات کمونیستها به راه خود ادامه می داد تا اینکه دستگیر و بعد از شکنجه های بسیار در سیبری شربت شهادت نوشید. حکام بلشویک حتی جنازه او را هم تحویل ندادند و هم اکنون جسد به خون خفته او در سیبری مدفون می باشد. رژیم خون آشام کمونیستی بعد از گذشت ۲۰ سال از شهادتش در سال ۱۹۵۸ با کمال بیشرمی و در دادگاهی فرمایشی حکم به بیگناهی وی داد. او شهید با رسالت، در حال هجرت، تبلیغ دین و مبارزه با زشتی ها و تباهیها بود.» (۱۹)<br />
مناطق جنوبی آذربایجان به دلیل مجاورت با جمهوری اسلامی ایران فرهنگ دینی نزدیکتری را با ایران دارا می باشد و در طی سالیان متمادی نسبت به سایر مناطق این کشور آسیب های فرهنگی – دینی کمتری را (بطور نسبی) متحمل شده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">ماسالی<br />
از نظر نژاد ماسالی ها، تالشی می باشند و الان نیز مانند آنها زندگی می کنند. جمعیت این شهر به اندازه جمعیت آستارای ایران می باشد. ماسالی از قدیم الایام، مقدس، عالم و مجتهدپرور بوده است. در زمانهای گذشته ۱۷ مجتهد و عالم مشهور از این شهر وارد صحنه فقاهت شده اند که هم اکنون نیز قبر تعدادی از آنها ازجمله میر باقر، میراشرف، سید جمال الدین، پیر حسین، بابا ثابت و&#8230; در این شهر قرار دارد. در روستای شیخ کلخوران زیارتگاه بزرگی برای سید جمال الدین درست شده است که در نزدیکی شهر ماسالی قرار دارد. زیارتگاه دیگر، مرقد پیر حسین است که در آن کتیبه های مشهوری با نوشتار فارسی و عربی که تعداد زیادی از آنها در طول تاریخ غارت شده است، در این شهر قرار دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">سالیان<br />
شهر سالیان از روزگاران قدیم به دارالمؤمنین شهرت داشته و عالمان دینی زیادی تقدیم جامعه تشیع و آذربایجان نموده است. یکی از مؤمنین این شهر چنین می گوید:<br />
در سال ۱۹۳۷، ۱۱ عالم بزرگ در سالیان وجود داشته است. این علما قبل و بعد از سال ۱۸۹۰ در حوزه های دینی قم، خراسان و نجف به تعلیم علوم دینی مشغول بوده اند که بسیاری از آنها شهید شده اند. سید محمد آقا و میر اشرف آقا از قربانیان این حوادث در سال ۱۹۲۳ بوده اند. این علما را افرادی که در زبان آذری به «قرمزی ملالار» مشهور هستند، در جهت منافع خود و پیدا کردن جایگاه اجتماعی و اقتصادی لو داده اند. عالمی مثل میر باقر آقا حتی در زندان نیز عزاداری ماه محرم را زنده نگه داشته بود و به قرآن تفسیر نوشته است. نقل کرده اند که ایشان در زندان بعضی از مسیحیان را مسلمان کرده است. او از سال ۱۹۳۷ الی ۱۹۴۱ در زندان بوده است. در این منطقه در یک شب ۱۰۰۰ نفر از علمای دین، تاریخ شناسان، موسیقیدانان و &#8230; را به قتل رسانده اند. به دار آویختن، گذاشتن سر به زیر درها و مخصوصا انداختن در دریا، از شیوه های قتلشان بوده است. (۲۰)<br />
سالیان از گذشته به دارالمؤمنین مشهور بوده است و علما و مؤمنین زیادی از این منطقه در خدمت دین بوده اند. ملا عبدالله و ملا اشرف از قربانیان سال های ۳۷ – ۱۹۳۴م از مشهورترین و معروفترین علمای زمان خود بوده اند. ملا عبدالله به مردم درس اسلام و دینداری می داد و بطالت حکومت کمونیستها را بیان می کرد. او در سیبری به شهادت رسید. ملا اشرف نیز با جاسوسی بعضی از دین فروشان دستگیر شده و به شهادت میرسد. از دیگر عالمان این منطقه، ملا مختار بوده است. در حالیکه به او دستور سوزاندن قرآن داده می شود او سر باز می زند و به این دلیل هم به شهادت می‌رسد. از شیوه های قتل علما و روحانیون در سال ۱۹۳۷ بستن سنگ بر کمر و پای علما و انداختن آنها در دریا بوده است. می گویند: مردم از دور سفیدی بزرگی را مشاهده می کرده اند که توده ای از کبوتران سفید در اذهانشان تداعی می گردید، اما بعد از رسیدن به نزدیکی محل حادثه، عمامه های روحانیون را مشاهده می نمودند که سنگ بر پایشان بسته شده و به قعر دریا فرو رفته بودند.(۲۱)</p>
<p style="text-align: justify;">لنکران<br />
«شهر لنکران از مهمترین و معتبرترین شهرهای آذربایجان است که معتدل ترین ناحیه آذربایجان نام گرفته است. لنکران از قرن ۱۲ هجری مرکز خانات تالش بوده و سادات لنکران که شعبه ای از سادات ضیابر است، بر آن حکومت می کردند. آنها نیز تابع دولت های ایران بوده اند. جد آنها میرجمال بیگ نام داشت.»(۲۲)<br />
شیروان<br />
«شیروان سرزمین دولت شروانشاهان بوده که فرمانداران آن تا قبل از دو عهدنامه ننگین توسط دولت مرکزی ایران منصوب می شدند . مردمان این سرزمین، جنگهای بسیاری با روس ها کرده اند اما دوام نیاورده و آخرالامربه روسیه الحاق یافته اند.»(۲۳) در شیروان مسجدی وجود دارد که قدمت آن به سال ۳۲۳ هجری برمی گردد. این مسجد در سال ۱۹۳۰ توسط ارامنه آسیب دیده است. حجره های اطراف مسجد نشان از تحصیل صدها نفر از طلاب علوم دینی در سال های گذشته را نشان می دهد. این مسجد دارای ۴ مناره است. در سال ۱۹۳۷ با بسته شدن تمامی مساجد آذربایجان، مساجد شیروان نیز این سرنوشت را تجربه نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">شاماخی<br />
ولایت شاماخی ازنواحی تاریخی،معروف وخوش آب وهوای آذربایجان است که در دامنه های جنوبی کوههای قفقاز قرار دارد. حکام این منطقه در دوران شروانشاهان، صفویان و نادریان توسط حکومت مرکزی ایران منصوب می شدند. شاماخی در طول قرون گذشته بارها بین ایران و روسیه مبادله شده و آخرالامر به روسیه الحاق یافته است.(۲۴)<br />
شاماخی شهر شعر است. شهر شاعرانی چون خاقانی و صابر می باشد. مردمان این نقطه از جمهوری آذربایجان فعلی قبلاً به صورت تات (فارسی) صحبت می کرده اند و هم اکنون نیز سالخوردگان آن، آشنایی کاملی با زبان فارسی دارند و جدا از سلیس نبودن مکالمات، کودکان نیز این زبان را از آبا و اجداد خود یاد گرفته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">قبله<br />
تاریخ قبله در مناطق غرب و شرق از سابقه ای بس طولانی و عمیقی برخوردار است. در دوران ساسانیان تمدن پیشرفته ای بر این منطقه حاکم بوده است.<br />
در ۵۲ کیلومتری شهر، داخل جنگل منتهی به قبله ، به عبادتخانه هایی که اسرار گذشتگان در آنها دفن می باشد، برمی خوریم که در زمان خود مشهور عام و خاص بوده اند. مقبره های شیخ منصور، مولانا ابوبکر، شیخ بارک، شیخ بدرالدین شیخ شمس الدین و&#8230; در این محل قرار دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">شکی<br />
وجه تسمیه شکی گرفته شده از ساکها می باشد. پرورش ابریشم، کشاورزی و دامپروری از اشتغالات اصلی مردم شکی می باشد. موسیقی شعر دوستی و شوخ طبعی از خصوصیات بارز مردمان منطقه شکی می باشد. آزادیخواهی، مبارزه باظلم و عدم تحمل ستمگری ساکنان این منطقه زبانزد و مورد تائید آذربایجانی هاست. در سال ۱۹۳۰ و در پی تصاحب زمین های اهالی توسط روسها جنگی گسترده میان مردم و سربازان روسی درگرفت. شهر شکی به مدت ۵ روز در دست مردم بود و با اعزام نیروهای کمکی مسکو، قیام کنندگان قلع و قمع شده و فاجعه ای خونین بوجود آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">زاکاتالا<br />
هرچقدر که به شمال آذربایجان نزدیکتر می شویم، بوی شیخ شامل و قبر سرداران قیام کننده بزرگ این دیار به مشام می رسد و با حرکت به طرف شمال قفقاز به تاریخ بیشتر نزدیک شده و آن را بهتر حس می کنیم. مساجد شمال مانند مساجد صدر اسلام هستند. مساجدی که با الفبای عربی- فارسی و با اتکا به کتیبه های چسبیده به دیوارهای و سقف مساجد مزین یافته اند. مساجد این دیار در دوران حکومت کمونیستها تبدیل به خرابه ها و انبارهایی گردیده بودند و هنوز هم مردم در آرزوی تجدید آن ها هستند.<br />
سلسله نقشبندیان که در داغستان، چچن و آذربایجان شکل گرفته است، مزار و مقبره بسیاری از آنها ازجمله افندی، المجدی، الخالدی، و القابشان که به کلماتی چون العارف بالله و &#8230; نسبت داده شده است، در زاکاتالا واقع شده اند. مزار شیخ یونس که مصادف با مولانا بوده است، در این شهر قرار دارد. کتیبه هایی که با الفبای عربی – فارسی مزین شده اند، بر دیوارهای این مقبره نقش بسته است. این مزار در سال ۱۹۲۰ توسط یک ژنرال روسی تعمیر و بازسازی شده است. زاکاتالا با آن تاریخ عمیق دینی و حضور عالمان وقفهای مذهبی، متاسفانه هم اکنون تبدیل به تاخت و تاز مسیحیانی شده است که در حال ترویج مسیحیت می باشند. کلیساهایی در شهر ایجاد کرده اند و مردمان بسیاری برای رفع مشکلات معیشتی خود تن به مسیحی شدن داده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">گنجه<br />
گنجه از شهرت تاریخی و منطقه ای برخوردار است. دین مداری و دین گرایی اهالی منطقه مشهور است و این شهر نسبت به سایر شهرها کمتر تحت تاثیر دین ستیزان کمونیست و ملحدین غرب قرار گرفته است. در یک تحقیق میدانی صورت گرفته از طرف مؤمنین، در این شهر ۶/۸۸% از مردم خواستار تربیت فرزندان خود بوده و ۱/۹۷% آنها به عالی بودن و ارجحیت دین اسلام نسبت به سایر ادیان اذعان کرده اند. و ۶۷% نیز خواستار ترویج گسترده اسلام شده اند. شهر از محلات مختلفی تشکیل یافته است که در هر محله طوایف و به اصطللاح قومیتهای گوناکونی زندگی می کنند. محلات تات قشلاق، زرابی، چای قیراغی، تات لار و &#8230; از آن جمله هستند.<br />
گنجه بعد از باکو به عنوان بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر آذربایجان، نسبت به سایر شهرهای این کشور از بافت شهری مناسبتر و مدرن تری برخوردار است و رودخانه کناره شهر به زیبایی و قشنگی آن افزوده مساجد بزرگی در طول تاریخ ساخته شده است، باقی مانده اند. مسجد شاه عباس از مهمترین و زیباترین مساجد گنجه است که با کتیبه های فارسی – عربی زیبا منقش بر دیوار ها سقف و گنبد مسجد آراسته شده است. این مسجد اخیراً توسط ایرانی ها تعمیر شده است.<br />
نظامی گنجوی شاعر مشهور قرون گذشته ایران از این شهر برخاسته است و مزار آن بزرگوار در ورودی شهر چون نگینی می درخشد. از دیگر آثار تاریخی و دینی این شهر زیارتگاه شاهزاده ابراهیم پسر امام محمدباقر (ع) می باشد در این زیارتگاه نیز کتیبه های گوناگون به زبان فارسی – عربی بر دیواره ها و کل مسجد نقش بسته است. بیشتر مساجد بزرگ و مختلف گنجه بسته و یا کم‌رونق هستند و در مقابل کلیسای گنجه فعال می باشد؟!</p>
<p style="text-align: justify;">قوسار<br />
مردمان منطقه قوسار اصلیت تالشی دارند و از گذشته با این زبان مکالمه می کرده اند. سالخوردگان شهر آشنایی کاملی با این زبان دارند. مقبره شیخ جنید در قوسار واقع شده است او در سال ۱۴۵۶ و در زمان شروان شاه شهید شده است. سنگ نوشته های فارسی – عربی بسیاری در مقبره این عالم دیده می شود. هجوم فرهنگ منحط غرب هیچ جای کشور را مصون قرار نداده است و حتی در کنار مقبره شیخ جنید کاباره ها و مشروب فروشی ها ایجاد شده است. شیخ حیدر فرزند شیخ جنید راه پدر را ادامه داده و شهید می شود. هم اکنون مزار شیخ حیدر در اردبیل واقع شده که در دوره شاه اسماعیل<br />
به این شهر انتقال یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">قبا<br />
قبا، شهری مذهبی با تلفیقی از شیعیان، اهل سنت و یهودیان است. به عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) اهمیت خاصی داده می شود و عزاداری ها حتی در زمان کمونیستها نیز به صورت مخفیانه و آشکارا انجام می شده است. میر فتحعلی، عالم مشهور این شهر در قبا مدفون است که نوشته های فارسی – عربی بر روی سنگ ها و گچکاری های این مقبره مشهود می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">خاکماز<br />
مزار ۶۶ مومن با شهرت ۶۶ اولیاء نام شهر خاکماز را برجسته نموده است. آنان در جنگ شیخ حیدر با شروانشاه به شهادت رسیده اند. نوشته های عربی بر روی مقبره های آنها نشان از تعلق به این الفبای قرآنی آنهاست. مزار پیر واحد و شیخ مزید از دیگر آثار تاریخی این شهر می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">شوشا<br />
شوشا ازجمله شهرهای اشغال شده جنگ قره باغ می باشد بسیاری از ساکنین این شهر تاریخی، آواره شهرهای مختلف آذربایجان شده اند. مساجد شهر تبدیل به خرابه هایی شده و در شهر برای خواندن نماز مسجد سالمی پیدا نمی‌شود. مساجد سوزانده شده و حتی به در و پنجره های آن نیز رحم نکرده اند و آنها را به تاراج برده اند. گنبدها و مناره های مساجد مورد اصابت گلوله ها قرار گرفته اند. آیات قرآن بر روی زمین افتاده و خاک می خورند، در حالی است که مناره های کلیسا ها زیبا و جدید جلوه گری می کند. انجیلها در بهترین مکان و موزه ها نگهداری می شوند. الفبای فارسی – عربی منقوش در مساجد و نگاشته شده بر قبور گذشتگان چشم ها را خیره می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">نخجوان<br />
نخجوان یکی از مناطق مسلمان نشین حوزه قفقاز می باشد. تاریخ کهن و فرهنگ<br />
و تمدن طولانی، این سرزمین را مانند نگینی در منطقه جلوه گر ساخته است. اردوباد موطن خواجه نصیر الدین طوسی و چند تن از وزرای نامدار صفوی در این جمهوری خودمختار است. این منطقه بصورت قلمرو کوچکی میان ارمنستان و رود ارس قرار دارد که به وسیله نواحی ارمنستان از آذربایجان جدا شده اند.<br />
کمونیستها تخریب مساجد و بناهای مذهبی این خطه شیعه نشین را نیز بی نصیب نگذاشته بودند، بطوریکه آثار معماری و بنایی مذهبی کمتری در این جمهوری مشاهده می شود.**</p>
<p style="text-align: justify;">منابع و مآخذ:</p>
<p style="text-align: justify;">یاد‌آوری: منابعی که بصورت اظهارت اعلام شده، تحقیقات میدانی نگارنده در طول یک دهه گذشته است که در مصاحبه با مومنین جمهوری آذربایجان جمع آوری شده و نام آنها در نزد نگارنده محفوظ می‌باشد و در ذیل به محل سکونت آنها اشاره شده است.<br />
*کتاب ماهیت تحولات در آسیای مرکزی و قفقاز – تالیف جمعی از مولفان، انتشارات وزارت امور خارجه سال ۱۳۷۳<br />
-۱ جزوه علمای قفقاز – جلد اول – تالیف هادی هاشمیان – انتشارات مرکز تحقیقات و برنامه ریزی رادیو برون مرزی – زمستان ۱۳۷۵ – صفحه ۴۰ &#8211; ۱۳۸<br />
-۲  کتاب غائله آذربایجان – تالیف دکتر خانبابا بیانی، انتشارات زریاب، تبریز – سال ۱۳۷۵<br />
-۳  کتاب باروی شمال قفقاز، دو قرن مبارزه مسلمانان قفقاز – تالیف مولف بنیکسن براکساپ و دیگران ترجمه سید غلامرضا تهامی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی – سال ۱۳۷۷ – صفحه ۳۰ &#8211; ۲۴<br />
-۵  اظهارات یکی از مومنین شهر جلیل آباد جمهوری آذربایجان<br />
-۶  جزوه علمای قفقاز – صفحه ۱۳۵ – ۱۲۶<br />
-۷ اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
-۸ کتاب ماهیت تحولات در آسیای مرکزی و قفقاز – تالیف جمعی از مولفان – انتشارات وزارت امور خارجه، سال ۱۳۷۳ صفحات ۳۶۵ – ۳۵۰<br />
-۹  اظهارات یکی از مومنین شهر باکو<br />
-۱۰  مصاحبه با یکی از مومنین شهر جلیل آباد جمهوری آذربایجان<br />
-۱۱  مصاحبه با آقای اصغر فردی – محقق و قفقاز شناس<br />
-۱۲ کتاب تاریخ آذربایجان (به زبان اصلی ) رئیس شورای مولفان ف. ق. مقصود‌اف – جلد ۶ ، انتشارات مرکز علوم آذربایجان، سال ۲۰۰۰ ، صفحه ۲۱۸ – ۲۱۷<br />
-۱۳ همان منبع – صفحه ۳۲۹<br />
-۱۴اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
-۱۵  جزوه علمای قفقاز، صفحه ۱۲۲<br />
-۱۶  اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
-۱۷ اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
-۱۸  اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
 -۱۹اظهارات یکی از مومنین شهر باکو جمهوری آذربایجان<br />
۲۰ ـ جزوه علمای قفقاز ـ‌صفحه ۱۴۲ـ ۱۳۵<br />
۲۱ ـ اظهارات یکی از مومنین نفت چالا جمهوری آذربایجان<br />
۲۲ ـ کتاب حکومتهای محلی قفقاز در عصر قاجار، تألیف علی صفرپور، انتشارات بنیاد جانبازان، سال ۱۳۷۷، ص ۱۵۸<br />
۲۳ ـ همان منبع<br />
۲۴ ـ همان منبع<br />
** مطالب مربوط به وضعیت شهرها، علماء و زیارتگاههایی که منابع آنها ذکر نشده است، از برنامه ۱۷ شهر قفقاز سیمای برون مرزی ج.ا.ایران که در طول سالهای ۷۵ـ۱۳۷۳ پخش می‌گردید، اکتساب شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">.پایان بخش اول</p>
<p style="text-align: justify;">.انتهای پیام</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/03/%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مروری بر قیام شیخ محمد خیابانی</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 19:20:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=352</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده : حسن گلی     مقدمه:   هرگاه تاریخ ایران را ورق می زنیم بیش ازهر موضوعی ؛بارشادت و ازجان گذشتگی مردان وزنان غیور آذربایجان مواجه می شویم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>نویسنده : حسن گلی </strong></p>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مقدمه: </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">هرگاه تاریخ ایران را ورق می زنیم بیش ازهر موضوعی ؛بارشادت و ازجان گذشتگی مردان وزنان غیور آذربایجان مواجه می شویم که در طول تاریخ برای نجات ایران از سیطره استبداد داخلی و دخالتهای خارجی تا آخرین قطره خون خود ایستادگی کرده و درنهایت نیز جان شیرین خویش را درراه آرمانهای مقدس خود از دست داده اند ؛ از جمله افرادی که در تاریخ آذربایجان دارای نقش ارزشمند می باشد شیخ محمد خیابانی است.</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر به اینکه در هشتاد و هشتمین سالگرد قیام تاریخی این مبارزنستوه واقع شده ایم ؛در این مقال سعی خواهد شد درخصوص شخصیت شیخ محمد خیابانی و نیز پیرامون قیام ایشان به بحث و بررسی بپردازیم .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیخ محمد خیابانی : </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیخ محمد خیابانی ؛فرزند حاج عبدالحمید تاجر خامنه ای در سال  ۱۲۵۹شمسی در</strong><strong>خامنه</strong><strong>(در نزدیکی شهرستان شبستر متولد شد</strong><strong>و تحصیلات مقدماتی و ادبی را در </strong><strong>همان جا</strong><strong>گذراند. پدرش در شهر</strong><strong>پتروفسکی</strong><strong>- پایتخت آن روز جمهوری داغستان &#8211; تجارتخانه داشت . در نوجوانی</strong><strong>همراه پدر به پتروفسکی رفت و مدتی را در تجارتخانه او به کارهای تجاری گذراند. بعدازمراجعت به خامنه ،تجارت</strong><strong>را رها کرد و در تبریز به تحصیل علوم دینی پرداخت .ایشان در مدرسه</strong><strong>طالبیه</strong><strong> </strong><strong>تبریز،</strong><strong>ادبیات عرب ، منطق ، اصول ، نجوم ، فقه؛ ریاضی و&#8230; را تلمذ نمود سپس دوره عالی فقه و اصول را نزد</strong><strong>مرحوم آیه الله العظمی انگجی و هیئت ونجوم را در محضر منجم معروف</strong><strong>مرحوم میرزا عبدالعلی یاد گرفت.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> شیخ به سبب اقامتش درمحله</strong><strong>خیابان</strong><strong>تبریز به این نام معروف شد. ایشان در مسجد کریم خان ، واقع در محله خیابان تبریز ،</strong><strong>نماز جماعت می خواند ؛ بعد ازمدتی؛ شیخ محمد خیابانی با دختر یکی ازعلمای بزرگ تبریز- مرحوم آیه الله سید حسین خامنه ای ، مشهور به سید حسین</strong><strong>پیشنماز که در مسجد جامع تبریز اقامه نماز می</strong><strong>کرد- ازدواج نمود و بعد ازآن ؛ خیابانی گاهی در مسجد جامع تبریز</strong><strong>به جای پدر زنش ، حاج سید حسین خامنه ای ، نماز جماعت اقامه می کرد و ازهمانجا نیز</strong><strong>مشهورتر گردید. بدین ترتیب ، شیخ از دوران جوانی ، از طریق</strong><strong>مسجد با عموم مردم درارتباط بود و مسائل دینی و علمی و فرهنگی و اجتماعی</strong><strong>را برای مردم بازگو می نمود .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فعالیتهای سیاسی شیخ محمد خیابانی :</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بعدازپیروزی انقلاب مشروطیت درسال۱۲۸۵وتاسیس</strong><strong>انجمن ایالتی</strong><strong>آذربایجان درتبریز ؛زندگی شیخ محمد خیابانی وارد مرحله نوینی گردید.</strong><strong>شیخ محمد خیابانی از اعضای برجسته انجمن</strong><strong>بود و ازارکان فکری و رهبری آن محسوب می شد و درهدایت انجمن نقشی مهم داشت. او با لباس ‍ روحانی و تفنگ بر دوش در سنگرها به دفاع از شهر</strong><strong>و ناموس و حیثیت مردم مسلمان در مقابل سپاه متجاوزعین الدوله می پرداخت و با</strong><strong>مبارزان و مجاهدان در سنگرها می خوابید و به آنان دلگرمی می داد و بر مقاومتشان می</strong><strong>افزود و راه آینده را روشن می کرد</strong><strong> «یاران من ! ما بر ضد</strong><strong>حکومت ارتجاعی و استبداد قیام کرده ایم &#8230; هرگز نباید به خستگی و یاس تن در دهیم ؛</strong><strong>بخصوص وقتی که بار سنگین زندگی ملتی از مویی باریک آویزان شده باشد&#8230; طوری رفتار</strong><strong>کنید که شرافت تاریخی ما حاصل شود و قاطبه ملت ایران با امتنان و تشکر بگویند که</strong><strong>تبریز، ایران را نجات داد.»</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong><strong>در انتخابات دور دوم مجلس شورای ملی که بعد از خلع محمد علی شاه از حکومت برگزار گردید؛شیخ محمدخیابانی که میان مردم محبوبیت قابل توجهی داشت به همراه میرزا اسماعیل</strong><strong>نوبری ، نماینده دیگر مردم تبریز، راهی مجلس شورا شد. مجلس دوم در ۲۴ آبان ۱۲۸۸ گشایش یافت و در ۳۰ آبان به صورت رسمی آغاز به کار</strong><strong>کرد.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">خیابانی پس از ورود به مجلس خود را ادامه دهنده راه شهدای انقلاب مشروطیت می دانست و در کنار نمایندگانی همچون آیت الله مدرس در مبارزه با استبداد داخلی و نفوذ خارجی از هیچ کوششی فرو گذار نمی کرد .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">از جمله اقدامات ارزشمند شیخ محمد خیابانی دردوردوم مجلس شورای ملی<strong>؛</strong><strong>اعتراض شجاعانه و مثمر ثمراوعلیه اولتیماتوم استعمار گرانه</strong><strong>دولت تزار روس بود. در اولتیماتوم مزبورچنین آمده بود: </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>«۱-</strong><strong>دولت ایران ، مستر</strong><strong>شوستر، خزانه دار و مستر لکوفر را از کارها بر کنار نماید</strong><strong>.</strong><strong><br />
</strong><strong>۲-دولت ایران ،</strong><strong>متعهد شود که از این پس بدون اطلاع و رضایت روسیه و انگلیس ، مستشار از کشورهای</strong><strong>خارج استخدام نکند</strong><strong>!</strong><strong><br />
</strong><strong>۳-مخارجی را که دولت روس برای لشکر کشی به خاک ایران (رشت</strong><strong>و انزلی ) تحمل کرده ، باید توسط ایران پرداخت شود</strong><strong>!</strong><strong><br />
</strong><strong>دولت روس و انگلیس برای</strong><strong>دریافت جواب فقط ۴۸ ساعت مهلت می دهند و در صورتی که دولت ایران متن اولتیماتوم را</strong><strong>قبول نکند و تسلیم نشود. سالداتها و قزاقهای روس ، به سوی قزوین پیشروی خواهند کرد</strong><strong>و ایران را به اشغال خود در خواهند آورد! و در صورت پرداخت نکردن مخارج ، مبلغ آن</strong><strong>دو برابر خواهد شد.»</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">مقاومت سرسختانه شیخ محمد خیابانی در برابر تصویب این التیماتوم موجب شد ؛تا مجلس این التیماتوم را رد نماید.<strong>در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۲۹۰ سفارت روس به دولت ایران (دولت موقت </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>ناصر الملک)</strong><strong>خبر داد که سپاه روس در قزوین گرد آمده است ، اگر تا شش روز دیگر، همه</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong><strong>خواسته های روسها پذیرفته نشود، آهنگ تهران خواهند کرد</strong><strong>!</strong><strong><br />
</strong><strong>در ۲۹ آذر ماه مجلس تشکیل</strong><strong>جلسه داد. باز هم خیابانی و دیگر نمایندگان سخنرانی کردند و به </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>رد اولتیماتوم رای</strong><strong>دادند</strong><strong>.</strong><strong><br />
</strong><strong>دولت موقت ناصر الملک در روز دوم دی ماه ، جلسه ای با حضور هیات وزیران و</strong><strong>نمایندگان سازشکار مجلس تشکیل داد. وثوق الدوله ، بستن در مجلس را</strong><strong>پیشنهاد کرد. ناصر الملک بی درنگ این درخواسته را قبول نمود و دستور انحلال مجلس را</strong><strong>داد و اجرای فرمان به عهده رئیس شهربانی تهران واگذارشد؛ بعد از انحلال مجلس؛ التیماتوم روسها توسط دولت پذیرفته شد.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">دو ماه بعد از تعطیلی مجلس دوم ؛ شیخ محمد خیابانی به مشهد مسافرت نمود و بعد از زیارت امام هشتم ؛راهی روسیه شد . در<strong>جمهوری ترکمنستان ، آذربایجان ، گرجستان</strong><strong>و داغستان </strong>خیلی از واقعیتها را به چشم دید ؛<strong> در آذربایجان کارگران ایرانی را دید که به سبب نبودن کار</strong><strong>مناسب در کشور خودشان ، سرگردان دوراز وطن می گشتند و در مقابل دستمزدی کم ؛متحمل سنگین ترین کارها بودند.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>دلیل سفر شیخ محمد خیابانی به روسیه این بود که بعد از انحلال مجلس ؛ صمد خان شجاع الدوله به درخواست روسها، حاکم تبریزشده و محل</strong><strong>انجمن ایالتی را ویران و بسیاری از آزادیخواهان را قتل عام کرده بود و منتظر</strong><strong>خیابانی و همکاران و همفکرانش نیز بود. اگر خیابانی از تهران یا مشهد، به تبریز بر</strong><strong>می گشت ، بی شک به دست جلادان صمد خان گرفتار و کشته می شد.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>زمانی که شیخ محمد خیابانی بدون اطلاع قبلی وارد تبریز شد بعد از مدتی زندگی مخفیانه ؛ با مشورت دوستان نزدیکش مقرر شد تا حضور ایشان درتبریز به اطلاع شجاع الدوله رسانده شود . حاکم تبریزکه در مقابل کارانجام شده واقع گردیده بود ؛ با توجه به اوضاع تبریز وترس ازقیام مردم در صورت برخورد با شیخ محمد خیابانی ؛ قبول نمود حکمی مبنی</strong><strong>بر مصونیت خیابانی- مشروط براینکه جزبه امامت جماعت وکاروتجارت نپردازد &#8211; صادرنماید</strong><strong>.</strong><br />
در مهر ماه سال ۱۲۹۳ ؛ تاریخ مصرف شجاع الدوله برای روسها به پایان رسید واز کار برکنار شد وآزادی تا حدودی به تبریز باز گشت و بعد از آن با ظهور انقلاب اکتبر روسیه ؛ روسها نیزتبریز را ترک نمودند .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>در این شرایط خیابانی از آزادی نسبی ایجاد شده استفاده نمود و</strong><strong>دوستان آزادیخواه و مبارزش را &#8211; که اغلب دموکرات نامیده می شدند &#8211; گرد آورد و کمیته ای تشکیل داد. سپس همه</strong><strong>نمایندگان دموکرات و آزادیخواه را ازسراسر آذربایجان به تبریز دعوت کرد و کنفرانسی</strong><strong>برگزار نمود. در این کنفرانس استانی ،حدود چهار صد و هشتاد نفر شرکت داشتند. تشکیلات</strong><strong>فرقه دموکرات ، که پنج سال پیش ‍ تعطیل شده بود، دوباره تاسیس شد. در همان کنفرانس</strong><strong>، انتشار روزنامه«تجدد» ارگان تشکیلات</strong><strong>دموکرات ، مورد تصویب قرار گرفت و خیابانی مدیر مسوول و صاحب امتیاز روزنامه</strong><strong>شد</strong><strong>.</strong><strong>نخستین شماره تجدد در بیستم فروردین ماه</strong><strong> ۱۲۹۶ </strong><strong>انتشار یافت</strong><strong> .</strong><strong>شیخ دراولین شماره تجدد، مقاله ای تحت</strong><strong>عنوان«نور حقیقت خواهد تابید»</strong><strong> </strong><strong>نوشت و</strong><strong>لزوم اجرای قوانین مشروطیت واحیای آن را بیان کرد</strong><strong>.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">
<strong>در همان سال خیابانی به</strong><strong>رهبری فرقه دموکرات آذربایجان برگزیده شد و فرقه دموکرات را توسعه داد و اصلاحات</strong><strong>اساسی در آن ایجاد کرد همگام با انتشار روزنامه تجدد و سرپرستی</strong><strong>آن و درج مقالات ، دست به اقدامات دیگری در جهت پیشبرد اهداف و تامین آسایش</strong><strong>مردم و تعیین والی برای آذربایجان زد تا مردم رابرای حرکت عظیم و همگانی آماده</strong><strong>سازد</strong><strong>.</strong><strong>در آن سال ، خشکسالی بود و با رسیدن زمستان ، مردم دچار قحطی و فقر شدند</strong><strong>. </strong><strong>خیابانی با تشکیل کمیسیون آذوقه ، اعانه ، دار المساکین و&#8230; توانست مشکلات مردم را</strong><strong>از پیش پا بردارد و مردم را نجات دهد. او با گرانفروشی و احتکار فرصت طلبان مبارزه</strong><strong>کرد</strong><strong>.</strong><strong>                                                                                       </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">در واپسین روزهای جنگ جهانی اول ؛ در حالی که مردم تبریز با مشکلاتی از قبیل قحطی و فقرشدید سردر گریبان بودند ؛نیروهای دولت عثمانی( ترکیه) در ظاهر به بهانه تنبیه <strong>مسیحیان آشوری</strong><strong>که با همکاری سالداتهای روس ، مردم ارومیه را قتل و غارت کرده بودند و در حقیقت برای ضمیه نمودن آذربایجان به خاک خود &#8211; جهت جبران سرزمینهای مستعمره از قبیل عراق و سوریه و&#8230; که از دست داده بود – و پیاده نمودن سیاستهای پان ترکیستی خود به خاک آذربایجان حمله نموده و به غارتگری تبریز پرداختند . </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیخ محمد خیابانی در مقابل یورش آنان به پا خاست و بعد از وارد نمودن تلفاتی به عثمانیها ؛ ایشان به همراه برخی از همرزمانش توسط مهاجمان عثمانی دستگیر شده و بیش از دوماه در ارومیه تحت اسارت و شکنجه آنان بود و بعد ازآن نیزحدود ۱۵ روزدر شهر قارص زندانی بود .شیخ محمد خیابانی بعد از آن از زندان قارص آزاد شده و به ایران باز گشت.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>در مرداد ماه سال ۱۲۹۸ انتخابات مجلس چهارم شروع شد ؛ خیابانی با داشتن آراء قابل توجه حائزشرایط ورود به مجلس چهارم بود ؛ در این ایام؛ دولت وثوق الدوله قرارداد ۱۹۱۹ را با دولت انگلیس منعقد نمود که براساس آن اختیارکامل امورگمرکی و نظامی ایران به دست انگلیسیها می افتاد و ایران عملا تحت الحمایه انگلیس قرار می گرفت . </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>با انتشار متن قرار داد ۱۹۱۹ موجی از اعتراض سراسر ایران را فراگرفت و مردم و علمای بزرگ آن زمان از جمله آیت الله مدرس به مخالفت با این قرار داد پرداختند .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فرقه دموکرات در تبریز به رهبری خیابانی علیه قرارداد۱۹۱۹واردعمل شد و</strong><strong>روزنامه تجدد نوشت: «تا زمانی که قرارداد به تصویب مجلس</strong><strong>نرسیده ، ورق پاره ای بیش نیست و اعتباری ندارد».</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>دولت ایران( وثوق الدوله) به خوبی می دانست چنانچه خیابانی در مجلس چهارم حاضر باشد هیچگاه مهر تائید مجلس شورای ملی بر ذیل قرار ۱۹۱۹ نخواهد خورد؛ لذاطی یک ترفند سیاسی انتخابات آذربایجان را برهم زد و در نتیجه در آن دوره نمایندگان آذربایجان به مجلس راه نیافتند .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیخ محمد خیابانی که حاضر نبود به هیچ وجه قرار داد ۱۹۱۹ بر ایران تحمیل گردد؛ به تهران سفر نمود و سعی داشت با برخی رجال سیاسی تبادل نظر نماید تا زمینه های مخالفت با قرار داد فوق را آماده نماید لیکن شرایط وفق مراد نبود . خیابانی در اثنای این سفر به علت سکوت بسیاری از صاحب منصبان در قبال این قرارداد و سایر اقدامات دولت پی برد چرا که وثوق الدوله مبلغ شصت هزار تومان به عنوان حق سکوت به ایشان پیشنهاد نمود تا با گرفتن این مبلغ کاری به کاری دولت نداشته باشد . خیابانی بعد از رد پیشنهاد فوق و با ناامیدی تمام از اصلاح امورتوسط حکومت مرکزی ؛به تبریز باز گشت .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>همانطور که قبلا گذشت نمایندگان آذربایجان نتوانسته بودند در دوره چهارم به مجلس شورای ملی راه یابند ؛لذا شیخ محمد خیابانی به تاریخ ۲۲ اسفند ۱۲۹۸ شمسی در تبریز مجلس محلی را راه اندازی نمود . این مجلس در امور سیاسی و اجتماعی آذربایجان تصمیم گیری می نمود و مصوبات آن از طریق روزنامه تجدد به اطلاع مردم می رسید .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>قیام شیخ محمد خیابانی</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">مردم تبریزنوروزسال ۱۲۹۹ را در وضیعتی متفاوت از سالهای قبل سپری کردند و در حالی که مردم تبریز هیچ نماینده ای در مجلس شورای ملی نداشتند هر روز خبرهای جدیدی از دخالت گسترده بیگانگان در ایران به گوششان می رسید و آنان را بیش از پیش نگران می ساخت . مردم تبریز منتظر فرصتی بودند تا خشم و نفرت خود را از رژیم حاکم و نفوذ بیگانگان در کشور نشان دهند .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">روز سه شنبه ۱۷ فروردین ماه ۱۲۹۸ ؛ تعداد زیادی از آزادیخواهان در حیاط ساختمان تجدد تجمع کرده بودند و خواستار دستور شیخ محمد خیابانی برای آزادی میر باقر از کلانتری نوبر بودند . ؛ <strong>میرزا باقر ازیاران شیخ محمد خیابانی به سبب</strong><strong>مخافت باماژور بیورلینگ -</strong><strong>رئیس</strong><strong>شهربانی تبریز که فردی خارجی بود و از طرف وثوق الدوله منصوب شده بود- زندانی شده </strong><strong> </strong><strong>بود؛شیخ محمد خیابانی با دیدن خشم و خروش مردم دستور آزادی میر باقررا صادر کرد و تعدادی از آزادیخواهان با حمله به کلانتری نوبر موفق به آزادی او شدند و ماموران کلانتری نتوانستند کاری از پیش برند .</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بامداد ۱۸ فروردین ۱۲۹۹ در تبریز، یکی از با شکوه ترین قهرمانیهای تاریخ ایران ترسیم گردید. بازار تعطیل</strong><strong>شد. شعارهای ضد دولت وثوق الدوله و مزدورانش ، در فضای شهر طنین افکنده بود</strong><strong>. </strong><strong>دانش آموزان مدارس ، به حالت راهپیمایی در ساختمان و اطراف ساختمان تجدد گرد</strong><strong>آمدند.مردم آزادیخواه ، مسلمان و قهرمان تبریز، به اشاره پیشوای مذهبی خود –شیخ محمدخیابانی &#8211; به شهربانی</strong><strong>ریخته ، آزادیخواهان بازداشت شده را از زندان نجات دادند. ادارت شهر همه به دست</strong><strong>آزادیخواهان افتاد. شیخ به ماموران وثوق الدوله در تبریز اخطار کرد که هر چه زودتر</strong><strong>تبریز را ترک گویند و آنان چهار شنبه شب ، تبریز را به قصد تهران ترک کردند</strong><strong>.</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">
<strong>بدین</strong><strong>ترتیب در کمترین فرصت ممکن تبریز از ماموران دولت وثوق الدوله خالی شد واداره شهر به دست خیابانی و یارانش</strong><strong>افتاد. در روز پنجشنبه خیابانی هیاءت مدیره</strong><strong>ای را برای اداره اجتماع مردم و تصمیم گیریهای لازم ، انتخاب کرد. این هیات ، در</strong><strong>همان روز بیانیه ای به زبان فارسی و فرانسه نوشته ، به دیوارهای شهر نصب</strong><strong>کردند</strong><strong>:</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>«آزادیخواهان شهر تبریزدرمقابل تمایلات ارتجاعی</strong><strong>برخی افراد ضد مشروطیت که در حکومتهای محلی و در مرکز ایالت آذربایجان ظهور کرده</strong><strong>بود، به هیجان آمده و دست به اعتراض و قیام زدند. آزادیخواهان تبریز اعلام می کنند</strong><strong>که برنامه آنان عبارت است از تحصیل اطمینان کامل در احترام به قانون اساسی و اجرای</strong><strong>صادقانه آن . آزادیخواهان موقعیت فوق العاده حساس فعلی را در نظر گرفته و مصمم</strong><strong>هستند که نظم و آسایش را به هر وسیله که باشد، بر قرار دارند. برنامه آزادیخواهان</strong><strong>در دو عبارت خلاصه می شود</strong><strong>:</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱-برقرار داشتن آسایش عمومی</strong><br />
<strong>۲-از قوه به فعل</strong><strong>آوردن رژیم مشروطیت»</strong></p>
</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">قیام مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی تا شهریور ماه همان سال ادامه داشت در این مدت تلاشهای فراوانی از ناحیه دولت مرکزی برای شکست قیام صورت گرفت که جملگی به شکست انجامید و خیابانی از طریق سخنرانیهای پر شوردرحیاط ساختمان تجدد تلاش می نمود روحیه انقلابی مردم را زنده نگه دارد.</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">در زمانی که تبریز به دست خیابانی اداره می شد وثوق الدوله از نخست وزیری احمد شاه عزل و مشیر الدوله به جای وی منصوب شد ؛ نخست وزیر جدید برای شکست قیام شیخ محمد خیابانی؛<strong>مهدی قلی خان هدایت ، معروف به مخبر السلطنه ، که در آن زمان تاحدودی چهره موجه و ملی داشت را انتخاب نمود و</strong><strong>او بدون سرباز و محافظ وارد تبریز شد . مخبر السلطنه در ابتدا سعی</strong><strong>کرد از طریق صحبت با دوستان خیابانی ، او را از ادامه نهضت باز دارد، ولی خیابانی چون صلاح مملکت را درادامه قیام می دید اعتنایی به مخبر السلطنه نکرد وازطرفی فکر نمی نمود که او قصد خیانت داشته باشد. مخبر</strong><strong>السلطنه چون ازراه تزویر و مذاکره نتوانست خیابانی را ازراهی که در پیش</strong><strong>گرفته منصرف سازد، با رئیس قزاقخانه تبریز &#8211; که یک کلنل روسی بود &#8211; گفتگونموده وبعدازتبانی ؛</strong><strong>نقشه سرنگونی قیام مردم تبریز را طرح ریزی نمود. سرانجام در صبح ۲۱ شهریور</strong><strong> ۱۲۹۹</strong><strong> که بسیاری از نیروهای مسلح خیابانی برای بر چیدن اشرار محلی به اطراف تبریز</strong><strong>رفته بودند و نیروی اندکی در شهر و اطراف عالی قاپور (مقر حکومت خیابانی و مرکز</strong><strong>قیام ) مانده بود، قزاقهای مسلح به دستور کلنل روسی و مخبر السلطنه ، به شهر ریختند</strong><strong>و تمام نیروهای شیخ محمد خیابانی را یا کشتند یا خلع سلاح کردند و همه مراکز آزادیخواهان و</strong><strong>ادارات را به تصرف خود در آوردند و عالی قاپور را از اختیار شیخ خارج نمودند . بعد از آن قزاقها به فرمان مخبر السلطنه به خانه</strong><strong>خیابانی ریختند، ولی قبل از اینکه به او دست بیابند خیابانی از راه پشت بام به خانه</strong><strong>همسایه اش ، شیخ حسنعلی میانجی ، پناهنده شده بود. شیخ حسنعلی اصرار کرد که پیش</strong><strong>مخبر السلطنه برود و وساطت کند، ولی خیابانی نپذیرفت . تا اینکه بعد از ظهر ۲۲</strong><strong>شهریور ۱۲۹۹، مخفی گاه خیابانی پیدا شد و با شلیک چند تیر به دست اسماعیل</strong><strong>قزاق ، در زیر زمین خانه شیخ حسنعلی میانجی به شهادت رسید. پیکرش را بیرون آوردند و</strong><strong>در گورستان</strong><strong>سید حمزه</strong><strong> </strong><strong>تبریز به خاک</strong><strong>سپردند. </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">بدین ترتیب قیام شیخ محمد خیابانی که از تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۱۲۹۹ شروع شده بود در تاریخ ۲۲ شهریور ماه همان سال به پایان رسید.</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه گیری : </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">با تامل در زندگانی و قیام شیخ محمد خیابانی می توان به چند نکته اساسی پی برد ؛ اول اینکه؛ گستره نگاه ایشان کل ایران بود ولذا ایشان در فکراصلاح اموردرتمام ایران بودند لیکن از آنجائیکه مقتضیات زمانی ایجاب می نموداصلاح امورآذربایجان را به عنوان جزئی از ایران در دستور کار خود قرار داده بودند. لذا بدیهی است آنهایی که قیام شیخ محمد خیابانی را اقدامی برای تجزیه ایران و یا حرکتی در جهت استقلال آذربایجان از ایران معرفی می کنند سخت در اشتباه بوده و درحقیقت به آرمان ایشان خیانت می نمایند . شیخ محمد خیابانی خود به این موضوع اشاره دارند :« با تمام مردم <strong>ایران</strong> دست به دست هم داده و کشور خود را از نابودی نجات خواهیم داد .» علاوه بر آن ایشان در آخرین نطق خود چنین می گویند « تبریز می خواهد حاکمیت به دست ملت باشد . <strong>تمام ایران</strong> فعلا با زبان حال خود این را تقاضا می نماید . هرگاه تهران از قبول این نظریه سر پیچی کند ؛ما با اصول رادیکالیسم <strong>ایران</strong> را تجدید بنا خواهیم نمود ؛ ما می گوئیم حاکمیت دموکراسی باید در <strong>سراسر ایران</strong> جاری باشد . اهالی ایالات  و ولایات باید رای خود را آزادانه اظهار دارند . برای مدافعه این حق ؛ آخرین مرحله مردن است و مردن در این راه را ما بر زندگی بی شرمانه تر جیح می دهیم . » همانطور که می بینیم شیخ محمد خیابانی با الهام از مکتب امام حسین ( ع) مرگ همراه با عزت را بر زندگی توام با ذلت ترجیح داده و در صدد اصلاح امور در کل ایران می باشد.</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">مطلب دوم اینکه ؛مهمترین شاخصه قیام شیخ محمد خیابانی ؛ مخالفت جدی ایشان با دخالت و نفوذ بیگانگان در امور داخلی ایران می باشدودر این مسیر به همه بیگانگان با یک چشم می نگریست و به نیات واقعی آنان واقف بود لذا همان اندازه که باپذیرش اولتیماتوم روسیه مخالف بود با انعقاد قرار داد ۱۹۱۹ که منافع ایران را در اختیار انگلیسیها قرار می داد نیز مخالفت می کرد و همانطور که دیدیم در جریان حمله عثمانیها به آذربایجان ایران که در صدد اجرای سیاستهای پان ترکیستی خود بودند نیز به مخالفت برخواسته و حتی زندانی شد .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">لذا امروزه افرادوگروههایی که ضمن سرسپردگی به کشورهای بیگانه خودراطرفدارمردم آذربایجان اعلام می کنند و بعضا خود راوارث شخصیتهایی نظیر شیخ محمد خیابانی و ستارخان و باقر خان و&#8230; معرفی می کنند ؛ بایستی به این نکته توجه داشته باشند که مهمترین ویژگی و بارزترین دلیل محبوبیت شخصیتهایی نظیر شیخ محمد خیابانی در بیگانه ستیزی آنان خلاصه می شود .</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">البته سوء استفاده از محبوبیت شیخ محمد خیابانی و قیام ایشان مسبوق به سابقه می باشد . در سال۱۳۲۴سران دولت روسیه که تلاش می نمودند آذربایجان را از ایران جدا نمایند ؛ دستور دادند تشکیلاتی باعنوان فرقه دموکرات درتبریزتشکیل گردد چرا که می دانستند مردم تبریزاز شیخ محمد خیابانی و یاران او که عموما دموکرات نامیده می شدند یادهای نیک دارند . </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">مطلب آخراینکه انقلاب اسلامی ایران که حدود ۵۸ سال بعد از قیام شیخ محمد خیابانی به پیروزی رسید در حقیقت آرمانهای ایشان و همه شهدایی را که در راه استقلال و آزادی ایران جان خود را فدا کرده بودند محقق ساخت ؛ اگر مهمترین دغدغه خیابانی مقابله با نفوذ و دخالت بیگانگان در امور ایران بود ؛جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدای پیروزی خود ؛شعار « نه شرقی نه غربی » را سرلوحه سیاست خارجی خود قرارداد و تا به امروز در اجرای این اصل بنیادین خود به هیچ قدرتی اجازه نداده است در امور داخلی ایران نقش آفرینی نماید ؛اگر شیخ محمد خیابانی در آخرین نطق خود ؛ خواستار حاکمیت کشور به دست ملت بود امروزه در سایه انقلاب اسلامی ایران همه مسئولین مملکتی – به صورت مستقیم یا غیر مستقیم - ازطریق مراجعه به آرای مردم انتخاب می شوند و اگرشیخ محمد خیابانی به دنبال جاری نمودن اصول دموکراسی در سراسر ایران بود امروزه ملت ایران؛ مردم سالاری دینی را به عنوان بهترین نوع دموکراسی تجربه نموده و به سوی آینده ای روشن حرکت می نمایند. پایان</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">منابع :</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱-قیام شیح محمد</strong><strong>خیابانی در تبریز، علی آذری ، چاپ چهارم ، تهران ، ۱۳۶۲</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲-</strong><strong>قیام آذربایجان و ستارخان ، اسماعیل امیر خیزی ، تبریز، ۱۳۳۹</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳-شیخ محمد خیابانی خروش حماسه ها، مصطفی قلیزاده ،</strong><strong>تهران ، ۱۳۷۲</strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴-</strong><strong>شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی ، به قلم جمعی</strong><strong>از دوستان شیخ شهید، جاپ برلین ، ۱۳۰۴ ش ، </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵-تاریخ هیجده ساله آذربایجان ، احمد کسروی ، ج ۲</strong><strong>.</strong><br />
<strong>۶&#8211;تاریخ بیست ساله ایران ،</strong><strong>حسین مکی ، ج ۲، ص ۳۴ &#8211; ۴۲</strong><strong>.</strong><br />
<strong> </strong></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl"> </div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وهابیت در جمهوری آذربایجان</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 19:19:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=348</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده و محقق حسن گلی    مقدمه :  با نگاهی به تاریخ پرفراز و نشیب کشورهای اسلامی متوجه می شویم که دین اسلام همواره در مسیر حرکت خود با آسیبها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نویسنده و محقق</p>
<p style="text-align: justify;">حسن گلی <br />
 <br />
مقدمه :<br />
 با نگاهی به تاریخ پرفراز و نشیب کشورهای اسلامی متوجه می شویم که دین اسلام همواره در مسیر حرکت خود با آسیبها و آفتهایی مواجه بوده است،چه اینکه این دین از صدر اسلام تاکنون منافع نامشروع افراد، گروهها و کشورهای مختلفی را به چالش کشیده و از این رو سختیها و مشکلاتی را از ناحیه آنان متحمل گردیده است. ازجمله آسیبها و آفتهایی که روند رو به گسترش دین اسلام و به تبع آن حرکت مسلمانان به سوی پیشرفتهای دنیوی و سعادت اخروی را با مشکلاتی مواجه ساخته است،جریانها و حرکتهای افراطی است که گاه و بیگاه  به نام اسلام سر برآورده و برای رسیدن به مقاصد نامشروع خود به تکاپو می افتند.<br />
به نظر می رسد در پیدایش و ادامه فعالیت این گروهها دو عامل تعصبات جاهلانه برخی افراد و دخالتهاو توطئه های برخی گروهها و کشورههایی که ترویج اسلام حقیقی را مغایر منافع خود می پندارند؛ نقش اساسی داشته باشد .<br />
امروزه از مهمترین جریانات افراطی که در اقصی نقاط جهان اسلام به مانعی بر سر راه پیشرفت مسلمانان تبدیل شده و مصائب زیادی را متوجه دنیای اسلام نموده است ، جریان وهابیت می باشد .در حال حاضراین جریان که علاوه بر تعصبات جاهلانه به اغراض سیاسی نیز آلوده گشته است در نقاط  مختلف به ابزارقدرتهای جهانی برای کشتار مسلمانان و یا ایجاد اختلاف و دودستگی بین آنان تبدیل شده است . هجوم آمریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم طالبانی که درحقیقت نمود باورهای وهابیت بود و نیز حضور برخی کشورهای فرامنطقه ای درقفقازجنوبی به بهانه هایی از قبیل مبارزه با تروریسم و بنیاد گرایی اسلامی و&#8230; گواه صدق این مدعاست.<br />
 در حال حاضر جمهوری آذربایجان از مهمترین کشورهایی است که به محل فعالیت و تکاپوی این جریان افراطی تبدیل شده است،اصولا پس ازفرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق،جمهوریهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی وقفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان با توجه به ویژگیهای خاص جغرافیایی،مذهبی،سیاسی و&#8230; خود مورد توجه جریانات افراطی – انحرافی مخصوصا وهابیت قرار گرفته است .<br />
با توجه به آنچه مذکور افتاد وبه دلیل اهمیت موضوع؛ دراین مقال سعی خواهدشد بعد از معرفی اجمالی جمهوری آذربایجان وبررسی ماهیت جریان انحرافی وهابیت ؛ زمینه ها و علل بروزورشد فرقه وهابیت درجمهوری آذربایجان، گستره فعالیت وهابیت ونتایج آن در جمهوری آذربایجان مورد بررسی قرار گیرد.<br />
جمهوری آذربایجان :<br />
همانطور که می دانیم سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می شود روزگاری نچندان دور جزئی ازایران بزرگ محسوب می گردید وآلبانیا نامیده می شد. بعد از ورود اسلام به این منطقه ،اسم این منطقه به آران تغییر یافت ؛این منطقه در جریان جنگهای ایران و روس وبه موجب قراردادهای تحمیلی گلستان وترکمنچای ازایران منتزع گردید. بعد از انقلاب ۱۹۱۷روسیه و سقوط تزاریسم در آن کشور؛ حزب مساوات به رهبری محمد امین رسول زاده؛ به سال ۱۹۱۸ در سرزمین آران جمهوری مستقلی تاسیس نمود واین جمهوری درراستای سیاستهای برخی قدرتهای آن زمان ازجمله امپراطوری عثمانی«جمهوری آذربایجان» نامیده شد .تغییر نام آران به آذربایجان تحریف تاریخی بود که به اصرار ترکان عثمانی و به طمع به دست آوردن آذربایجان ایران انجام شد.[۱]آن روز واحدهای ارتش سرخ شوروی ، شهر باکو را تصرف کردند و بسیاری از سران حزب مذکور را دستگیر و اعدام نمودند و بدین ترتیب به استقلال دو ساله جمهوری آذربایجان پایان داده شد و این جمهوری تا سال ۱۹۹۱ ( فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی ) به عنوان یکی از جمهوریهای شوروی سابق به حیات خود ادامه داد. در دوران هفتاد ساله کمونیستها بر مردم مسلمان این منطقه ، همه سیاستهای دولت درراستای جدا نمودن مردم این منطقه از دین ،فرهنگ و تاریخ خود طراحی و اجرا می شد و مردم در اجرای تکالیف دینی خود با محدودیتهای زیادی مواجه بوده و مشکلات فراوانی را تحمل می نمودند . با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ؛جمهوری آذربایجان نیز در کنار جمهوریهای دیگر به استقلال رسید. این جمهوری تا ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ به عمر خود ادامه داد و در<br />
این جمهوری در حال حاضر با ۶۰۰/۸۶ کیلومتر مربع مساحت یکی از کشورهای ثلاثه قفقاز جنوبی می باشد و براساس برآورد سازمان ملل در دهم تیرماه ۱۳۸۵ بالغ بر ۸ میلیون و ۴۸۳ هزار نفر جمعیت دارد.بنا براظهارات مسئولین کمیته دولتی اموردینی جمهوری آذربایجان ، ۹۶%مردم این کشور مسلمان هستند که از این تعداد حدود ۸۰ درصد را شیعیان تشکیل می دهند . از زمان استقلال جمهوری آذربایجان تا کنون و مخصوصا در سالهای اخیر بنا به دلایلی که در ادامه خواهد آمد این کشور به محل فعالیت جریان انحرافی وهابیت تبدیل گردیده است .که ادامه این وضیعت می تواند علاوه بر خسارتها و مصائبی که برای مردم جمهوری آذربایجان به بار می آورد برای کشور ایران نیز خطرناک باشد.چه اینکه دو کشور ایران و آذربایجان به عنوان بزرگترین کشورهای شیعه جهان دارای اشتراکات فراوان تاریخی ،مذهبی ،فرهنگی و&#8230; بوده و دارای مرزهای طولانی مشترک می باشند و بطور طبیعی از شرایط همدیگر متاثر می گردند.<br />
وهابیت :<br />
 فرقه وهابیت منسوب به &#8220;محمد بن عبدالوهاب&#8221; از مردم &#8220;نجد&#8221; است که در سال ۱۱۱۵ ق (۱۰۸۲ شمسی)در شهر عُیینه(ازتوابع نجد واقع در حجاز) متولد شد وی از کودکی به مطالعه کتاب‌های تفسیر وعقاید و حدیث سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علمای حنبلی بود آموخت. محمد بن عبدالوهاب از آغاز جوانی،بسیاری از اعمال مذهبی مردم &#8220;نجد&#8221; را زشت می شمرد.<br />
او در سفری که به زیارت خانه خدا رفته بود، بعد از انجام مناسک حج به &#8220;مدینه&#8221; رفت و در آن جا، توسل مردم به پیامبررا که نزد قبر حضرت انجام می دادند، انکار کرد. سپس به &#8220;نجد&#8221; مراجعت نمود و از آن جا به بصره رفت و مدتی در آن شهر ماند و با بسیاری از اعمال مردم آن شهر نیز مخالفت نمود. لازم به تو ضیح است &#8220;محمد بن عبدالوهاب&#8221; در ایام حضور خود در شهره بصره با همفر – جاسوس معروف انگلیس در ممالک اسلامی &#8211; آشنا شد و تحت تاثیر او بیش از پیش به به احکام متعالی اسلام بدبین گشت[۲] و لذا برداشتهای جاهلانه و مغرضانه خود را به عنوان اسلام تبلیغ نمود. وی پس از مرگ پدر علناً به اظهار عقاید خود پرداخت و قسمتی از اعمال مذهبی مردم را انکار نمود. &#8220;محمد بن عبدالوهاب&#8221;  در سال ۱۱۶۰ پس از آن که از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهر‌های معروف نجد گردید. در آن وقت امیر درعیه، محمد بن مسعود جدّ آل سعود بود. وی به دیدن شیخ محمد رفت و به وی عزت و نیکی را بشارت داد. شیخ محمد نیز غلبه و قدرت محمد بن سعود را بر همه بلاد نجد بشارت داد. بدین ترتیب ارتباط میان آن دو شکل گرفت. حمایت محمد بن سعود از شیخ محمد موجب شد که وی بر عقاید و افکار خود پافشاری کند. هر کدام از مسلمانان که از عقاید وی پیروی نمی کردند، کافر محسوب می شدند و برای جان و مال و ناموس آنان ارزشی قایل نبود.<br />
جنگ‌هایی که وهابیان در نجد و خارج از آن از قبیل یمن و حجاز واطراف سوریه و عراق می کردند،بر همین پایه قرارداشت. هر شهری که با جنگ و غلبه بر آن دست می یافتند، برای آن‌ها حلال بود. کسانی که با عقاید او موافقت می کردند، باید با وی بیعت نمایند و اگر کسانی به مقابله بر می خاستند، باید کشته شوند و اموالشان تقسیم گردد. سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۲۰۶ق(۱۱۷۰شمسی) درگذشت و پس ازوی پیروان او به همین روش ادامه دادند، مثلاً در سال ۱۲۱۶ق امیر سعود سپاهی مرکب از بیست هزار را مجهز کرد و به کربلا حمله ور شدند. سپاه وهابی جنایات بسیاری در شهر کربلا انجام دادند، از جمله پنج هزار تن و یا بیشتر (تا بیست هزار گفته اند) را به قتل رساندند. آیین وهابیت بر اساس عملکرد، عقاید و باورهای شیخ محمد بن عبدالوهاب شکل گرفت و در طول زمان با اغراض سیاسی برخی قدرتهای بزرگ که همواره اسلام حقیقی را مانعی در راه برنامه استعماری خود می دیدند ،همراه گشته است . فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که به بعضی اشاره می شود:وهابی‌ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کند، از جمله:<br />
الف)به هیچ یک از رسولان و اولیا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد،[۳] ازاین رو، وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و معتقدند هر کس از پیامبرطلب شفاعت کند، مانند این است که از بت‌ها شفاعت خواسته است. [۴]ب)از مسائل دیگری که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را &#8220;ابن تیمیه&#8221; و شاگرد معروف او &#8220;ابی القیم&#8221; عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند.[۵] بر همین اساس سعودی‌ها هنگامی که در سال ۱۳۴۴ هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام نمایند. [۶]ج)وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون، از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت‌هایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف می باشد. بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی نمود.<br />
د)بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد و &#8230; استفاده نماید،[۷] زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: «فلا تدعوا مع الله احداً».[۸]ه) آنان معتقدند، تشییع جنازه و سوگواری حرام است؛ زیرا ارواح اموات کاری نمی توانند بکنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند. [۹]ر) وهابیان معتقدند القابی را که بر عزت و احترام دلالت دارند، در مورد انسان‌ها نباید به کار برد و ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.<br />
ز) وهابیون به جنگ با دیگر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند باید به آیین وهابیت در آیند، یا جزیه دهند، از این رو همیشه مسلمانان دیگر را به کفر متهم نموده، اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان می گویند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.[۱۰]البته موارد فوق الذکر تها بخشی از اصول به اصطلاح اعتقادی وهابیون را تشکیل می دهند وگرنه امروزه این جریان که به طرق مختلف از طرف آمریکا و صهیونیست حمایت می شود به ابزار آنان برای نیل به مقاصد خود در اقصی نقاط دنیا تبدیل گشته است . البته این حمایت تا آنجایی است که فعالیت آنها در راستای منافع دولتهای مذکور باشد کمااینکه آنان طالبان را که در حقیقت مجسمه وهابیت بودند برای رو در رو قرار دادن با جمهوری اسلامی ایران و نیز برای نیل به مقاصد دیگر به وجود آوردند و زمانی که ادامه حیات آن را به صلاح خود ندیدند به افغانستان لشکر کشی نمودو حکومت آنان را ساقط نمودند.<br />
امروزه علاوه بر موارد فوق الاشاره، از خشونت فوق العاده ،تحمیل عقیده ،تعصب شدید و افراطی ،عدم آشنایی به ارزشهای فرهنگی ،جمود و مخالفت با هر پدیده نوین و ضعف منطق می توان به عنوان ویژگیهای بارزفرقه وهابیت نام برد.[۱۱] خلاصه اینکه وهابیت نه دین است ونه مذهب بلکه فرقه ای است خودساخته که منشعب از مذهب سنی حنبلی است، علمای اهل سنت و به ویژه مذهب حنبلی نیز بارها ، با محکوم کردن عملکرد این گروهک در دویست سال اخیر که سبب جنگ ها و خونریزی های بسیاری در بین مسلمانان شده است برائت خود از این فرقه را اعلام نموده اند.<br />
 <br />
زمینه ها و علل بروز و رشد فرقه وهابیت در جمهوری آذربایجان :<br />
همانطور که پیش از این اشاره شد اکثریت قریب به اتفاق مردم جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل می دهند. این مسلمانان در دوران هفتاد ساله حکومت کمونیستها در میان اختناق موجود زندگی می کردند وازهیچ گونه آزادی برای انجام مراسم دینی و عمل به تکالیف خود و نیزاظهاراعتقادات خود برخوردارنبودند ؛ در این میان دولتمردان از هیچ کوششی برای هویت زدایی از مسلمانان جمهوری آذربایجان دریغ نکردند و تا می توانستند در راه به فراموشی سپردن دین تلاش نمودند.بعد ازفرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان ،مردم این کشور دنبال هویت گمشده خود بودند لیکن به دلیل سیاستهای فوق الذکر دچارنوعی سردر گمی و بلا تکلیفی شده بودند؛آنان خود را مسلمان می پنداشتند ولی غالبا از اسلام چیزی جزپوسته ( اسم ) آن برایشان باقی نمانده بود؛ بعبارتی بعد از استقلال ،مردم این کشور دچار نوعی خلاء مذهبی بودند که میراث حکومت کمونیستها و قبل از آنان تزارها بود. در این شرایط دولت جمهوری آذربایجان به جای تلاش برای پوشش دادن این نقیصه ؛که می توانست منشا مشکلات فراوانی برای مردم آذربایجان گردد؛ سیاستی را برگزید که نه تنها به سردر گمی و بلا تکلیفیها پایان نداد بلکه مشکلات اعتقادی مردم را دو چندان نمود . واضعان قانون اساسی جمهوری آذربایجان که در حقیقت مبنای فعالیتهای دولتمردان در دوره های محتلف را تشکیل می دهد بدون توجه به دین و فرهنگ اکثریت مردم ،نظام سیاسی خود را بر مبنای دو اصل لائیسم ( دنیوی بودن) و سکولاریسم ( جدایی دین از سیاست ) طراحی کردند که  در آن هیچ گونه توجهی به دین بیش از ۹۵% مردم    نشده بود.<br />
اصل اول قانون اساسی جمهوری آذربایجان یگانه منبع حاکمیت دولت جمهوری آذربایجان را ملت معرفی نموده است و در بند ۱ اصل۷ چنین تصریح شده است که «دولت آذربایجان، دموکراتیک، حقوق، دنیوی و یونیتار است» و نیز در بند اول اصل ۱۸ به جدایی دین و دولت اشاره گردیده و چنین آورده شده است که «درآذربایجان دین و دولت از هم جداست و تمام عقاید دینی در برابر قانون یکی است.» اصل ۴۸ قانون اساسی جمهوری آذربایجان به موضوع دین (اعتقادات و مراسم دینی) می‌پردازد و در بند ۲ و۳ و۴ اشاره می‌کند که:<br />
بند ۲- هرکس حق نگرش مستقل به دین، اعتقاد به هر دینی بصورت فردی و یا جمعی، عدم اعتقاد به هیچ دینی و همچنین بیان و انتشار اعتقاد دینی خود را دارد.»<br />
بند ۳- «انجام مراسم دینی در صورتی که قواعد و انضباط اجتماعی را برهم بزند و یا در ضدیت با اخلاق عمومی نباشد آزاد است.»<br />
بند ۴- «عقیده و اعتقاد دینی موجب برائت برهم زدن حقوق جمعی نمی‌شود.»<br />
چنانچه ملاحظه می‌شود قانون اساسی جمهوری آذربایجان نه تنها از اسلام و مذهب تشیع که دین و مذهب اکثریت مطلق مردم این کشور است، اسمی به میان نیاورده بلکه با قید واژه هر دینی این امکان را به افراد و گروههای انحرافی و افراطی داده است تا افکار و اعتقادات خود را تحت عنوان دین مطرح نمایند و همچنین با بیان اینکه عدم اعتقاد به هیچ دینی آزاد است؛ بی‌دینی را نیز تجویز و حتی تائید کرده است بندهای ۳ و ۴ این ماده نیز درحقیقت تبصره‌هایی هستند که مجوز هرگونه برخورد با مراسم و اعتقادات دینی را علیرغم صراحت بند ۲ این ماده داده‌اند.[۱۲] در مقطع کنونی در جمهوری آذربایجان نه تنها آزادی اعتقادات و مراسم دینی برای مردم مسلمان و شیعه مذهب این کشور معنی و مفهوم حقیقی ندارد بلکه حرکتهای سالم و اصیل مذهبی مورد بی‌مهری است و با موانع و محدودیت‌های دولتی زیادی روبرو می شود این در حالیست که گروهها و جریانهای انحرافی و افراطی از قبیل وهابیت با حمایت قدرتهای بزرگ غربی و با فشار آنها بر دولت باکو به راحتی امکان فعالیت و جولان پیدا می کند و به اشکال مختلف فضای فکری، فرهنگی و دینی جامعه را بحرانی و غبارآلود می‌سازند.<br />
از آنچه گفته شد به خوبی می توان زمینه ها و علل اصلی رشد وهابیت در جمهوری آذربایجان را به دست آورد .در حقیقت آن بخش از مردم آذربایجان که امروزه اسیر وهابیت شده اند مردمی بودند که بر اساس فطرت پاک خود و نیز درجستجوی هویت تاریخی و به تاراج رفته خود تشنه آب گوارا و حیات بخشی به نام اسلام بودند که به دلیل عدم حمایت از سوی دولتمردان، سرابی به نام وهابیت به آنان عرضه شده است . بدیهی است در جامعه ای که میل به دین وجود داشته باشد ولی متخصصانی نباشد که معارف حقیقی و اصیل دینی را به آنان بیاموزد؛ ادیان، مذاهب و مکاتب اعتقادی مختلفی وارد عرصه شده و به عرضه و تبلیغ کیش و آئین خود می پردازند.سالهای حاکمیت دیوارهای آهنیندر روسیه وجدا سازی اجباری مردمی که فطرت دین خواهی وخدا جویی در نهاد آنان وجودداشت ،سبب گردیده بود که مردم به دین وپذیرش ادیان آسمانی به عنوان یک نیاز فطریروی آورند . در آن زمان مبلغین ادیان آسمانی وحتی فرقه های ضاله به تبلیغادیان وباورهای خود پرداختند که در این میان وهابیت نیز گروندگانی را مخصوصا در بین ماجرا جویان  به سوی خود جلب کرد .<br />
علاوه بر آنچه گفته شد ذکراین نکته ضروری است که بعد از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه بعد از حوادث یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ دولت آمریکا همه تلاش خود را برای تاثیر گذاری در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به کار گرفته است و در این میان با توجه به موقعیت استراتژیک جمهوری آذربایجان و همسایگی آن با جمهوری اسلامی ایران توجه ویژه ای به این جمهوری پیدا کرده است. دولت آمریکا همزمان سیاستهای مختلفی را برای نیل به اهداف خود در جمهوری آذربایجان در پیش گرفته است که یکی از سیاستهای فوق سیاست « شبیه سازی » در جمهوری آذربایجان می باشد . این کشور که از دین و مذهب مردم این کشور آگاهی دارد به خوبی می داند پیش شرط بهره برداریهای سیاسی ،اقتصادی ،نظامی و&#8230; از دولت جمهوری آذربایجان جلوگیری از بازگشت واقعی آنان به دامان مذهب تشیع می باشد. لذا این کشور با حمایت از گروههای انحرافی مانند وهابیت در تلاش است تا احساس نیازبه آموزه های دینی درمردم آذربایجان را درراستای اهداف خود پاسخ دهد چراکه به خوبی ازتوانایی خود درتاثیر گذاری برجریان وهابیت وقراردادن آن درمسیر خواسته های  نامشروع خویش و نیز از ذلت ناپذیری و عزت خواهی اسلام واقعی مخصوصا مذهب تشیع آگاهی دارد .<br />
در کنار نقش آمریکا در حمایت از جریان وهابیت در ازمنه و امکنه مختلف، بایستی به نقش رژیم صهیونیستی در حمایت از این جریان نیز اشاره نمود. آنچه در این بحث حائز اهمیت است ارتباطات پیدا وپنهانی است که بین منابع ثروت و قدرت غربی یعنی امریکا وکشورهای غربی وصهیونیسم، با شیوخ وهابی وجود دارد. اگر صهیونیسم را منشا فکری و سیاسی تاثیر گذار درمعادلات بین المللی به عنوان راس یک مثلث  فرض کنیم،وازطرفی امریکا و سرسپردگی دولتمردانش به منافع و سیاستهای صهیونیست را درکنار تعلقات خاص سران کشورهای غربی به اسرائیل ضلع دیگر آن درنظر بگیریم، آنچه باعث تکمیل ضلع سوم این مثلث شده است، نقش وحمایت سران و حاکمان وهابی برخی کشورهای عربی، و نیز گروههای وهابی برخی کشورهای مسلمان از سیاستهای آنها برای تحقق اهداف شان است.<br />
وهابیت به خصوص طیف سلفی و تکفیری آنها، با عملکردهای جاهلانه وظالمانه خود باعث تحقق دو هدف عمده سران استکباربه شرح ذیل شده است:<br />
الف) آنها با برداشت های غلط و افراطی ازاحکام و دستورالعمل های اسلام، مثل دادن حکم تکفیرو اعدام غیرمسلمان، که به خصوص بعد از سقوط صدام درعراق با دستگیری یک عده انسان عادی غربی به جرم کافر همراه بود، وسربریدن و گردن زدن آنها در مقابل دوربین و نشان دادن آن به جهان در حالی که نوای قرآن در حال پخش آیات جهاد است وسایر اقدامات تروریستی ،مردم جهان را نسبت به اسلام بدبین کرده وعلاوه بر بازکردن باب توهین و افترا به اسلام نظیر آنچه که پاپ درخشونت گرا بودن اسلام و قرآن خواند، مسیر تحقق اهداف ضداسلامی دشمنان اسلام وبویژه صهیونیسم را نیز هموارترمی نمایند.<br />
ب) وهابیت به جهت اینکه نطفه تشکیلش،همچون القاعده، کشورهای استعماری مانند انگلیس بوده و از پایه های اعتقادی منحرف و متزلزل وجدا از ولایت ائمه اطهار(ع) که منشا تفسیروتبیین آیات الهی اند، برخوردار است، لذا همیشه جاهلانه شیعه را دشمن شماره یک خود خوانده و همواره سعی در ضربه زدن به شیعیان دارد، و در این بین امریکا و صهیونیسم بین الملل هستند که بیشترین نفع را برای دشمنی با کل اسلام می برند. آنها با اطلاع از فرهنگ شیعه که در سه عنصر انتظار و شهادت وولایت پذیری خلاصه می شود،به اهمیت قدرت شیعیان پی برده و لذا همواره با حمایت وتحریک پنهان وهابیت در جمهوری آذربایجان ، سعی می نمایند از احیاء تفکر شیعی در کشور شیعه نشین جمهوری آذربایجان جلو گیری نمایند.<br />
امریکا، صهیونیسم ، غرب ونیز سران وهابی برخی کشورهای عربی آگاهند که تنها خطری که ثروت و قدرت نامشروع و اهداف استعماری و ظالمانه شان را در مقابل مستضعفین جهان تهدید می کند، موج اسلام خواهی مردم جهان است که الگوی فکری و سیاسی خود را ازعقاید و تجارب منطبق برظلم ستیزی وعدالت طلبی یگانه مذهب رهائی بخش اسلام یعنی شیعه کسب می کند. لذا آنها با تشکیل یک مثلث شوم که دارای ابزار مشترک قدرت،مذهب و ثروت هستند، در صدد می باشند تا با مقابله با اصل این آرمانخواهی شیعه که ریشه درمهدویت واعتقاد به ظهور منجی عالم، مهدی موعود-عج- دارد،و با شناخت از علائمی که برای این روز موعود در روایات شیعه بیان شده است، از گسترش این فرهنگ در افکارعمومی مردم جهان مخصوصا در بین مردم جمهوری آذربایجان ؛ که بعد از ایران دومین کشور شیعی جهان می باشد جلوگیری کنند؛ و دراین بین نقش وهابیت که دارای انگیزه های اعتقادی  و مادی است، قابل تامل و توجه به نظر می رسد.<br />
علاوه بر زمینه ها و علل یاد شده،دو دلیل دیگر نیز وجود دارد که از آنها می توان به عنوان عوامل تسریع کننده نفوذ وهابیت در جمهوری آذربایجان نام برد. این دو عامل عبارتند از:<br />
الف) مناقشه قره باغ و حضور مبارزان افغانی با گرایشات وهابی در  محل مناقشه برای کمک به نیروهای آذری<br />
ب) مناقشه چچن و استفاده افراد و گروههای وهابی حاضر در این مناقشه از سرزمینهای جمهوری آذربایجان به عنوان یک مسیر ارتباطی .<br />
دو عامل فوق خواه به دوصورت برنامه ریزی شده وخواه به صورت ناخواسته توانسته است توجه بخشهایی از مردم جمهوری آذربایجان رابه سوی وهابیت جلب نماید.<br />
در کنار همه دلایل گفته شده ذکر این نکته نیز ضروری است که اگر در اوایل استقلال جمهوری آذربایجان که مردم این کشور بیش از هر زمانی آمادگی دریافت معارف حقیقی مذهب تشیع را داشتند این معارف بصورت صحیح و با شناخت مقتضیات زمانی به آنان عرضه می شد جریانهای انحرافی از قبیل وهابیت نمی توانستند جمهوری آذربایجان را جولانگاه فعالیتهای ضد اسلامی خود بنمایند.<br />
گستره فعالیت وهابیت در جمهوری آذربایجان :<br />
امروزه میزان فعالیت وهابیت در جمهوری آذربایجان به گونه ای گسترش یافته است که حتی کارشناسان و تحلیلگران غربی نیز آن را بزرگترین تهدید برای ثبات در آذربایجان می دانند.<br />
اخیراً« جوشوا کاچر» خبرنگار نشریه اینترنتی امریکایی the State گزارشی از فعالیت وهابیت درمسجد ابوبکر باکو که اصلی ترین محل فعالیت وهابیت در جمهوری اذربایجان می باشد تهیه نموده بود . به نوشته وی، « هر روز بر تعداد عبادت کنندگان وهابی در این مسجد که در یکی از محلات شلوغ و پر رفت و آمد باکو قرار دارد، افزوده می‌شود؛قامت سلیمان‌اف امام این مسجد خطبه‌های افراطی از نوع سعودی که حکومت آذربایجان از آن واهمه دارد، قرائت می کند.عجیب است که حکومت آذربایجان علیرغم تعطیل کردن چنین مساجدی در کشور، اجازه ادامه فعالیت به مسجد ابوبکر را داده است. به عقیده برخی، این مساله ناشی از ترس حکومت از محبوبیت قامت سلیمان‌اف می‌باشد».<br />
این خبر نگار در ادامه گزارش خود چنین می نویسد : « میدان که یکی از حاضرین در مسجد است، درمورد دلیل ارجحیت این مسجد نسبت به مساجد شیعه می‌گوید:شیعیان مشغول کارهایی هستند که با اسلام راستین در تضاد است. آنها به آرامگاه اشخاصی که مقدسشان می‌پندارند، اعتقاد دارند. آب مقدس می‌نوشند و خودشان را کتک می‌زنند.»<br />
جوشوا کاچر همچنین دیده های خود را چنین توصیف می کند:« وهابی دیگری فیلمی از یک زن چادری را که روز عاشورا خودش را کتک میزند، در صفحه تلفن همراهش نشان می‌دهد و می‌گوید: افراد سالم و حتی مسیحیان نیز چنین کاری نمی‌کنند. میدان می‌گوید که به اعتقاد او اسلام راستین همان است که در عربستان موجود است: اگر به این کشور بروی، نیازی به اقامت در هتل احساس نمی‌کنی، زیرا احاد مسلمانان آنجا حاضرند میهمان را سه روز در منزل خود نگه دارند.این است اسلام راستین!» براساس این گزارش هرهفته حدود۱۰ هزار نفر برای اقامه نماز جمعه دراین مسجد و خیابانهای اطراف دور هم جمع می شوند. [۱۳]لازم به توضیح است مسجد ابوبکر حدود یازده سال قبل از این با حمایت همه جانبه عربستان سعودی و کویت ساخته شده و امروزه به محل اصلی فعال وهابیت در آذربایجان تبدیل شده است ؛ و قامت سلیمانوف امام جماعت این مسجد آذری تحصیل کرده عربستان سعودی است که تحت تعالیم این کشور از هیچ کوششی برای ترویج وهابیت دریغ نمی نماید .<br />
امروزه علاوه بر باکو دررایونهاو شهرهایی از قبیل قوبا ،زاکاتالا، قوسارو&#8230; که دارای مردم سنی مذهب هستند ، وهابیها به شدت فعالیت می نمایند با مرور اخبار مربوط به جمهوری آذربایجان می توان به  نفوذ وهابی ها در ادارات و حتی مراکز نظامی جمهوری آذربایجان پی برد.<br />
اقدامات  تبلیغی در مساجد و مراکز آموزشی ؛ حضور فعال در زمینه چاپ و توزیع کتاب ؛جذب طلاب علوم دینی واعطای بورس به متقاضیان و علاقمندان تحصیل در دانشگاه های عربستان و برخی دیگر ازکشورهای عربی؛ بر پایی کلاسهای قرآن ،انجام امور تجاری همراه با تبلیغ وهابیت ؛ورود در برخی ادارات و مشاغل حساس از قبیل مراکز نظامی و نیز در اختیار گرفتن مشاغلی که در ارتباط مستقیم با مردم باشند از جمله اقدامات جریان وهابیت در جمهوری آذربایجان می باشد.<br />
نتایج گسترش فعالیت وهابیت در جمهوری آذربایجان :<br />
     با توجه به اینکه کشور جمهوری آذربایجان از لحاظ مذهبی کشوری یک دست محسوب می گردد،ادامه فعالیت گروههای وهابی در این کشور می تواند به ثبات دینی این کشور آسیب جدی وارد نماید و اقلیت سنی را رو درروی اکثریت شیعه قرار دهد موضوعی که نتیجه آن برای کشوری که حدود ۲۰% از خاک آن در اشغال ارمنستان می باشد خوشایند نخواهد بود؛<br />
علاوه بر آن با توجه به روابط پیدا و پنهان فرقه وهابیت با آمریکا و پیوندهای موجود بین وهابیت با صهیونیسم ونیز نظربه خواستگاه استعماری این فرقه؛گسترش فعالیت وهابیهادر جمهوری آذربایجان،زمینه های لازم جهت افزایش بهره برداریهای سیاسی ،اقتصادی،نظامی و&#8230; دولتهای فرامنطقه ای مخصوصا آمریکا و نیزرژیم صهیونیستی از جمهوری آذربایجان را فراهم خواهد نمود؛ ضمن اینکه ادامه فعالیت این فرقه در جمهوری آذربایجان ،این فرصت را برای دولتمردان آذربایجان فراهم می نماید تا به بهانه مبارزه با وهابیت گروههای اصیل اسلامی را مورد تهاجم قرار دهند . همچنین ادامه فعالیت این فرقه می تواند در دراز مدت حاکمیت جمهوری آذربایجان را با چالش های جدی مواجه نماید. <br />
علاوه بر موارد گفته شده بایستی به این نکته نیزاشاره نمود که به دلیل اشتراکات فراوان مذهبی ،تاریخی و فرهنگی دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان و نیز به دلیل مرزهای طولانی مشترک بین دو کشور گسترش وهابیت در جمهوری آذربایجان منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را نیز با چالش جدی مواجه خواهد نمود .<br />
سخن آخر اینکه امروزه مردم مسلمان و شیعه جمهوری آذربایجان در کنار همه مشکلات فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی ونیز مشکلات ناشی از اشغال حدود ۲۰%از سرزمین خود با مشکل اساسی دیگری به نام فعالیت فرقه وهابیت رو درروست و بر همه مردم مسلمان مخصوصا علما و دانشگاهیان فرض است تا با معرفی اسلام اصیل به مردم جمهوری آذربایجان از گسترش بیش از پیش وهابیت جلوگیری نمایند . ضمن اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند به منظور پیشگیری از به خطر افتادن منافع ملی خود توسط این جریان خطرناک ؛با لحاظ ارتباط عمیق تاریخی و فرهنگی بین ایران و آذربایجان همکاریهای سودمندی را با دولت این کشور به عمل آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p style="text-align: justify;">.برای اطلاعات بیشتر ر.ک: رضا. عنایت الله .آذربایجان و اران . نشر هزار.تهران. چاپ اول. ص۲۱۷تا ص۲۳۵[۱]<br />
. ر.ک همفر. خاطرات همفر. ترجمه دکتر محسن مویدی. انتشارات امیرکبیر.تهران.چاپ دهم[۲]<br />
- مبلغی. احمد . تاریخ ادیان . ج۳٫ ص۱۴۲۹[۳]<br />
- همان[۴]<br />
- برنجکار . رضا. آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی. ص۱۴۶[۵]<br />
-سبحانی. جعفر. آیین وهابیت . ص۳۸[۶]<br />
- مبلغی . احمد. تاریخ ادیان . ص۱۴۳۰[۷]<br />
- سوره مبارکه جن آیه ۸[۸]<br />
- مبلغی . احمد. تاریخ ادیان.ص۱۴۳۰[۹]<br />
-همان ص۱۴۳۱[۱۰]<br />
-مکارم شیرازی .ناصر. وهابیت بر سر دو راهی . انتشارات مدرسه الامام علی ابن ابیطالب(ع).چ هفتم .قم .۱۳۸۴ ص۱۵ تا ۱۶[۱۱]<br />
- جهت آشنایی بیشتر ر.ک قانون اساسی جمهوری آذربایجان[۱۲]<br />
- روزنامه ینی مساوات چاپ باکو مورخه ۳/۳/۸۷[۱۳]</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماه محرم در جمهوری آذربایجان</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 19:17:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=345</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده : حسن گلی     مقدمه:            سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می شود روزگاری نچندان دور تحت عنوان آران بخشی از ایران بزرگ محسوب می شد؛این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نویسنده : حسن گلی<br />
 <br />
 <br />
مقدمه:<br />
 <br />
         سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می شود روزگاری نچندان دور تحت عنوان آران بخشی از ایران بزرگ محسوب می شد؛این منطقه در جریان جنگهای ایران و روس و به موجب قرار دادهای تحمیلی گلستان وترکمنچای ازایران منتزع گردید و مردمان این سرزمین بعداز اینکه سالهای متمادی درزیر استیلای امپراطوری روس وبعد ازآن تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی بودند درسال۱۹۹۱ پس ازفروپاشی شوروی سابق فصل نوینی از زندگی خود را تحت حکومت جمهوری آذربایجان شروع نمودند.با توجه به اینکه اکثریت مردم جمهوری آذربایجان را شیعیان تشکیل می دهند و این جمهوری پس از ایران دومین کشور شیعی جهان محسو ب می گردداین قلم خواهد کوشید گوشه ای از رفتار اجتماعی شیعیان این کشور درماه محرم و مشکلات و موانع موجود دراین خصوص را بررسی نماید.<br />
 <br />
عزاداری مردم جمهوری آذربایجان قبل از استقلال<br />
     مردم جمهوری آذربایجان که درزمان ورود اسلام به ایران تابعیت ایران بزرگ راداشتند همچون اکثریت ساکنان مناطق ایران به دلیل برخی سیاستهای غلط سلسله ساسانیان و نیز به دلیل انحرافاتی که درآئین زرتشت رسوخ کرده بود و نیز با توجه به انطباق اکثریت معارف اسلام با هویت اصیل ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند .تاسیس دولت صفویه توسط شاه اسماعیل در ایران و رسمیت مذهب تشیع موجب گردید مردم ساکن در منطقه آران(جمهوری آذربایجان )بیش از پیش با معارف رفیع اهل بیت آشنا گردند و از همان زمان مراسم عزاداری امام حسین(ع) و بزرگداشت ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به جزئی از باورها و سنتهای عمومی مردم آن دیار تبدیل گردید .<br />
    از جمله برنامه هایی که در دوران تسلط تزارها بر آذربایجان اجرا می گردید این بود که روسها تلاش می نمودند همانگونه که آذربایجان را از لحاظ جغرافیایی ازایران جدا کرده بودند؛ مردمان آن را ازلحاظ هویتی و دینی نیز از ایران و اسلام جدا نمایند، چرا که به خوبی می دانستند تا زمانی که مردم آذربایجان ( آران) خود را ایرانی وشیعه بدانند نخواهند توانست سیاستهای خود را پیش ببرند .<br />
     در زمان تسلط تزارها برآران به دلیل مراودات فراوان مردم آن منطقه با وطن اصلی خویش–ایران– و نیز به دلیل سیاست محتاطانه تزارها در برخورد با شیعیان؛عزاداری ماه محرم همچون گذشته و به سبک موجود در ایران با رونق قابل توجه ادامه داشت لیکن با روی کار آمدن کمونیست ها و ایجاد اتحاد جماهیر شوروی مرزهای آهنین بین مردم دو سوی ارس جدایی افکند و مردم آن سوی ارس با فشارهای بی امان کمونیستها از انجام مراسم و آئین های دینی و مذهبی منع شدند و مساجد،حسینیه ها  و تکایا تعطیل گشتند.دراین دوره با وجود تمام فشارهای دولت که حتی با شکنجه ،حبس ،تبعید و اعدام همراه بود عاشقان امام حسین (ع) به صورت مخفیانه عشق و ارادت خود را ابراز می کردند .در زمان شوروی سابق در برخی مناطق جمهوری آذربایجان از جمله در مناطق همجوار باایران و برخی محلات حومه شهر باکو آیین‌های اسلامی و به ویژه عزاداری محرم به طورمخفیانه در منازل افراد متدین برگزار می‌شد که نقش مهمی در حفظ ارزشهای اسلامی ومذهبی در میان مردم این کشور داشت.<br />
عزاداری ماه محرم در جمهوری آذربایجان بعد از استقلال<br />
    با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۱ م ؛مردم جمهوری آذربایجان دوره نوینی را شروع کردند و آنانی که سالهای متمادی در کنج خانه ها و بصورت مخفیانه عشق خود را به امام حسین و سایر شهدای کربلا ابرازمی نمودند توانستند با حضور دوباره درمساجد و حسینیه ها علاقه قلبی خود را به خاندان رسالت نشان دهند .دوران پس از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی را می توان دوران حیات مجدد اسلام در بین مردم جمهوری آذربایجان دانست که البته هنوز به سان طفلی تازه پا گرفته در مراحل نخستین بازیابی جایگاه واقعی خویش می باشد .  <br />
بعد از استقلال جمهوری آذربایجان به دلیل سیاستهای فرهنگی گذشته و باتوجه به عدم همخوانی منافع شخصی وحزبی سران این کشوربا دین اسلام و مذهب تشیع و نیز به دلیل فشارقدرتهای خارجی مخصوصا آمریکا ؛ بدون توجه به مذهب اکثریت مردم این جمهوری؛قانون اساسی این کشور بر اساس دو اصل لائیسم (دنیوی بودن) وسکولاریسم (جدایی‌ دین از سیاست) وضع گردید.<br />
بندهای ۲،۳،۴ ماده ۴۸ قانون اساسی جمهوری آذربایجان که به موضوع دین اختصاص یافته است سیاست دولت آذربایجان در قبال مذهب بیش از ۸۰ درصد مردم آذربایجان را به خوبی نشان می دهد :<br />
بند ۲- «هرکس حق نگرش مستقل به دین، اعتقاد به هر دینی بصورت فردی و یا جمعی، عدم اعتقاد به هیچ دینی و همچنین بیان و انتشار اعتقاد دینی خود را دارد.»<br />
بند ۳- «انجام مراسم دینی در صورتی که قواعد و انضباط اجتماعی را برهم نزند و یا در ضدیت با اخلاق عمومی نباشد آزاد است.»<br />
بند ۴- «عقیده و اعتقاد دینی موجب برائت برهم زدن حقوق جمعی نمی‌شود.»<br />
     چنانچه ملاحظه می‌شود قانون اساسی جمهوری آذربایجان نه تنها از اسلام و مذهب تشیع که دین و مذهب اکثریت مطلق مردم این کشور است، اسمی به میان نیاورده بلکه با بیان اینکه عدم اعتقاد به هیچ دینی آزاد است بی‌دینی را نیز تجویز و حتی تائید کرده است.درحال حاضر حق نگرش آزاد به دین(بند۲ ماده ۴۸) صرفا در خدمت یهودیان وابسته به صهیونیست قرار گرفته که با اهداف خاصی در جمهوری آذربایجان حضور دارند.آنان با ساخت کنیسه های متعدد و فعالیتهایی از قبیل جذب جوانان آذری و&#8230; در صدد افزایش تاثیر گذاری صهیونیستها بر دولتمردان باکو هستند این در حالی است که حدود ۸۰ درصد از مردم آذربایجان ( شیعیان ) علیرغم خواست قلبی نمی توانند به نحو دلخواه خود مراسم ماه محرم را برگزار نمایند . امروزه بندهای ۳ و ۴ ماده اخیر الذکربه دستاویز دولت باکو برای برخورد با مراسم عزاداری ماه محرم در سطح خیابانها تبدیل شده است .<br />
    امروزه در جمهوری آذربایجان برخی جریانانها و حرکتهای مختلف تلاش می کنند از رشد مذهبی و احیاء هویت دینی مردم جلوگیری نمایند که این حرکتها را می توان به دودسته تقسیم نمود.قسمتی از برنامه های ضد دینی در جمهوری آذربایجان از سوی  دولت و به استناد قانون اساسی مبتنی بر لائیسم و سکولاریسم اعمال می گردد که از آن جمله می توان به ممنوعیت صدور گذرنامه برای زنان محجبه،ممنوعیت کاندیدا شدن خادمان دینی در انتخابات مختلف؛ جلوگیری از فعالیتهای هیات ها و گروههای مذهبی؛ جلو گیری از نشر کتب دینی مخصوصا کتابهای راجع به نهضت عاشوراو قیام امام حسین (ع) اشاره نمود. قسمت دیگر حرکتهای ضد دینی در جمهوری آذربایجان از طریق برخی محافل تابع آمریکا و اسرائیل و رسانه های وابسته به آنان و درراستای جلوگیری از بازگشت مردم جمهوری آذربایجان به هویت اصیل اسلامی – ایرانی خویش صورت می گیرد.<br />
     درحال حاضربا فرارسیدن ماه محرم؛شیعیان جمهوری آذربایجان در اکثرمساجد وحسینیه ها به عزاداری امام حسین (ع) می پردازند و خادمان دینی و متولیان امورمساجد تدارک عزاداری ماه محرم را برعهده دارند .<br />
 مساله ای که درعزاداریهای این ماه در جمهوری آذربایجان مشهود است اینکه این برنامه ها به دلیل سالها فعالیت کمونیستها و عدم وجود مدارس و حوزه های علمیه از عمق و غنای لازم برخوردارنیستند و دراین عزادریها آنگونه که شایسته قیام امام حسین (ع)می باشد واقعه عاشورا تبیین و تشریح نمی گرددکه این موضوع تربیت جوانان عالم و آگاه به معارف اهلبیت را بیش از پیش ضروری می سازد .<br />
     در شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان آئین های عزاداری در مساجد تازه‌پیر، حاجیسلطانعلی، گوی مسجد،مشهدی داداش،نارداران و نیز در اکثر حسینیه‌ها با شرکت جمعی ازشیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) بویژه جوانان مومن آذری برپا می گردد.<br />
    از دیگر شهرهای جمهوری آذربایجان که مراسم عزاداری ماه محرم در آنجا به صورت ویژه ای برگزار می گردد شهر گنجه است؛ هنوز در گنجه آداب و سنن ایرانی – اسلامی و اعتقادات مذهبی کم و بیش به چشم دیده می شود.در گنجه مانند ایران از اول ماه محرم مراسم عزاداری شروع می شود و مردان و زنان در قالب دسته های عزاداری در امامزاده شهر عزاداری می نمایند درروزعاشورا محوطه امامزاده شهر گنجه مملو از جمعیت می شود و مردم نذرهای خود را دراین محل ادا می کنند.<br />
    علاوه بر شهرهای مختلف جمهوری آذربایجان از قبیل باکو و گنجه ؛جمهوری خودمختار نخجوان نیز از جمله مناطقی است که مردم آن در حد وسع و توان عاشورا را از هر لحاظ بزرگ می دارند؛ نوحه خوانی مرثیه سرایی،زنجیر زنی، سینه زنی ،کشتن قربانی، گستردن سفره احسان ، پخش خرما و نذورات دیگر ، نمایش صحنه قتال در کربلا و استمداد مظلومانه امام حسین(ع)؛ مراسم شاخسی و واخسی ، گریه بر مصائب اهل بیت و تعطیل کردن محل کار و کوشش و بازار و&#8230; از جمله برنامه هایی است که در این جمهوری در ماه محرم صورت می گیرد .<br />
    در سالهای قبل مراسم قمه زنی در جمهوری نخجوان صورت می گرفت که پس از فتوای رهبر انقلاب اسلامی ایران در خصوص حرمت موضوع فوق در حال حاضر در روز عاشورا به جای این مراسم برنامه اهدای خوان از سوی عزاداران انجام می گیرد .<br />
    نوحه ها و مرثیه هایی که در این جمهوری مورد استفاده مداحان و ذاکرین قرار می گیرد عموما از اشعار مرحوم قمری دربندی،دخیل مراغه ای ،راجی تبریزی ،قاسم بیک ذاکر و حاج سید عظیم شیروانی است . البته اخیرا ازنوارهای مداحی مداحان تبریزی و اردبیلی نیز در برنامه های عزاداری استفاده می شود. روز عاشورا درپایتخت جمهوری خود مختار نخجوان بدون اینکه از طرف دولت مرکزی(باکو ) اعلام شود تعطیل می گردد و سیمای شهر در غم و اندو ه فرو می رود .<br />
    متاسفانه علی رغم اینکه اکثر دولتمردان جمهوری آذربایجان شیعه مذهب می باشند لیکن با توجه به اعتقادات سکولاریستی و واهمه ای که از رشد مذهب و معارف والای اهلبیت دارند؛ نه تنها اقدامی درراستای بزرگداشت ماه محرم انجام نمی دهند بلکه با انواع ترفندها سعی در کمرنگ نمودن برنامه های عزاداری درجمهوری آذربایجان را دارند و آنچه بیش از هر موضوع دیگری مخالفت دولتمردان باکو با احیاء ارزشهای شیعی را نمایان می سازد عدم تعطیلی روزهای تاسوعاو عاشورای حسینی در جمهوری آذربایجان است .<br />
    تقارن ماه محرم امسال با کریسمس و نیز با روز ۳۱ دسامبر که از طرف دولت آذربایجان به عنوان روز همبستگی آذربایجانیهای جهان اعلام شده است دولتمردان آذری را با چالش اساسی مواجه نموده است .دو مناسبت فوق از جمله موقعیتهای دولت آذربایجان بر ای مبارزه با هویت تاریخی و دینی مردم آذربایجان محسوب می گردد. همه ساله عید کریسمس در کشور مسلمان نشین آذربایجان به گونه ای برگزار می گردید که هر تازه واردی گمان می نمود همه ساکنان این شهر مسیحی هستند که دولتشان چنین جشنها ، کنسرتها و نورافشانیهای مجللی به را ه انداخته است ضمن اینکه در روز ۳۱ دسامبر نیز برنامه های ضد ایرانی محافل دولتی و غیر دولتی باکو به اوج خود می رسد که همه این برنامه ها نیز با کنسرتها و جشنهای مبتذل همراه است . روز ۳۱ دسامبر روزی  است که چند سال قبل از فروپاشی کامل شوروی سابق ( ۱۳۶۷ ش) جمع کثیری از شیعیان آذربایجان به منظور پیوند دوباره با مام میهن به مرزهای ایران سرازیر شدند که البته با برخورد شدید ماموران مرزی باکو مواجه گردیدند پس از استقلال جمهوری آذربایجان دولت باکو برای تحریف آنچه اتفاق افتاده بود خواسته مردم آذربایجان برای پیوند دوباره به ایران را به عنوان تلاش آنان برای اتحاد دو آذربایجان مطرح نمود و روز ۳۱ دسامبر را به نام روز ملی همبستگی با آذربایجانی های سراسر جهان نامگذاری کرد و این موضوع یکی از تلخترین و در عین حال بزرگترین تحریفهای تاریخی عصر معاصر است چرا که کسانی داعیه اتحاد دو آذربایجان را سر می دهند که به استناد مدارک غیر قابل انکار تاریخی تا سال ۱۹۱۸ هیچگاه به اجداد آنان آذربایجانی اطلاق نمی گردید بلکه آنان در سرزمینی به نام آران که در همسایگی آذربایجان تاریخی( آذربایجان ایران ) قرار داشت سکونت داشتند .<br />
    دولتمردان باکو از یک سو تمایل دارند امسال نیز همچون سالهای قبل در این دو موقعیت سیاستهای ضد دینی خود را پیگیری نمایند و از سوی دیگر با مردمی مواجه هستند که علیرغم همه تلاشهای ضد دینی صورت گرفته، هنوز به برخی ارزشهای شیعی مانند برگزاری مراسمات ماه محرم پایبندند.آنان برای پرهیز از ایجاد هرگونه حساسیت در بین مردم شیعه آذربایجان- به ویژه در ایامی که در صدد زمینه سازی برای مادالعمر کردن حکومت خود هستند – کنسرتها و جشنهای کریسمس و ۳۱ دسامبر را لغو نموده اند ولی برنامه های دیگری مانند آذین شهر و درختان کریسمس در حال اجراست .<br />
از جمله اقدامات دولت آذربایجان برای کمرنگ کردن عزاداریهای امام حسین (ع) در ماه محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود :<br />
۱- دستگاهها وارگانهای تحت امردولت باکوامسال نیزهمچون سالها ی قبل؛پیش از فرا رسیدن ماه محرم اقدام به جمع آوری کتابهای مذهبی از کتابفروشیهای دینی نموده اند.<br />
۲- دستگاههای امنیتی و پلیس جمهوری آذربایجان درآستانه ماه محرم اکثر فعالان اموردینی شهرهای مختلف از جمله باکو ، گنجه و نخجوان را احضار و سیاستهای خود مانند ممنوعیت عزاداری در خیابانها و نیز پرهیز سخنرانان از اعتراض به سیاستهای دولت و&#8230;را به آنان تفهیم نموده اند .<br />
۳- رسانه های تصویری جمهوری آذربایجان در این ایام بیش از روزهای قبل به پخش برنامه های غیر اخلاقی و&#8230; مشغول می باشند .<br />
 <br />
سخن آخر :<br />
     با نگاهی به اوضاع جمهوری آذربایجان در ماه محرم و سیاستهای دولت باکو ؛ایران قبل از انقلاب در ذهن تداعی می گردد؛ قبل از انقلاب اسلامی ایران از سوی رژیم پهلوی اقدامات زیادی برای کم کردن عشق و علاقه مردم به واقعه عاشورا انجام گرفت که درنهایت برای آنان نتیجه معکوس داشت و مردم مسلمان ایران با الهام از مکتب عاشورای حسینی به پا خواسته و حکومت مبتنی بر ارزشهای الهی به وجود آوردند؛امروزه در جمهوری آذربایجان نیز که علی رغم فشارهای ۷۰ ساله کمونیستها و نیز با وجود سیاستهای ضددینی حاکمیت ؛عشق و علاقه مردم به امام حسین(ع) زنده و در حال رشد و نمو است نشانه هایی از جریان مبتنی بر ارزشهای الهی و مبارزه باسیاستهای ضد دینی مشاهده می گردد که مخالفت مردم آذربایجان با لایحه ممنوعیت استفاده از حجاب اسلامی در مدارس، ممانعت از ایجاد پارک دوستی اسرائیل و&#8230; نمونه هایی از جریان یاد شده می باشند که جملگی در سایه تعالیم مکتب نجاتبخش عاشورا حاصل شده اند؛ دولتمردان  جمهوری آذربایجان بایستی ازاین موارد عبرت بگبرند و بیش ازاین درمقابل خواسته های برحق مردم شیعه آذربایجان به ایجاد مانع نپردازند و خود نیزهمراه با مردم و بصورت عملی درمسیرگسترش فرهنگ حسینی گام بردارندچرا که دولت و مردم جمهوری آذربایجان می توانند با بهره برداری صحیح از آموزه های مکتب امام حسین (ع) که ذلت ناپذیری و ایستادگی در برابر ظلم و ستم ازآن جمله است سرزمینهای اشغالی خود را آزاد نمایند .   <br />
 <br />
 </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برخورد نزدیک از نوع روسی؛ نگاهی به دیدار رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 19:13:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=340</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: سید حسین طباطبایی، پژوهشگر مسائل قفقاز ایراس از هر منظر که بنگریم دیدار گارگین دوم اسقف اعظم ارامنه از باکو اتفاق کوچکی نیست. نیم نگاهی به گذشته تاریخی، مذهبی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نویسنده: سید حسین طباطبایی، پژوهشگر مسائل قفقاز<br />
ایراس<br />
از هر منظر که بنگریم دیدار گارگین دوم اسقف اعظم ارامنه از باکو اتفاق کوچکی نیست. نیم نگاهی به گذشته تاریخی، مذهبی و سیاسی مناقشه ارمنستان و آذربایجان در موضوع قره باغ کوهستانی و نقشی که نهادهای دینی دو کشور در این بحران دراز و دیرپا بازی می کنند اهمیت حضور عالی ترین مقام مذهبی ارمنی در قلمرو آذربایجان را نشان می دهد. حضور گارگین دوم در باکو که برای شرکت در اجلاس رهبران دینی کشورهای مشترک المنافع و نیز همایشی با عنوان &#8220;جهانی شدن دین و ارزش های سنتی &#8221; صورت گرفت، با نشست سه جانبه رهبران دینی روسیه، ارمنستان و آذربایجان همراه شد که ضمن این که اولین برخورد نزدیک و مذاکرات جدی مهم ترین مقامات مذهبی ارمنی و آذری را رقم زد، حاوی پیام های مهم و روشنی در مناسبات منطقه ای و به ویژه مناقشه قره باغ بود.<br />
در نشست سه جانبه کریل اول اسقف اعظم روسیه، گارگین دوم اسقف اعظم ارامنه و شیخ الاسلام الله شکور پاشازاده رهبر مسلمانان قفقاز که با ابتکار طرف روسی برگزار شد، نمایندگان دینی ارمنستان و آذربایجان حل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ و نقش آفرینی سازنده مقامات مذهبی و نهادهای دینی در فرآیند صلح را خواستار شدند. امضای بیانیه مشترک رهبران دینی سه کشور روسیه، ارمنستان و آذربایجان که حاوی نقطه نظراتی متضمن تلاش در جهت تحکیم صلح و ثبات و تقویت گفتگو و مفاهمه رهبران مذهبی منطقه به ویژه ارمنستان و آذربایجان بود، نشست سه جانبه باکو را به نوعی، به آغاز روندی جدید در ایفای نقش سازنده مقامات دینی و مذهبی طرفین درگیر در حل و فصل مناقشه مبدل کرد.<br />
این امر به ویژه با عطف توجه به نقش دستگاه های دینی و مذهبی دو کشور ارمنستان و آذربایجان در ساختارهای اجتماعی و حاکمیتی و مواضع پیشین آن ها اهمیتی مضاعف می یابد. هرچند طرفین درگیر در مناقشه قره باغ به ویژه ارمنی ها همواره از مذهبی شدن این مناقشه اجتناب کرده و سعی در تقلیل آن به اختلافی ارضی، سیاسی و تاریخی داشته اند ولی نمی توان از ابعاد دینی و مذهبی مساله قره باغ به سادگی چشم پوشید. از منظر آذری قضیه، موضوع قره باغ همواره اشغال بخشی از سرزمین کشوری اسلامی تلقی شده و طرح آن در نهادهایی چون سازمان کنفرانس اسلامی با ابتناء بر این پیش فرض صورت پذیرفته است.<br />
از آن سو، کلیسای حواری ارمنی که جایگاه خاص خود را در مناسبات قدرت ارمنستان دارد و علی رغم جدایی ظاهری حوزه دین از سیاست در این کشور، نقش ویژه ای در شکل دهی سیاست های حاکمیت دارد، در مناقشه قره باغ، نه به شدت و حدت همتای آذری خود، اما با رویکردی هویت گرایانه و تاریخی، همواره بر تعلق قره باغ به قلمرو ارمنستان تاکید داشته است. از این روست که در منابع و متون کلیسایی – بیش از دیگر منابع و متون ارمنی – بر نام آرتساخ (روایت ارمنی از نام این منطقه ) تاکید می شود و یا در تشکیلات و مناسبات کلیسایی ارمنی حوزه آرتساخ مورد تاکید و توجه خاص قرار می گیرد.<br />
نشست رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان از منظری دیگر نیز حائز اهمیت است. ترتیب دادن چنین نشستی در این روزها که انجماد پدید آمده در پروتکل ترکیه – ارمنستان تحت تاثیر مستقیم موضوع قره باغ تلقی می شود و لحن مقامات آذری در مناقشه، آشکارا به سختی و حتی ورود به فضای درگیری نظامی می گراید، بی گمان نشان از اقتدار و فصل الخطاب بودن مبتکر آن دارد. روس ها که پس از پاتک های موفق و پیروزمندانه شان در اوکراین و قرقیزستان، بیش از پیش سرخوش و شادمان از تجدید اقتدار منطقه ای خود هستند، به زبانی بی پرده و رسا، جایگاه غیر قابل اغماض و چشم پوشی خود در مناسبات امنیتی حیاط خلوت دیروز و چه بسا امروز و فردای خود را، به رخ قدرت های رقیب و طماع در حوزه شوروی سابق می کشند.<br />
روند احیای اقتدار روسیه در اوراسیا که از اوت ۲۰۰۸ و جنگ گرجستان آغاز شده است، در این دو سال، هر بار به شکلی، چهره نمایانده و اهمیت فاکتور روسی در هر نسخه پیچی منطقه ای را یادآور شده است. نشست رهبران دینی ارمنی و آذری در باکو به وساطت رهبر دینی روسیه و بیانیه مشترک پاشازاده و گارگین دوم ، علاوه بر رقم زدن رویدادی بی سابقه در مناسبات ارمنستان و آذرربایجان، وزن کشی دوباره روسیه در معادلات قدرت در قفقاز جنوبی است. روس ها با این اقدام ابتکاری خود نشان داده اند که در شکل دهی مناسبات و حتی تغییر شرایط و ذهنیت ها تا چه اندازه توانمندند و ترتیب دادن هر نوع توازن منطقه ای با سازوکاری فرامنطقه ای، بدون لحاظ جایگاه و منافع روسیه، راه به جایی نخواهد برد.<br />
 <br />
 </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگزاری یوروویژن با هدف فراموشی قره باغ</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%db%8c%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%88%db%8c%da%98%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%82%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%db%8c%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%88%db%8c%da%98%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%82%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 19:06:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=330</guid>
		<description><![CDATA[رسولی کارشناس مسائل قفقاز مقدمه مسابقات آواز یوروویژن ۲۰۱۲ (Eurovision Song Contest) در حالی پنجاه هفتمین دوره ی سالانه خود را در باکو برگزار خواهد کرد که تاکنون ۳۷ کشور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">رسولی</p>
<p style="text-align: justify;">کارشناس مسائل قفقاز</p>
<p style="text-align: justify;">مقدمه</p>
<p style="text-align: justify;">مسابقات آواز یوروویژن ۲۰۱۲ (Eurovision Song Contest) در حالی پنجاه هفتمین دوره ی سالانه خود را در باکو برگزار خواهد کرد که تاکنون ۳۷ کشور آمادگی خود را جهت شرکت در این تورنمت موسیقی اعلام داشته اند . این در حالی است که در سال ۲۰۱۱ جمهوری آذربایجان با کسب بالاترین امتیاز و با اجرای &#8220;نگارجمال&#8221; و &#8220;الدارقاسم اف&#8221; مقام اول این سری از مسابقات را از آن خود کرد</p>
<p style="text-align: justify;">دولت باکو بعنوان میزبان مسابقات سال ۲۰۱۲ و به منظور برگزار کردن هرچه باشکوه تر این دوره از مسابقات با تشکیل کمیته ای ویژه به ریاست مهربان علیوا که متشکل از روسای برخی از سازمان ها و وزرا می باشد در تاریخ ۱۶ می ۲۰۱۱ اعلام کرد که استادیوم جدیدی در کنار میدان پرچم باظرفیت ۲۲۰۰۰ ساخته خواهد شد ولی به فاصله ی ۳ روز بعد یعنی در ۱۹می اعلام کرد این مسابقات به احتمال بیشتر در استادیوم توفیق بهرام اف و یا مجموعه ی ورزشی حیدرعلیف برگزار خواهد شد . اما این پایان کار نبود و به فاصله ی سه ماه بعد و در ۴ آگوست اعلام شد که مسئولین برگزاری این مسابقات در نظر دارند استادیوم جدیدی با نام سالن کنسرت باکو (Baku Concert Arena) در کنار میدان پرچم و با گنجایش ۵۰۰۰۰ نفر احداث کرده و استادیوم توفیق بهرام اف به عنوان محل جایگزین استفاده خواهد شد . در این میان در تاریخ ۲ آگوست اعلام شد که قرار است شرکت آلمانی Alpine Bau Deutchland AGبا هزینه ای بالغ بر ۶میلیون منات ، استادیومی سربسته با نام استادیوم کریستال باکو بسازد . در بین و با توجه به اینکه سران باکو هنوز درگیر انتخاب و یا احداث مکان برگزاری مسابقات بودند التماس ممداف وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات باکو اعلام کرد که شبکه اجتماعی(İctimai Television) این مسابقات را به طور مستقیم برگزار خواهد کرد و همچنین شبکه های مخابراتی آمادگی میزبانی این مسابقات را دارند .</p>
<p style="text-align: justify;">هزینه ای که تاکنون برای برگزاری این مسابقات در نظر گرفته شده است چیزی در حدود ۳۱۸ میلیون منات معادل ۳۳۶ میلیون یورو می باشد که پیش بینی می شود تا مبلغ یک میلیارد یورو هم افزایش یابد . این در حالی است که صربستان در سال ۲۰۰۸ مبلغ ۱۰میلیون یورو ، فنلاند در سال ۲۰۰۷ مبلغ ۱۴میلیون یورو ، یونان در سال ۲۰۰۶ مبلغ ۱۲ میلیون یورو ، اوکراین در سال ۲۰۰۵ مبلغ ۲۲ میلیون یورو ، نروژ مبلغ ۱۷ میلیون یورو و آلمان که تاکنون رکورد دار بیشترین هزینه برای این مسابقات می باشد مبلغ ۴۷ میلیون یورو هزینه کرده اند . با یک حساب سرانگشتی می توان نتیجه گرفت که دولت باکو ۷ بار بیشتر از آلمانی ها رکورد خود را به ثبت رسانده اند . این در حالی است که هنوز هزینه های اساسی و ساخت و ساز در مبلغ ۳۳۶ میلیون یورو پیش بینی نشده است . نکته ی قابل تامل این است بخش اعظم شرکت کنندگان در مسابقات یوروویژن همجنس بازان هستند .</p>
<p style="text-align: justify;">یوروویژن و بازتاب رسانه ای آن ؛</p>
<p style="text-align: justify;">تبلیغات و التهاب گسترده ای که در بین مسئولین جمهوری آذربایجان به بهانه ی پیروزی در مسابقات سال ۲۰۱۱ بوجود آمد موجب ناخرسندی برخی از شخصیتهای سیاسی و خوشحالی گروه های ارمنی گردید .</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از شخصیت ها و محافل آذری با اشاره به برداشته شدن پرچم یک کشور دیگر توسط «الدار قاسم اف» و «نگار جمال» در ۱۴ می و در هنگام پیروزی در مسابقات «یوروویژن» در شهر دوسلدورف آلمان، حجم گسترده تبلیغات کاذب در این خصوص را مغایر با روحیه آمادگی جهت باز پس گیری قره باغ عنوان کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این راستا سردار «جلال اوغلو» رئیس حزب دموکرات آذربایجان «یوروویژن» را جشن لواط کاران (به زبان آذری geylərin paradidir) خواند و افزود: در دنیای اسلام واکنش به این مسابقه منفی است.</p>
<p style="text-align: justify;">وی با اشاره به جایگاه واقعی و پایین جمهوری آذربایجان در بین ۴۳ کشور شرکت کننده در «یوروویژن» افزود: پیروزی در این مسابقات بر اساس ماهیت هنر صورت نمی گیرد، جمهوری آذربایجان برای پیروزی در این مسابقه دو میلیون یورو هزینه کرده است که البته هزینه واقعی و غیر رسمی ده پانزده برابر بیشتر از این رقم بوده است.سردار جلال اوغلو با تاکید بر اینکه پیروزی جمهوری آذربایجان در «یوروویژن» منجر به اصلاحات در این کشور نخواهد شد، افزود: برعکس در پوشش برگزاری مسابقات یوروویژن سال ۲۰۱۲ در باکو بخش بیشتری از ثروت های مردم غارت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">روزنامه «هایکاکان ژاماناک» چاپ ایروان نیز با اشاره به هیاهوی جمهوری آذربایجان درباره مسابقه یوروویژن اعلام کرد: تا حدود دو سال آینده نه تنها احتمال جنگ در قره باغ نخواهد بود بلکه حتی بیانیه های تهدید آمیز باکو در خصوص جنگ نیز متوقف خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">نشریه اشپیگل آلمان نیز در مطلبی با عنوان «آیا یوروویژن چهره جمهوری آذربایجان را بهبود خواهد بخشید» با اشاره به نقض حقوق بشر و دموکراسی، حبس مخالفان و فقر گسترده در جمهوری آذربایجان، از انتخاب باکو برای برگزاری مسابقات یوروویژن ۲۰۱۲ انتقاد کرد و نوشت: دولت باکو می کوشد از این طریق بر نقض دموکراسی در این کشور سرپوش بگذارد.</p>
<p style="text-align: justify;">نشریه اشپیگل همچنین با اشاره به حل نشدن مناقشه قره باغ و موضع منفی مردم و مسلمانان جمهوری آذربایجان به لواط کاران و همجنس گرایان که عمده شرکت کنندگان یوروویژن هستند، نوشت: انتخاب باکو برای برگزاری مسابقات یوروویژن ۲۰۱۲ نادرست است.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از ناظران سیاسی نیز با اشاره به نحوه انتخاب خوانندگان برتر در مسابقات یوروویژن معتقدند که پیروزی باکو در این مسابقات طرح مشترک لابی صهیونیستی و ارمنی بوده است که طی آن از یک سو هدف تقویت ترویج بی بند باری و تضعیف ارزش های اسلامی و از سوی دیگر کاهش احتمال از سرگیری جنگ در قره باغ دنبال می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">گفتنی است در مسابقات یوروویژن نیمی از امتیازها بر اساس پیامک هایی است که بینندگان و در اصل گروه های سازمان یافته در سراسر دنیا به خواننده دلخواه خود ارسال می کنند، با این شرط که هیچ کشوری به خواننده خود نمی توانست پیامک ارسال کند، نیم دیگر امتیازها بر حسب رای پنج داور این مسابقه محاسبه می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">حبس رهبران اسلام گرا و علمای دینی ؛</p>
<p style="text-align: justify;">وضع دنباله دار قوانین سفارشی برای ایجاد محدودیت در اشاعه ی دین مبین اسلام و قوانین جاری این دین مقدس،حبس رهبران دینی و تحت فشار قرار دادن قشر متدین و اسلامگرای جمهوری آذربایجان یکی دیگر از نکات قابل تامل در آستانه ی برگزاری مسابقات یوروویژن می باشد .</p>
<p style="text-align: justify;">این اقدامات زنجیره وار طوری انجام گرفته که بصورت مدون و طبق برنامه از ممنوعیت پخش اذان ، تخریب مساجد و ممنوعیت حجاب گرفته تا وضع قانون جزایی به منظور تعقیب ، جریمه و حبس فروشندگان لوازم(مهر، سجاده ، تسبیح) و کتب دینی می باشد .</p>
<p style="text-align: justify;">دغدغه ی بزرگ دولت باکو برای تامین امنیت این مسابقات و ترویج فرهنگ غرب و استقبال از مهمانان دعوت شده و پذیرایی از آنان در حواشی این مسابقات مسئولین برگزاری را به وضع چنین قوانین دین ستیزانه و اجرای آن در سطح کشور سوق داده است . گذشته از اینکه امنیت این مسابقات زیرنظر کارشناسان روس خواهد بود ولی تب و تاب ایجاد شده در دستگاه حاکمیت باکو موجبات آن گردید تا ماه ها پیش از آغاز این فستیوال موسیقی ، مقدمات بازداشت و حبس علما و رهبران بزرگ دینی فراهم شده و با اجرای دادگاه های نمایشی و احکام سفارشی جرایم سنگینی را برای آنان در نظر گرفته شود . روند رو به جلوی این سیاست دیکته شده ، که یادآور حوادث سال ۱۹۳۷ می باشد حاکی از واهمه ی شدید حاکمیت و مسئولین امنیتی باکو از احتمال اعتراض این قشر دین دار و اسلام گرا می باشد .</p>
<p style="text-align: justify;">یوروویژن و فقر روز افزون مردم </p>
<p style="text-align: justify;">کسب مقام اول مسابقات در سال ۲۰۱۱ بهانه خوبی برای میزبانی دوره ی بعد این مسابقات محسوب می شد . دولت باکو در حالی مبلغ ۳۳۶ میلیون یورو صرف برگزاری این مسابقات کرده است که هنوز تکلیف هزاران نفر از روستاییان ساکن در اطراف رود کورا و ارس که متضرر از سیل سال گذشته بودند مشخص نشده است. هنوز جاده ها ، پل ها ، معابر و مسیرهای دسترسی روستاییان به مناطق شهری به منظور تامین کمترین میزان آذوقه و امکانات رفاهی با گذشت بیش از یک سال در بدترین شرایط به حال رها شده اند ، فقر بهداشت و نبود مراکز درمانی موجب مرگ و میر بسیاری از زنان و کودکان ساکن در این مناطق محروم شده است . این در حالی است که هراز چند گاهی صدای اعتراض مردم رنج دیده ی این مناطق (صابرآباد ، ساعتلی و . . . ) نه تنها به بدترین شکل جواب داده شده بلکه با نهایت بی اعتنایی و در سکوتی محض به حال خود رها شده است . از طرف دیگر مهاجران و بازماندگان جنگ قره باغ (قاچقینلار) که در اطراف باکو و در شرایطی اسفناک سکونت داده شده اند با گذشت ۲۰ سال هنوز در نهایت بلاتکلیفی و فقر ، زندگی سخت و مشقت بار خود را سپری می کنند . خانواده هایی که هنوز داغ از دست دادن خانه وکاشانه و غم از دست دادن عزیزان خود را از یاد نبرده اند مجبورند برای تامین هزینه ی درمان مجروحین بجا مانده از این جنگ به سخت ترین کارها تن دهند تا بلکه بتوانند در اتاقی کوچک که عاری از کمترین امکانات زندگی می باشد چراغی کوچک را روشن نگه دارند . از اختلال و قطع مکرر سیستم برق رسانی و گاز منطقه نارداران و عدم توجه به فریاد این منطقه نیز نباید چشم پوشی کرد . روستایی که در نزدیکترین فاصله تا باکو قرار دارد .گذشته از موارد مذکور ؛ طبق آخرین آمار که از سوی مراکز رسمی اعلام شده است از هر ۱۰ نفر ، یک نفر در جمهوری آذربایجان در فقر بسر می برد .</p>
<p style="text-align: justify;">جای تعجب در ضرورت پرداخت چنین هزینه های سرسام آور برای این مسابقات یوروویژن و وضعیت زندگی اکثر مردم جمهوری آذربایجان نهفته است .</p>
<p style="text-align: justify;">یوروویژن و فراموشی قره باغ کوهستانی ؛</p>
<p style="text-align: justify;">مساله ی لاینحل قره باغ با گذشت ۲۰ سال نه تنها روند رو به رشدی نداشته است ، بلکه با شکلی ناامید کننده روند آتش بس خود را طی می کند . قره باغ کوهستانی که ۲۰ درصد از خاک جمهوری آذربایجان را تشکیل می دهد در طول سالهای بعد از پذیرش آتش بس از سوی طرفین ، همواره بعنوان ابزاری برای استفاده در انتخابات و موضوعی برای سخنرانی های حماسی ریاست جمهوری و سایر مسئولین ارشد این کشور مطرح بوده است . گذشته از این ؛ موضوع قره باغ بهانه ای برای گسترش روابط نظامی با رژیم صهیونیستی و آمریکا و همچنین انجام سفرهای متعدد به آستاراخان ، سوچی و . . . به منظور دیدار و گفتگو با سران ارمنی بر سر موضوع قره باغ بوده است که البته ماهیت مذاکرات کمی متفاوت از آنچه انتظار می رفت بوده است . بطوریکه مسابقه ی شطرنج ، اسکی و بازی قمار بین الهام علیف و سرژسرکیسیان بخشی از نتایج این گفتگوهای مهم و اساسی بوده است .</p>
<p style="text-align: justify;">یوروویژن و نقش رژیم صهیونیستی ؛</p>
<p style="text-align: justify;">«الدار قاسم اف» از سال ۲۰۰۷ تاکنون به طور مرتب به مرکز فرهنگی رژیم صهیونیستی در باکو تردد داشته و به زبان عبری ترانه های سیاسی رژیم صهیونیستی را تمرین می کرده است . «الدار قاسم اف» ترانه های مختلفی را به زبان عبری خوانده است که همگی آنها در راستای حمایت از موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی بوده است . اولین ترانه ی عبری که الدار قاسم اف در سال ۱۹۶۹در یادبود کشته شدگان جنگ رژیم صهیونیستی با مصر خوانده بود ، &#8220;شیرله شالون&#8221; نام داشت که توسط یک شاعر افراط گرای صهیونیستی با محتوای تنفر از مسلمانان سروده شده بود .</p>
<p style="text-align: justify;">«ریما بارکان» رایزن فرهنگی سابق رژیم صهیونیستی در باکو با تاکید بر اینکه اسرائیل، الدار قاسم اف را فراموش نمی کند گفته است: الدار قاسم اف در ۹ فوریه سال ۲۰۱۰ در هنگام سفر آویگدور لیبرمن وزیر امورخارجه رژیم صهیوینستی به باکو، ترانه عبری «میل خامت خاخاتاشا» را اجرا کرده که این ترانه نیز در زمان جنگ رژیم صهیونیستی با اعراب ساخته شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ترانه «میل خامت خاخاتاشا» توسط برخی از سران رژیم صهیونیستی از جمله ۴ نوامبر ۱۹۹۵ توسط اسحاق رابین و شیمون پرز در تل آویو نیز خوانده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">این در شرایطی است که گفته می شود وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات رژیم صهیونیستی نیز در سفر آتی خود به جمهوری آذربایجان به بهانه کمک به باکو برای برگزاری مسابقات یورویژن سال ۲۰۱۲، خواهد کوشید مجوز حضور در بخش های بیشتری از مراکز ارتباطی و مخابراتی جمهوری آذربایجان را کسب کند.</p>
<p style="text-align: justify;">منابع :</p>
<p style="text-align: justify;">•روزنامه ی مساوات<br />
•خبرگزاری آپا<br />
•خبرگزاری ایزروس<br />
•خبرگزاری تابناک<br />
•خبرگزاری آران نیوز<br />
•خبرگزاری قفقازاینفو<br />
•سایتهای اسلام گرای آذری</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%db%8c%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%88%db%8c%da%98%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%82%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیعیان نخجوان اکثریتی در اقلیت</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%b4%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%83%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%b4%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%83%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 18:50:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=324</guid>
		<description><![CDATA[منطقه قفقاز از دیر باز کانون توجه تمامی ابرقدرت ها و دارای شاخصه های خاص ژئوپولتیک بوده است. در این بین کشور جمهوری آذربایجان به لحاظ بافت مذهبی و درصد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>منطقه قفقاز از دیر باز کانون توجه تمامی ابرقدرت ها و دارای شاخصه های خاص ژئوپولتیک بوده است. در این بین کشور جمهوری آذربایجان به لحاظ بافت مذهبی و درصد بالای مسلمان نیز مورد توجه جهان اسلام و بخصوص جهان تشیع است. آذربایجان با  ۹۹درصد مسلمان و بیش از ۸۵ درصد شیعه بعد از ایران بزرگترین کشور شیعه محسوب شده و انتظار می‌رفت با توجه به پیوندهای مذهبی و تاریخی و قومی، پس از فروپاشی شوروی تعاملات دوستانه‌ای با ایران برقرار کرده و بافت مذهبی آن تاثیرگذاری بیشتری در ساختار سیاسی کشور باشند.  با این وجود، دولت باکو با مدعای سکولار بودن، وضع قوانین سرسختانه در امور مذهبی  را در دستور قرار داده و به اندک تحرکات مذهبی که ظن دخالت در امور سیاسی را داشته باشد را با محدودیت مواجه می‌کند.</p>
<p>در این بین، عاشورا نیز به عنوان مهم‌ترین پارامتر سیاسی شیعه، نگرانی دولت‌مردان باکو را چندان کرده است. این در حالی است که قاطبة شیعیان این کشور محرم و فلسفه قیام عاشورا را یکی از مهم‌ترین مبانی اعتقادی- اجتماعی خود می‌دانند. بازداشت منسوبین فعالین دینی، ممنوعیت حجاب، اتخاذ مجازات حبس برای عزاداران حسینی، ممنوعیت استفاده از وسایل نقلیه به منظور تبلیغ ماه محرم، بازداشت مرثیه‌سرایان و روضه خوانان، ممنوعیت سخنرانی روحانیونی که در خارج از کشور (ایران) تحصیل کرده باشند، ممنوعیت عزاداری در خیابان ها، ممنوعیت سیاه پوش کردن شهر، ممنوعیت زنجیرزنی و عدم تعطیلی رسمی اعلام کردن تاسوعا و عاشورا و ده‌ها مورد مشابه اخباری است که با نزدیکی ماه محرم مخصوصا تاسوعا و عاشورا از سرزمین آران به گوش می‌رسد. نگارنده برای تحقیق بیشتر در این زمینه و مشاهدات میدانی در این خصوص تاسوعا و عاشورا امسال با سفر به شهر نخجوانِ جمهوری آذربایجان سعی در ثبت وقایع داشت. آنچه می‌خوانید ماحصل این سفر است.</p>
<p>هر چند مردم جمهوری آذربایجان و به تبع آن نخجوان وامدار فرهنگ غنی و اصیل اسلامی – ایرانی هستند که آن را می‌توان حتی در نوع عزاداری ها و نوحه‌ها، سبک‌های مرثیه‌ثرایی و &#8230; به وضوح دید، اما سیاست‌های خشن و سکولار حکومت تاثیر بسیاری بر نحوه انجام این آئین‌ها گذاشته است. در نگاه اول شهرها حال و هوای محرم ندارند و مردم به زندگی عادی خود مشغولند. نه از سیاه پوش کردن معابر و مساجد خبری است و نه از صدای نوحه و مراسم عزاداری. اما آنچه را که نمی‌توان با قوانین و مجازات مهار کرد فرهنگ است. فرهنگی که با گذشت چندین نسل از ممنوعیت برگزاری مراسم عاشورا همچنان سینه به سینه در بین مردم نخجوان محفوظ است.<br />
روز تاسوعا و عاشورا تعطیل رسمی نیست و مردم در مساجد از ترس برخورد نیروهای امنیتی بسیار آرام سینه زده و یا ترجیح می‌دهند با دست بروی پای خود بزنند. جمله معروف رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته را می‌توان به وضوح در نخجوان احساس کرد. با نزدیک شدن عاشورای حسینی تعداد مامورین یونیفرم پوش و لباس شخصی در شهر به صورت محسوسی افزایش یافته و شهر حالتی امنیتی به خود می‌گیرد.<br />
رفت و آمد به مساجد کاملا مورد بررسی امنیتی قرار می‌گیرید و کوچکترین تحرکی با عکس‌العمل پلیسی همراه است. ولی گویا مردم با این موضوع انس گرفته و بی‌اعتنا به آن به عزاداری و سایر مراسم خود مشغولند. اوج اوضاع امنیتی در شب عاشورا و روز عاشورا است. البته سایر روستاها و شهرهای دیگر نخجوان از این قاعده مستثنی نیستند و چشم‌های امنیتی – پلیسی حکومت در همه جا حضور دارد. مردم شهر نخجوان از بیم افزایش فشارها و تهدیدها حتی درون مساجد را نیز سیاه پوش نمی‌کنند و در این باره می‌گویند که به سیاه پوش کردن مساجد و زدن بیرق و پرچم اعتقادی ندارند.<br />
روضه‌خوانان و منبری‌ها حق انتقاد از سیاست‌های دولت را ندارند و از اسرائیل و آمریکا نباید صحبتی به میان بیاید و صرفا روایتی داستان گونه و حزن‌آلود از واقعه عاشورا برای مردم بازگو می‌شود. مسجد حضرت زهرا (س) که اهالی نخجوان به آن مسجد ایرانیان نیز می‌گویند نیز در این میان نقش مهمی ایفا می‌کند. مسجدی نسبتا بزرگ که به همت ایران ساخته شده است. بیش از ۷۰ درصد مسجد را خانم‌ها پر کرده‌اند و تنها ۵ یا ۶ صف را آقایان به خود اختصاص می‌دهند. خانم ها با همان حجاب داخل شهر، برخی آنها با سر برهنه و دامن پوش‌های کوتاه و آرایش های غربی در مسجد حاضر می شوند و در بین خود احسان (نذری) پخش می‌کنند. در این بین حضور جوانان بسیار جالب توجه است و نوحه‌ها و مرثیه‌ها از حفظ خوانده می‌شود.<br />
در پایان باید اشاره کرد که مردم محدوده آران با گذشت سال‌ها دوری از اسلام و آموزه‌های ناب بی‌شک بسیاری از راه را بدون راهنما و چراغ حرکت کرده‌اند چراغی که تنها، و بر اثر فشارهای دولتی در دل‌های آنها روشن مانده است. از این‌ رو در بررسی و مشاهدات میدانی از آئین و رسوم‌های مذهبی، گمراهی‌ها و کج‌‌روی‌های دیده می‌شود که با چهره اسلام ناسازگار و مرهون سال‌ها اسلام‌ستیزی و ایران‌هراسی دولت‌های منطقه و فرا منطقه‌ای است.</p>
<p><strong>منابع</strong><br />
- خبرگزاری آران، چهارشنبه ۹آذر ۱۳۹۰، <a target="">http://www.arannews.ir</a><br />
- خبرگزاری اسلام‌‌تایمز، جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰، <a target="">http://www.islamtimes.org</a></p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%b4%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%83%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جمهوری آذربایجان؛ایران در پشت ترور دیپلمات های اسرائیل است</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%9b%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%9b%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 18:34:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری آذربایجان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=318</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش اسلام تایمز ؛ در پی ادعای بی پایه ی نخست وزیر اسرائیل مبنی بر اینکه ایران و حزب الله لبنان عامل حملات علیه خودروهای دیپلماتیک سفارتخانه های اسرائیل در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش اسلام تایمز ؛ در پی ادعای بی پایه ی نخست وزیر اسرائیل مبنی بر اینکه ایران و حزب الله لبنان عامل حملات علیه خودروهای دیپلماتیک سفارتخانه های اسرائیل در هند و گرجستان است نمایندگان مجلس جمهوری آذربایجان هم این اتهامات را متوجه ایران کردند. </p>
<p>نمایندگان مجلس جمهوری آذربایجان در یک جلسه علنی که امروز برگزار شد و از شبکه آ ان اس آذربایجان پخش شد ، ایران را دشمن کشورشان اعلام کردند و پیرو ادعای نتانیاهو ، تمام گفته های نخست وزیر رژیم صهیونیستی را تأیید کرده و جمهوری اسلامی ایران را عامل اصلی این حادثه های تروریستی بر علیه دیپلماتهای اسرائیلی در هند و گرجستان دانستند.</p>
<p>گفتنی است در ادامه این جلسه گفته شد که ایران سالهاست که در مسائل داخلی جمهوری آذربایجان دخالت میکند و شبکه جهانی سحر را یکی از مصادیق این دخالت دانستند.</p>
<p>بنیامین نتانیاهو نیز که در جمع نمایندگان حزب لیکود صحبت می کرد این دو عملیات را با گزارش ها قبلی درباره عملیات های خنثی شده علیه سفارتخانه های اسرائیل در تایلند و  جمهوری آذربایجان ، مرتبط دانست.</p>
<p>حمله به دیپلمات های اسرائیل در گرجستان، خنثی شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%9b%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جلسه دادگاه تجدید نظر زندانیان حجاب در جمهوری آذربایجان امروز برگزار می شود</title>
		<link>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 18:26:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hatami</dc:creator>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidari.info/?p=310</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;واقف مورسا گلی اف&#8221;رئیس دادگاه تجدید نظر باکو اعلام کرد،جلسه دادگاه تجدید نظرمحمد عسگر اف و طغرل اسکندر اف که به علت بررسی اعتراض یکی از وکلای این زندانیان، به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">&#8220;واقف مورسا گلی اف&#8221;رئیس دادگاه تجدید نظر باکو اعلام کرد،جلسه دادگاه تجدید نظرمحمد عسگر اف و طغرل اسکندر اف که به علت بررسی اعتراض یکی از وکلای این زندانیان، به تاخیر افتاده است امروز برگزار می شود. </p>
<p>ماه گذشته میلادی، دادگاه منطقه نریمانف باکو در حکمی، ممد عسگراف و طغرل اسکندر اف را به سه سال زندان محکوم کرد که با اعتراض به این حکم، پرونده آنان به دادگاه تجدید نظر باکو ارجاع شد. </p>
<p>شمار زیادی از فعالان اسلامی در جمهوری آذربایجان، به دلیل اعتراض به سیاست های اسلام ستیزانه باکو و تاکید بر لغو ممنوعیت حجاب در مدارس متوسطه، ازسوی پلیس این کشور بازداشت شدند.<br />
چندی پیش وزیر تحصیل جمهوری آذربایجان با صدور بخشنامه ای، دانش آموزان محجبه این کشور را به بهانه رعایت پوشش یکسان در مدارس متوسطه، از رفتن به این مدارس و حق تحصیل محروم کرد .<br />
 <br />
محدودیت و ممنوعیت غیرقانونی حجاب اسلامی در جمهوری آذربایجان که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند، با واکنش تند محافل دینی و مردمی در داخل و خارج از این کشور، مواجه شد.</p>
<p style="text-align: justify;">به گزارش اسلام تایمز</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidari.info/1390/12/02/%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

